یکشنبه 1 خرداد 1401 برابر با Sunday, 22 May , 2022

آیین «تعزیه داری» در دهه ی نخست حکومت ظاهرشاه

طی مطالعاتی که داشتم به کتابچه ای هفت صفحه ای رسیدم با عنوان «اصولنامه ی تعزیه داری در افغانستان» که «ریاست عمومی مطابع» کابل، در تاریخ 19 حمل 1318 و در شمارگان 300 جلد چاپ کرده بود. اصولنامه ای که پنج سال قبل در 26 حمل 1313 خورشیدی تنظیم شده است و سعی می کند براساس آموزه های اسلامی و با درنظر داشتن ویژگی های فرهنگی جامعه شیوه نامه ای اجرایی برای یک‏دست کردن آیین سوگواری و مرگ و وفات در جامعه ارائه دهد.

این اصولنامه ی هفت صفحه ای و دوزبانه که به زبان های فارسی دری و پشتو است با مقدمه ای در اندازه ی یک پاراگراف و مفهوم شناسی واژه ی «تعزیه» آغاز می شود و تمام گفته های خود را در 13 بند و دو محور کلی «شیوه ی تعزیه داری» و «صورت تجهیز و تکفین» ارائه می کند.

«اصولنامه ی تعزیه داری در افغانستان» یک شیوه نامه ی بسیار شفاف و مبتنی بر فرهنگ دینی جامعه ی افغانستان است که گرچه مستند به گزاره های دینی نشده، به خوبی می توان پشتوانه های دینی، مذهبی و فرهنگی اش را یافت.

این اصولنامه «تعزیه» را عبارت می داند از: «دعا کردن به متوفی و دلجویی و اظهار همدردی به تعزیه دار» و مدت شرعی آن را سه روز تعیین می کند، مگر اینکه «یکی از اقارب و منسوبین متوفی غایب بوده و یا تعزیه کننده حضور نداشته باشد و یا حاضر بوده و به فوت متوفی خبر نشده باشد، در آن صورت بعد از سه روز نیز جایز است.».

 «اصولنامه ی تعزیه داری در افغانستان» گرچه به لحاظ حجم جزوه ی کوچکی بیشتر نیست، آگاهی های مستقیم و غیرمستقیمی از تاریخ افغانستان در دهه ی نخست حکومت ظاهرشاه انعکاس می دهد که برای نگارش تاریخ اجتماعی و فرهنگی افغانستان در این دوره بسیار کارآمد است. جالب اینجاست که بدانید این اصولنامه پشتوانه اجرایی داشته و تصریح می کند: «اگر تعزیه دار و اقارب و همسایه و منسوبین متوفی خلاف مقررات این اصولنامه رفتار نمایند تعزیر خواهند شد.» «به تعقیب و مراقبت مواد اصولنامه ی هذا در مراکز روسای بلدیه و ماموران محلی بلدی و در محالات حکام محلی و علاقه داران و صاحب رسوخان قریه مسئول و مکلف هستند. اشخاصی که خلاف ورزی نمایند از مراجع فوق تحقیق و از طرف قضات ابتدائیه منسوبه تعزیر می شوند.».

این اصولنامه پرسش های متعددی را برای پژوهشگر تاریخ فرهنگی به دنبال دارد که نیازمند به تحقیق و پژوهش جدی است. برخی از این پرسش ها عبارت است از اینکه:

– چرا حکومت این اصولنامه را تدوین کرده و به دنبال یک‏دست کردن شیوده ی سوگواری و تعزیه داری در جامعه ی افغانستان است؟

– واکنش جامعه و مردم در برابر این اصولنامه چه بوده است؟

– حکومت چقدر در اجرایی کردن این اصولنامه کامیابی حاصل کرده است و با چه موانعی روبرو بوده است؟

– این اصولنامه تا چه زمانی رسمی و نافذ بوده است و از چه زمانی منسوخ شده است؟ چرا؟

/پایان/    

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب