Take a fresh look at your lifestyle.

پاپ ایرانی

پاپ و  papa در زبان لاتینی، لقب رهبر کاتولیک های جهان است. وی، والاترین و مقدس ترین مقام مذهبی در کلیسای کاتولیک روم است که بالاترین مقام مذهبی در کلیسای کاتولیک محسوب می‌شود. واژه پاپ  به معنای پدر نیز، به کار می رود، زیرا: گسترش عدل خداوند در تمامی کلیساها از سوی عیسی مسیح، به پیتر، مژده داده شده بود و پاپ رم جانشین پیتر است، لذا، جانشین حقیقی مسیح و رهبر کلیسا و پدر و معلم تمامی مردم مسیحی، محسوب می‌شود.

قدرت پاپ گسترده است. او قاضی اعظم مؤمنین است و تمامی موارد خاص باید تحت نظر او قضاوت شوند و هیچ قدرتی بالاتر از او نیست و هیچ کس نمی‌تواند قانوناً بر او پیشی بگیرد.کلیسای کاتولیک می‌آموزد که هر موجودی برای نجات و رستگاری باید پیرو پاپ رم باشد. این آموزه، گاهی به این صورت بیان می‌شود که خارج از کلیسا، رستگاری وجود ندارد. هیچ کس نمی‌تواند در زمرهٔ پیروان عیسی مسیح قرار بگیرد مگر آن که توسط پاپ رم، رهبری شود و تنها با این کار، بشریت نجات خواهد یافت، با این وصف، پاپ تکالیف و اختیارات سیاسی ندارد.       

پاپ ایرانی واژه ایی است که اسدآبادی چند بار از جمله در نامه مفصل خود به ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) و جراید لندن به کار برده است. مراد او از پاپ ایرانی ها، سید جمال الدین اسدآبادی نیست، اگرچه خود را چنین معرفی می کند:" لقب من که پسر پیغمبر است برای تمام فرنگ دلیل خواهد بود که من شخصی معروف در تمام ممالک پادشاه ایران، صاحب اعتبار و نفوذ بوده و خود پادشاه و جمیع وزرای ایشان و سفراء و رؤسای مذهب مقدس ما، مرا در مقام بلندی که عمل مذهب دارم، می شناسند و مرا معلم عمده برای مردم می دانند."[1] او در شناساندن خویش پا را از شهرتی که برای خود قائل است، فراتر می گذارد و به نفوذ و تأثیرش اشاره می کند."من … که در تهران وارد شده ام، مردم مرا اسباب آرزوهای خود دانسته اند و از این بابت، اظهار خوشوقتی می نمودند، پادشاه از روی لطف، مرا پذیرفتند و کلمات و مطالب مرا تحسین فرمودند… ولی در این بین غفلتا مرا دستگیر و نفی بلد و حبس نمودند، دوستان مرا محبوس نمودند و بدون استنطاق، آن ها را دچار صدمات کردند، پس از این مطلب،چشم های مردم باز شده و بر آن ها، معلوم کردند که دیگر نباید به وعده های پادشاه اعتمادی نمایند."[2]

سید با این شهرت و نفوذی که برای خویش قائل است، خودش را پاپ ایرانی نمی داند،حتی مراد او از پاپ ایرانی، مردانی مبارزه ایی چون ابومسلم خراسانی نیست گرچه در "نامه‌ اش‌ به‌ يكي‌ ازبلندپايگان‌ عثماني‌ در مورد لزوم‌ اتحاد دنياي‌ اسلام‌، به‌ ابومسلم‌ خراساني‌ وكوشش هايي‌ كه‌ او در راه‌ تغيير دستگاه‌ بني‌اميه‌ كرده،‌ اشاره‌ مي ‌كند و بدان‌وسيله‌ خواسته‌ است‌ كوشش هاي‌ او را سرمشقي‌ براي‌ قيام‌ در راه‌ اصلاحات[عثمانی]‌ قلمدادكند."[3]  بلکه پاپ ایرانی، اشاره ایی است که او به مجتهد اول می داد."مجتهد بزرگ در کربلا… در حقیقت پاپ ایرانی ها می باشد."[4] قدرت وی چنان است که: پادشاه، که آن قدر در اقدامات سخت بوده اند از حرکت مجتهد بزرگ در کربلا متوض شده و عمل امتیاز دخانیات باطل گردیده است."[5] او کسی است که" یک نفر او بالاتر از یک نفری است که پیوس نهم به پادشاه ایطالیا نمود."[6] سید در این نامه، به ملکه ویکتوریا از شورشی که در مخالفت با اعطای امتیار رژی در راه است چنین هشدار می دهد:"باید دانست که شورش سختی طبایع مردم را مستعد کرده…این شورش از حالا در شمال و جنوب و مشرق و مغرب به ظهور رسید."[7] این شورش را با مجتهد بزرگ پیوند می زند. قرار گرفتن پاپ و مجتهد(مرجع) درعالی ترین مقام یا مقامات مذهبی کاتولیک و شیعه، سید را به کاربست واژه پاپ ایرانی کشانده است اما، تأکید بر واژه ایرانی، نشان گر تفاوت های عمیقی است که بین پاپ و مجتهد یا مرجع وجود دارد، بخش مهمی از این تفاوت ها که به عرصه امور سیاسی برمی گردد، به مقام عالی شیعه، چنان قدرتی می دهد که از خارج ایران(عراق) شورش یا قیامی را در سرتاسر ایران، پدید آورد. بدین سان، سید به جای سنتی کردن یک مفهوم مدرن، یک مفهوم مدرنی را خلق می کند که دارای بار سنتی است و مستقیم ریشه در مذهب شیعی دارد.

برآیند مواجهه و گاه انفعال سید با مفاهیم مدرنی چون ملت، جامعه و … شکی باقی نمی گذارد که هدف سید، کنار نهادن، سنت نیست بلکه توانمند سازی آن است، در واقع، تلاش او بهمشروعه نزدیک تر بود تا مشروطه"[8]  و مدینه فاضله انسانی و صراط المستقیمی او، بر مدار قرآن قرار داشت، [9](تحمیل معنای مدرن مفاهیم بر سنت ایرانی – اسلامی) ولی نباید فراموش کرد که آراء و اندیشه های سید، گرچه سنتی است اما سنت نه به معنای دیروز، بلکه سنتی که متأثر از مدرنیت غرب یا در واکنش به غرب مدرن صورت می گیرد و این امر از نقاط گره خوردن سنت گرایی سید جمال و سید نصر است. به هر جهت بر روی این نکته باید تأکید کرد که نقش غرب و مفاهیم مدرن سیاسی،همان عینی است که اصالت ندارد اما در شکل دهی به ذهن(سنت) نقش محوری دارد.شاید بتوان  مفهوم سنت مدرن را برای این موضوع به کار برد اما چنین مفهومی را باید با احتیاط به کار بست.                                                                                                   

 


[1]– سیدجمال الدین اسدآبادی، نامه های سیدجمال الدین اسدآبادی،گردآورنده: ابوالحسن اسدآبادی(تهران: کتاب های پرستو،1349)ص27.

[2]همان،ص42.

[3]–  حائري،تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق،همان.

[4]– اسدآبادی، نامه های سیدجمال الدین اسدآبادی،همان، ص41.

[5]همان.

[6]همان،ص42.

[7]همان،ص40.

[8]– آجودانی،همان،ص 523 و 521، 353 ، 343 ، 338 ، 332 ، 329، 281، 249.

[9]-میرزا لطف الله خان اسدآبادی، شرح حال و آثار سیدجمال الدین اسدآبادی(تهران: انتشارات ایرانشهر،1304)ص28.

 

 

Leave A Reply

Your email address will not be published.