Take a fresh look at your lifestyle.

بررسی و نقد کتاب «افضل التواریخ»

میرزا غلامحسین خان افضل‌المُلک، مورخ دولتی و رسمی عهد مظفرالدین شاه است و کتاب «افضل‌التواریخ» او وقایع سالهای 1313 تا 1317ق، را در بردارد. داستان تألیف از آنجا شروع می‌شود که غلامحسین خان کتابی به نام تاریخ جلوس مظفر می نویسد و به مظفرالدین شاه تقدیم می‌کند. شاه از این کتاب خوشش می آید و…

زندگی و شرح حال افضل المُلک
غلامحسین خان افضل‌المُلک (1348- 1279ق) معروف به «ادیب» و «ادیب کرمانی» فرزند مهدی خان بن علیخان شیرازی زندی، یکی از مورخان و سفرنامه نویسان دوره قاجاریه به شمار می رود. وی دروس مقدماتی را در زادگاهش تهران فرا گرفت و سپس به دارالطباعه ناصری که تحت ریاست محمدحسن خان اعتمادالسلطنه بود راه یافت و تحت تعلیم او به فعالیت پرداخت. غلامحسین خان در سال 1294ق، دبیر وزارت انطباعات شد و در آنجا توانست برخی از رساله‌ها و سفرنامه های خود را گردآوری نماید. در زمان سلطنت مظفرالدین شاه به واسطه دوستی با میرزا علی‌اصغر خان امین‌السلطان و با سفارش وی، مورخ رسمی شاه شد و در 1313ق، به دستور مظفرالدین شاه، تاریخ دولتی و ثبت احکام شاهانه را بر عهده گرفت. افضل‌المُلک طی سالهای 1317- 1314ق، وقایع این دوران از سلطنت مظفرالدین شاه را در کتابی به نام «افضل التواریخ» به نگارش درآورد. 1
 
در سال 1321ق، با سِمت مستوفی دیوان اعلی و در رکاب علی نقی میرزا رکن الدوله ثانی حاکم جدید خراسان به آنجا رفت و به کارگزاری مخصوص ایالت خراسان و ریاست دارالانشاء حکومتی منصوب شد.2 در زمان ریاست وزرایی علاءالسلطنه به ریاست دفتر ایالتی مازندران منصوب شد و پس از آن در سال 1323ق، به پیشکاری حکومت قم برگزیده شد. با اتمام مأموریتش در قم از کارهای حکومتی کناره گیری کرد و بیشتر به مطالعه کتابهای تاریخی و دیوانهای شعر شاعران مشغول گردید. او شاعری توانا هم بود و در شعر «المعی» تخلص می کرد. از او دیوانی به فارسی و عربی بر جای مانده است. افضل‌الملک یکی از متقدمین سفرنامه نویسان دوره قاجار است که در این زمینه نیز آثاری از خود  بر جای گذاشته است.
 
محتوای کتاب «افضل‌التواریخ»
میرزا غلامحسین خان افضل‌المُلک، مورخ دولتی و رسمی عهد مظفرالدین شاه است و کتاب «افضل‌التواریخ» او وقایع سالهای 1313 تا 1317ق، را در بردارد. داستان تألیف از آنجا شروع می‌شود که غلامحسین خان کتابی به نام تاریخ جلوس مظفر می نویسد و به مظفرالدین شاه تقدیم می‌کند. شاه از این کتاب خوشش می آید و مقرر می دارد که همه ساله «شرح وقایع سلطنتی و کارهای عمده دولتی را بنگارد و به حضور مبارک تقدیم دارد».
 
افضل‌المُلک، کتاب افضل التواریخ را در پنج جلد به نگارش درآورده که مشتمل بر واقعات عهد مظفری است. از سال 1313 تا 1317ق. وی هر کدام از مجلدات دوم، سوم، چهارم و پنجم را در چهار باب تدوین نموده است. باب اول هر مجلد به «شرح یکساله سلطنت»، باب دوم به «ذکر اسامی و تعرفه اشخاصی که در آن سنه به وزارت و پیشکاری ایالات یا حکومت ولایات یا مباشری ادارات و بیوتات دولتی نائل شده اند»، باب سوم به ذکر اشخاصی که در آن سنه «به لقب دولتی نائل شده اند یا امتیازات دولتی را از قبیل تمثال مبارک و سایر نشانهای معظمه برای خود تحصیل کرده اند و به خلاع فاخره سرافراز گشته اند»، باب چهارم «به ذکر اشخاص معروف محترمی که در ایران در آن سنه وفات کرده اند»، اختصاص دارد.
 
در جلد اول ضمن معرفی خود، به دستخط مظفرالدین شاه در سال 1313ق، اشاره می کند. او وقایع کتاب را از روز 17 ذیقعده 1313ق، مصادف با کشته شدن ناصرالدین شاه آغاز و تا روز دوشنبه 26 ذیحجه 1313ق، به اتمام رساند. این جلد در شرح وقایع نخستین سال سلطنت مظفرالدین شاه است، که آن را «جلوس مظفری» نام نهاد. کتاب مورد تأیید و تشویق شاه واقع شد و به امر شاه مقرر شد هر ساله وقایع سلطنت را بی کم و کاست به نگارش درآورده و در قبال آن اضافه مواجب دریافت کند. 3
 
در ابتدای جلد دوم، پس از حمد و ستایش خداوند به صورت دستخط شاه درباره پرداخت اضافه مواجب برای نگارش افضل‌التواریخ و نیز اعطای لقب «افضل المُلک» اشاره کرده است. جلد دوم را که مربوط به سال 1314ق، است  «افضل‌التواریخ» نامیده و از وقایع اول محرم 1314ق، آغاز کرده است و سپس به ذکر وقایع مهم در این سال مانند قتل میرزا رضا کرمانی در 17 ذیقعده اشاره کرده و شرح زندگی عباس میرزا مُلک آرا در باب چهارم آمده است. 4 او در این بخش به جغرافیای بخشی از مناطق مسکونی اشاره کرده است که شامل اوضاع و اخبار ممالک جهان، مساحت، جمعیت، کیفیت، حکومت، نام پادشاه یا حاکم، نام پایتخت و قیمت کالاهای وارد شده و صادر شده است که آن را در شش جدول (آسیا، اروپا، آفریقا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی و اقیانوسیه) آورده است.
 
جلد سوم، با شرح عزاداری محرم 1315ق، در صاحبقرانیه شروع می شود. در آغاز کتاب اخبار مربوط به دربار و خاندان پادشاه و سلامهای اعیاد و تلگرافهایی که به سلاطین ممالک فرستاده و جوابهایی که ارسال شده آمده است. همچنین در این جلد وزارت و صدارت میرزاعلی خان امین الدوله به صورت مفصل بیان شده است.
 
در ابتدای جلد چهارم، به شرح عزل امین‌الدوله از صدرات پرداخته و در باب دوم همین مجلد پس از اشاره به عزل و نصبهای پس از صدرات امین‌الدوله، به جغرافیای ایران پرداخته است. او ایران را به شش مملکت تقسیم کرده است: عراق، فارس، خراسان، آذربایجان، طبرستان و اهواز. سپس درباره هر یک شرح مختصری آورده اما مملکت ششم یعنی اهواز و خوزستان را به تفصیل شرح داده است. او اهواز را به نُه شهر تقسیم کرده است؛ رامهرمز، عسکر مکرم، جندیشاپور، شوق (شوشتر)، سورن، نهرمندی، ایذح، منامه، و درباره رامهرمز به تفصیل سخن گفته است. سپس به شرح برخی نقاط مهم خوزستان، رو کارون و عادات اهالی پرداخته است. او منبع اطلاعاتی خود را از سفرنامه «مسیو بابن و هوسه» نقل می کند. 5 که در آن به شهرهایی چون بهبهان و کازرون اشاره شده است و در باب چهارم کتاب نیز شرح حال صفی علیشاه آمده است. 6
 
جلد پنجم، با شرح عزارداری محرم 1317ق، آغاز شده سپس به تأسیس و گسترش مدارس جدید، نام مدارس و توجه شاه به اینگونه مدارس می پردازد. 7 در ادامه به پرداخت چهار قرضی که به عهده دولت ایران قرار داشته اشاره می کند. اول قرض رژی که 400 هزار لیره از دوره ناصری باقی مانده بود. دوم، قرض بانکهای روس و انگلیس و مسکویی که دولت ایران به این سه بانک پنج کرور و کسری مقروض بود. سوم، قرض دولت به کارکنان دیوانی که از چهار سال قبل عقب مانده بود. 8
 
افضل‌المُلک، در حین نگارش تمام مجلدات، گاه به جغرافیای مکانها پرداخته، گاه معانی اصطلاحات دیوانی، ترجمان احوال رجال، و ترتیب دوائر دولتی را داده، گاه به خرده گیری از امور دولت و ارائه پیشنهادهای اصلاحی برآمده است. اما کتاب پنج جلدی افضل التواریخ با شرح وقایع سال 1317ق، به پایان می رسد بدون آنکه به علت توقف کار اشاره ای کند. به نظر می رسد با پرداخت نکردن اضافه مقرری از سوی مظفرالدین شاه، او نیز از ادامه نگارش کتاب دست کشیده است.
 
شیوه تاریخنگاری
کتاب «افضل‌التواریخ» مانند دیگر تاریخهای رسمی و درباری، پُر از القاب و واژه های پرطمطراق است که برای شاه و درباریان به دنبال هم آورده می شود؛ اما این کتاب برای مطالعه و تحقیق راجع به وقایع چهار سال سلطنت مظفرالدین شاه یعنی دورانی که آماده یک خیزش همگانی بر ضد استبداد کهن بود، مفید است و دارای ویژگیهایی است که به آن اشاره می گردد. این کتاب نثری روان دارد و وقایع را بسیار واضح و روشن شرح می‌دهد. از دیگر امتیازات این کتاب این است که نویسنده با وجود آنکه مردی ادیب و نسبتاً مطلع است، اما غرور مورخین دولتی ــ نظیر اعتمادالسلطنه ــ در او دیده نمی شود تا جایی که گاه از کم دانشی خود می نالد. ولی به هر حال او یک مورخ رسمی و دولتی است. تاریخنگاران دولتی ویژگیهایی دارند که از ارزش کارشان می کاهد. اول اینکه عمداً و برای خوشامد ولینعمت خود واقعه یا رخداد کوچکی را بزرگ جلوه می دهند یا از کنار واقعه ای بزرگ با خونسردی می گذرند و حتی نامی از آن نمی برند؛ آنچنان که مثلاً درباره حوادث هولناکی همچون قتل عامهای آقا محمدخان قاجار در کرمان و مشهد و دیگر شهرهای ایران سکوت کرده اند و اطلاعات ما بیشتر از گزارش سیاحان یا فرستادگان دولتهای خارجی به ایران است.
 
افضل‌المُلک در کنار تملقها، حقایقی را هم می نویسد و ضعفها و کاستیها، رشوه خواریها و رذالتهای عصر مظفرالدین شاه را بر ملا سازد و این امتیاز بزرگ افضل المُلک به شمار می رود. کتاب افضل‌التواریخ از آثاری است که برای درک اوضاع اجتماعی، روابط ایران با کشورهای خارجی، موقعیت رجال ایران، وضع تعلیم و تربیت، اوضاع مالی، تجاری و عادات و سنتهای مردم ایران در چهار سال سلطنت مظفرالدین شاه باید با دقت و حوصله مطالعه شود و سپس مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
 
همان طور که گفته شد افضل المُلک یک مورخ دولتی است، مورخی که از دولت و شاه مواجب می‌گیرد که تاریخ بنویسد. روش او هم مانند دیگر مورخان رسمی است. ظاهراً گاه چاپلوسی می کند و چاره ای هم جز این ندارد. گاه واژه هایی پرطمطراق برای ستایش مظفرالدین شاه بیمار، ناتوان و بی اراده به کار می برد. اما سبک کارش با دیگر مورخان دولتی اندکی تفاوت دارد و همین تفاوت اندک هم برای او امتیازی شده است یعنی از واقعه یابی و واقع بینی به دور نیست، و از تحلیل و تعلیل حوادث و نتیجه گیریهای تاریخی خالی نمی باشد. او هر زمان که فرصت کند با ذکر لطیفه یا سخن رندانه ضربه خود را می زند؛ گاه با کنایه و استعاره ای ظریف، یک درباری ناتوان یا پادشاه بی اراده چون مظفرالدین شاه را به زیر مهمیز می کشد؛ این کار البته در آن دوران استبداد جسارت و شجاعت می‌خواست. درباره مظفرالدین شاه می نویسد: «در تمجید این شاه من چه نویسم که آیندگان بگویند چون افضل‌المُلک مورخ این دوره بوده است محض تملق و تمجید نوشته است به خدای احد و واحد که من تملق نمی نویسم و حقیقت نگاری می کنم. 9 هرچند این مدعات با توجه به شرایط آن دوره قابل اجرا نبوده و افضل‌الملک گاهی تملق دیگران را گفته، اما نسبت به تواریخ آن دوره از صداقت بیشتری برخوردار است. نگاه او به مسائل و رویدادها انتقادی است به عنوان نمونه از میرزا نظام الدین مهندس‌الممالک وزیر معادن به خاطر عدم استخراج معادن گرانبهای ایران، وارد نکردن ماشین ریخته‌گری و فعالیت نداشتن وزارت معادن انتقاد می نماید. یا در انتقاد از تمدن غرب  می نویسد: «اهل اروپ… جز محسوسات درک معقولات ندارند و اسم آنها را موهومات می گذارند». 10
 
 افضل المُلک مدعی است که هر مطلبی را بدون تملق و هر داستانی را به صدق نوشته است، البته باید متذکر شد که او همیشه هم حقیقت را بازگو نمی کند. افضل‌المُلک انسانی است که از نابسامانیهای کشور رنج می‌برد اما در عین حال نمی خواهد شغلش را از دست بدهد. وی مجبور بود هرچند گاه یکبار نوشته های خود را از نظر مظفرالدین شاه بگذراند. درباره مظفرالدین شاه می نویسد (در مفهوم دینداری) «این سلطان، خداشناسی و تدیّن را بر هوای نفس ترجیح داده است. اغلب از سلاطین ایران باده خواری داشته اند. این سلطان به هیچ وجه باده خواری ندارد. بسیار از سلاطین را دیدیم و شنیدیم که روزه می خورده اند یا گاهی در نماز غفلت داشته اند. این سلطان اقدس و وجود مقدس، روزه می‌گیرد و نماز می خواند و آیین دین را مواظب است. محتمل است که آیندگان گمان برند که من این مطالب را بدون حقیقت نوشته ام والله نه چنین است. سبک من به راست نویسی است و گمان نکنند که من «مورخ دولتی» هستم و مجبور بوده ام که این اغراقها بنگارم». 11
 
مظفرالدین شاه در مدت یازده سال سلطنت دوبار از روسیه قرض گرفت و عازم خارج شد. افضل‌الملک در مورد یکی از این قرضه ها با احتیاط می نویسد: «این قرض در سلطنت این پادشاه عادل بازل وقوع یافته است و الّا در دوره سلطنت شاهنشاه سعید چنین قرضی نبود و من نمی دانم که این پول را برای چه مصرف قرض کرده اند تا شرح آن بنگارم. فضول هم نیستم که تحقیق در این خصوص کنم». و ما نمی دانیم که شاه و امین السلطان با این پول عازم خارج شدند و سرانجام به قول مخبرالسلطنه هدایت: «از قرضه آنچه باقی مانده بود، در پاریس به مصرف خرید عروسک و اسباب بازی رسید». 12
 
در تمام کتاب افضل التواریخ، فقط یکبار جملات تند از او می خوانیم و آن هم زمانی بود که برخی از شاهزاده ها که والی ولایات بودند مواجب و حقوق افضل المُلک را که بر عهده او گذاشته شده بود نفرستادند و درنتیجه مهار قلم از دست تاریخنگار دولتی رها شد و او مجبور شد بنویسد: «چند سال که بعضی از حکام بی دین دیوث کج معامله ولایات، به لطایف الحیل حقوق مردم را نداده اند، و در حساب دولت خرج تراشیها کرده خود را طلبکار قرار دهند و در مقابل ده هزار تومان طلب از دیوان معادل پنجاه هزار تومان حقوق مردم را نمی پردازند». 13
 
افضل المُلک نه تنها ناقد سیاست و اجتماع است که در نقد ادبی نیز دست دارد از آن جمله انتقاد بر کتاب «الف اللیل» و نیز نقد اشعار عربی نظام العلما. وی به زبان فارسی تعصب داشته، از ترویج لغات و اصطلاحات غیر نیز بیزار است.
 
هوشیاری اجتماعی افضل‌المُلک در شیوه نگارش و انتخاب مضامین مؤثر افتاده و موجب شده که افضل التواریخ بر سایر تواریخ رسمی آن روزگار برتری یابد. از جمله عوامل این رجحان این اثر، گذشته از مواردی که ذکر شد  یکی هم ذکر معانی الفاظ و اصطلاحات رایج آن عصر است. «بسا می شود که مورخ، لفظی و اصطلاحی را توضیح نمی کند و آیندگان در فهم آن متحیّر می مانند. چنانکه مورخین و اهل اصطلاح این زمان، از اصطلاحات تاریخ بیهقی مسبوق نیستند و نمی دانند قاصد که می آمده و حلقه می زده است، به چه قسم بوده و چه ترتیبی داشته اند. چنانکه آن عادات از میان رفته شاید چاتمه گذاشتن این دوره هم از میان برود و کار به طرز دیگر صورت گیرد. لهذا من گاهی در این کتاب اصطلاحات و طرز رفتار این زمان را توضیح می کنم، که مردم آینده متحیّر نشوند».
 
در باب تاریخنگاری و موخین آن زمان نیز از نظری صائب برخوردار است. در انتقاد بر خیل مورخ نمایان عصر خویش می نویسد: «همین قدر گویم که در تهران، غیر از علما و حکما، سه هزار نفر ادیب و فاضل و مورخ است که اغلب آنها به طراری و خوشبختی در مجالس جلوه ها دارند و نطقها می کنند. لکن، اغلب از ایشان مایه علمی ندارند. اگر معانی و بیان یا یکی از کتب نحویه را پیش ایشان گذاری از عهده درس دادن برنیایند. و اگر ابن ابی الحدید یا مقدمه ابن خلدون یا دُرّر و غُرر سیدمرتضی را بخوانند در اغلب موارد عاجز مانده، درک مطلبی نمی کنند».
 
برخی دیگر از آثار افضل المُلک عبارتند از : «رکن الاسفار»، «سحر سامری و سفرنامه ناصری»، «سفرنامه خراسان و کرمان»، «کتابچه تفضیل و حالات دارالایمان قم»(یا تاریخ و جغرافیای قم)، «ظفرنامه عضدی»، «قرن السعاده»، «افضل التفاسیر»، «تاریخ صدور قاجاریه»، «سفرنامه کربلا»، «سفرنامه کلاردشت»، «یادداشتها» و … . 
 
کلیدواژه ها: افضل المُلک، افضل‌التواریخ، قاجار، تاریخنگاری.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. میرزا غلامحسین خان افضل‌المُلک، افضل‌التواریخ (تهران، تاریخ ایران، 1361، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان)، ص 27.
2. میرزا غلامحسین خان افضل‌المُلک، سفرنامه خراسان و کرمان (تهران، توس، به کوشش قدرت‌الله روشنی (زعفرانلو)، ص 125.
3. افضل‌التواریخ، ج2، ص 26.
4. همان، صص 128- 109.
5. این دو نفر برای تهیه تدارکات سفر هیئت دیولافوا به ایران آمده بودند.
6. افضل‌التواریخ، ج4، صص 337- 309.
7. همان، ج 5، صص 383- 382.
8. همان، صص 396- 395.
9. همان، ج1، ص 17.
10. همان، صص 20و 21.
11. همان، ص 141.
12. مخبرالسلطنه هدایت، خاطرات و خطرات (تهران، زوار، 1362)، ص 98.
13. افضل‌التواریخ، ص 291. 
 
* کارشناس ارشد تاریخ ایران دوره اسلامی، دانشگاه اصفهان، مدرس دانشگاه
m.yahyaabadi2012@gmail.com
مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
Leave A Reply

Your email address will not be published.