خواندنی های تاریخی

کشور شمشیر
IMAGE

عربستان صدر اسلام، تا به هنگام حضور خلفای سه گانه همواره مرکزیت جهان اسلام را بر...
آیت الله آخوند ملامحمد کاظم خراسانی و مشروطیت ایران
IMAGE

  مرحوم آخوند، دفع افسد به فاسد کرد!    «آیت الله آخوند ملامحمد کاظم...
قبور ائمه بقیع چگونه و چندبار تخریب شد؟
IMAGE

تا پیش از تخریب و ویرانی قبور مطهر بقیع توسط وهابیت متعصب که براساس معتقدات خود،...
اگر به فراموشخانه بروید، شیر هشت ماه داده را حلال نمی کنم
IMAGE

زمانی که ناصرالدین شاه قاجار به سفر فرنگ می رفت به جز رجال و نظامیان و غیره که...
با میرزا عبدالجبار
IMAGE

سفرنامه ای است نسبتا خواندنی از سفری که حاجی میرزا جبارخان نصیر الممالک (1336 ـ 1272ق)...

دو احمق از راهی می گذشتند.

اولی گفت: دلم می خواهد خدا هزار گوسفند به من می داد و من زندگی ام را رو به راه می کردم.

دومی گفت: من هم دلم می خواهد خدا صد گرگ درنده به من می داد تا همه آن ها به جان گوسفندان تو می افتادند و همه را می خوردند.

 

اولی ناسزایی به دومی گفت و افتادند به جان هم.

ملا که از آن طرف ها می گذشت دید که آن دو دعوا می کنند. علت دعوایشان را پرسید. دو احمق دست ازدعوا کشیدند و ماجرا را برای ملانصر الدین تعریف کردند.

ملا کوزه عسلی را که همراه داشت به زمین زد و گفت: خون من مثل این عسل به زمین بریزد اگر دروغ بگویم! شما احمق ترین آدم های روی زمین هستید.

علی صفی، لطایف الطوایف، ص 411.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدیدکنندگان

0601093
امروز
دیروز
This Week
Last Week
This Month
Last Month
بازدید کل
204
2189
4714
17409
50214
477423
601093

Your IP: 54.80.236.48
2017-10-24 02:06:21

ورود کاربران

برای استفاده از امکانات سایت مانند ارسال و پیگیری مقالات ، دانلود کتب و نقشه ها و دریافت خبرنامه سایت باید در سایت عضو شده، با نام کاربری خود وارد شوید!