Take a fresh look at your lifestyle.

شب ماشوش!

این ترم، درسی با عنوان مناسبت ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس داشتم و به اجبار! به مطالعاتی درباره مناسبات ایران و جنوب عراق و منطقه بحرین مشغول شدم. دو نکته را یادآور می شوم. اولا بحرین در اصطلاح قدیم آن از زیر بصره تا نزدیکی مرزهای عمان را در سواحل جنوب غربی خلیج فارس شامل می شده و در عمق، شامل منطقه قطیف و احساء‌ تا هفوف که در شمال ریاض است هم می شده است.

دوم این که این منطقه از آغاز شیعه علی بن ابی طالب (ع) بودند و قبیله عبدالقیس که ساکنان اصلی این منطقه بودند در جنگ جمل که در بصره رخ داد، جانب ایشان را گرفتند.. در اواخر قرن سوم قرامطه که شعبه ای از شیعیان فاطمی و اسماعیلی و البته افراطی و بدوی بودند پدید آمدند. شماری از آنان با گناوه و اهواز و بصره مرتبط بودند اما مرکز ثقل فعالیت در بحرین و قطیف و احساء بود. قرامطه سالها یعنی از حوالی 280 تا 470 در این منطقه حکومت کردند و البته به دلیل همین اسماعیلی بودن، مثل فاطمی ها آثار فرهنگی آشکاری نداشتند. با این حال قبایل عربی این نواحی مانند عبدالقیس شیعه بودند. جانشین قرامطه یک دولت شیعی با نام دولت عیونی بود که اطلاعات کمی درباره آنها به خصوص در زبان فارسی هست. دولت عیونی به تقریب در حوالی سال 466 پدید آمد و توانست قرامطه را برانداخته و از سوی دیگر پای سلجوقیان را هم ازین منطقه قطع کند. سکه هایی از رجال این دولت که تا قرن هفتم بودند، برجای مانده که علی ولی الله دارد. شهرت دارد که اینها تشیع معتدل تری در این ناحیه مستقر کردند. سندی در سجلات مستنصریه مربوط به مستنصر فاطمی هست که او به حاکم صلیحی یمن نوشته است که دولت عیونی مربوط به فاطمیان است و خطبه به نام آنان می خواند. اما به نظر می رسد اثر فاطمی در آنها چندان نیست و حدس قوی آن است که این دولت به تدریج شیعه امامی شده و این همان تشیعی است که تا به امروز در بحرین مانده است.

اما سوژه این بحث این که ابن مقرب که شاعری از عیونی ها بوده و دیوانش تاریخ این سلسله است (و خودش 618 در موصل بوده!) در شعری می گوید یکی از امرای ما رسم ماشوش را برانداخت. منا الذی ابطل الماشوش و انقطعت / آثاره و انمحی فی الناس و انطمسا. این رسم ماشوش یا حاشوش که در برخی از منابع آمده چیست که قرامطه به آن متهم شده اند؟ شوقی ضیف لابد بر اساس همین شعر درباره دولت عیونی می گوید که اینها دولت قرامطه را برانداختند و به خصوص رسم ماشوش را. سپس درباره این رسم می نویسد: در این رسم چنان که زنان و مردان اینها در شب عاشورا جمع شده، شمع و چراغ روشن کرده، می نوازند و می رقصند و بعد هم چراغ را خاموش کرده مختلط می شوند. (تاریخ الادب العربی شوقی ضیف ج 5، ص 42). جالب است که می گوید بنا به نقل فواد حمزه در کتاب قلب جزیره العرب این رسم تا به امروزه هم باقی مانده است که به دین ترتیب آن را به شیعیان نسبت می دهد! حقیقت آن است که لیله الماشوش اصطلاحی مسیحی است که به گفته ابوریحان به شب 19 صوم ایلیا یا شب جمعه ای که مسیح در آن گرفتار مصایب صلیب شد گفته می شود. اقوال دیگری هم هست. این شبی است که مسیحیان در آن شب، مسیح را طلب می کنند (الاثار الباقیه: 400). این اتهام نخست بار به مسیحیان زده شده که در آن شب زنان و مردان مختلط شده و چراغ ها را خاموش کرده و در هم آمیخته می شوند. اتهام یاد شده از پیش از اسلام وجود داشته و همان زمان نیز مسیحی ها آن را تکذیب کرده اند. http://www.bible-researcher.com/persecution.html. انعکاس این اتهام به مسیحیان در آثار مسلمانان هم دیده می شود که نمونه آن در معجم البلدان است (معجم البلدان، ج 2، ص 508) که از کتاب الدیارات شابشتی گرفته است. در کتاب دیارات النصرانیه فی الاسلام هم از حبیب زیات بحثی درباره شب ماشوش دارد. اما جالب است که این اتهام جنسی، به تدریج در مناطق عراق و سوریه و بحرین توسط مخالفان هر فرقه و طایفه به دیگری منسوب می شده است. دروزیها، شبکی‌ها، یزیدی ‌ها، نصیری ها و عده ای دیگر غالبا محل اصلی این اتهام که ریشه مسیحی داشته و در آنجا نیز اساسی نداشته، شده اند. مقاله بسیار عالی درباره ماشوش یا حاشوش توسط مصطفی جواد در مجله لغة العرب سال هشتم، شماره 5 منتشر شده که ریشه لغوی آن، آنچه درباره مسیحیان یا قرامطه بوده و اتهاماتی که عینا به شبکیه و یزیدیه زده شده و این که اساس همه اینها اتهامات بی پایه است شرح داده شده و نشان می دهد که اتهامات جنسی چه جایگاهی در بحثهای فرق و مذاهب دارد. معمولا این اتهامات به خرم دینان نیز زده شده است. مصطفی جواد تمامی این اتهامات را نشأت گرفته از نوعی دشمنی فرقه‌ ای دانسته و قبول ندارد. اما مقاله دیگری با عنوان «لیلة الماشوش و لیلة الکفشة» توسط شکری محمود احمد در مجله الرساله در سال 1966 شماره 742 منتشر شده که اطلاعات دیگری در این باره در آن درج شده و از جمله اتهاماتی که نسبت به بابکیه هم در امور جنسی و از همان قبیل زده شده مورد بحث قرار گرفته است. گرایش این نویسنده این است که گویی تمامی آنچه درباره مسیحیان و بابکیه و قرامطه و نصیریه و شبکیه و غیره و غیره گفته شده ثابت دانسته و همه را متهم می کند که چنین شبی با چنین اختلاطی داشته‌ اند. او ماشوش را از کلمه مش یا مس می داند که از همان مس کردن و لمس کردن گرفته شده است. جستجوی بیشتر توسعه این اتهام را در دو سه دهه اخیر نسبت به شیعیان نشان داده و ادبیات و لغات تازه هم برای آن درست شده است. لیلة الطفئه که به معنای شبی است که چراغها را خاموش می کنند. لیله الافاضه، لیله التشویق هم از دیگر تعابیری است که در این باره بکار می برند. این تعابیر را می توان در فحش نامه هایی که در سالهای اخیر غالبا توسط سلفی ها علیه شیعه نوشته شده ملاحظه کرد.

 

منبع: کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران

Leave A Reply

Your email address will not be published.