شنبه 12 اسفند 1402 برابر با Friday, 1 March , 2024

بنگلادش: كشوري حج‌ گزار در جنوب آسيا

نام رسمي اين كشور جمهوري خلق بنگلادش[1]است. بنگلادش از شمال و شرق به ايالت آسام و از غرب به ايالت بيهار و بنگال غربي محدود شده و از جنوب شرقي با كشور ميانمار و از جنوب با خليج بنگال هم‌مرز است.[2]مساحت آن 143,998 كيلومتر مربع است.[3]اين كشور اكنون به شش ايالت به نام داكا، چيتاگونگ، كولنا، باريشال، سيلهت و راجشاهي تقسيم شده است. (تصوير شماره 18) بيشترين ميزان بارندگي در ميان كشورهاي آسيايي، به اين كشور اختصاص دارد. پايتخت بنگلادش شهر داكا است و بر پايه سرشماري سال ۲۰۰۰م. جمعيت استان داكا 38,678,000 تن برآورد شده است؛ مهاجرت روستاييان به شهرها شدت يافته است.

«بنگالي» زبان اصلي مردم اين كشور و يكي از شاخه‌هاي زبان‌هاي سنسكريت و آريايي در شبه قاره هند است. خط بنگالي نيز اصلاح شده خط سنسكريت است و شباهتي به اردو ندارد. البته لغات عربي، فارسي و انگليسي به آن افزوده شده است. تنها چند صد هزار تن مسلمان كه پس از تقسيم شبه قاره هند، از ايالت بيهار به بنگلادش مهاجرت كردند، به زبان اردو سخن مي‌گويند. زبان اقوام سرزمين‌هاي تپه‌اي شرق و شمال كشور نيز بيشتر از خانواده زبان‌هاي تبتي ـ برمه‌اي است.[4]بر پايه آمار جولاي 2004م. جمعيت بنگلادش 141,340,473 تن است.[5]دين رسمي اين كشور اسلام و مذهب رسمي آن حنفي مي‌باشد. حدود 85% از جمعيت اين كشور مسلمان و بيشتر حنفي مذهبند. 15% باقيمانده هندو و اندكي نيز بودايي هستند.[6]جز آن‌ها فرقه‌هايي از جمله قادياني، بهايي‌ها و اهل حديث نيز وجود دارند. شيعه اثني عشري در اين كشور در اقليت است.

 

ƒبنگال پيش از سلطه مسلمانان

نخستين بار پيش ازفتح سرزمين بنگال به دست مسلمانان، به سال 615م. تبليغ اسلام در اين سرزمين به دست برخي صحابه پيامبر9 مانند مالك بن وهب و قيس بن حُذيفه انجام پذيرفت.[7]از آن هنگام، ورود بازرگانان عرب به اين مناطق آغاز شد.[8]در سده هشتم م. دريانوردان عرب با كشتي‌ به سواحل بندر چيتاگونگ آمدند و در اين منطقه سكونت دائم گزيدند. پيشينه تماس مردم اين سرزمين با مسلمانان، به روابط بازرگاني يا ارتباط با كوچ‌نشين‌هاي مسلمان و كوشش‌هاي تبليغي گروه‌هايي از مسلمانان در اين منطقه پيشتر از فتح بنگال به دست مسلمانان برمي‌گردد. از سكه‌هايي كه در پهاپور و مينامتي به دست آمده، پيدا است كه در روزگار هارون الرشيد (حك: 170-193ق.) نيز مسلمانان در اين مناطق ساكن بوده‌اند.[9]نشانه‌هايي از آبادي‌هاي محل سكونت بازرگانان عرب، نزديك چاتگام، پيش از حمله محمد بن بختيار خلجي ديده شده است.[10]در روزگار تيموريان، مسلمانان از شمال هند و حتي تركستان و حبشه و ديگر كشورهاي دوردست به بنگال آمدند و در آن جا ساكن شدند.[11]

 

از نوشته‌هاي تاريخ‌نگاران مسلمان مانند مسعودي، ابن خردادبه و ادريسي به خوبي پيدا است كه اعراب با كشورهاي شرق آسيا ارتباط تجاري داشتند و از همين مسير به سواحل جنوب شرق آسيا كالا مي‌رساندند.[12]در سده يازدهم م. صوفياني از شبه جزيره عربستان، ايران، عراق، يمن و آسياي ميانه براي تبليغ دين اسلام به اين مناطق سفر نمودند.[13]

 

ƒفتوحات اسلامي به سوي بنگال

شواهد تاريخي نشان مي‌دهد كه در روزگار خلفا، سربازان مسلمان مرزهاي شمالي شبه قاره هند را درنورديدند.[14]به گفته نويسنده «تاريخ فرشته»، مُهَلَب بن ابي‌صُفره نخستين كسي بود كه به سال 28ق. قدم به سرحد هندوستان نهاد و به سال 44ق. شماري بسيار از هندوان به اسلام گرويدند.[15]فتوحات اسلامي در سده پنجم ق. در روزگار سلطان محمود غزنوي به سوي شمال شرقي هند گسترش يافت و تا دهلي رسيد.[16]

 

سلطان شهاب الدين به سال ۵۶۹ق. به گسترش فتوحات خود از حدود كرمان تا ولايت سند ادامه داد و به سال ۵۷۹ق. تا لاهور پيش رفت و بسياري از هندوان را به اسلام درآورد.[17]بر اثر فتوحات شهاب الدين، دامنه ممالك غَوْريان تا سواحل گَنْگا رسيد.[18]مردم هند بيشتر به دست همين تركان مسلمان گشتند و مردمان پاكستان و بنگلادش تاريخ سياسي خود را به حكمرانان مسلمان ترك پيوند مي‌دهند.[19]

 

سلطان شهاب الدين پس از فوت برادرش سلطان غياث الدين (م.۵۹۹ق.)كه به سال 571ق. از مولتان تا دهلي را تصرف كرده بود، فتوحات را در هند دنبال نمود. سپس سپاه احمد غزنوي بر شهرهاي گواليو، بوندلكند و دو منطقه بيهار و بنگال چيره شد؛ سلاطين غوري به ويژه سلطان شهاب الدين در دربار و سپاهيان، تركان را به كار گماردند و با كمك آن‌ها فتوحات را در سرزمين هندوستان دنبال كردند. قطب‌ الدّين اِيْبك، يكي از اين سرداران ترك، توانست متصرفات غوريان را در شمال هند گسترش دهد و تا شمال غربي هند پيشروي نمايد.[20]سردار ديگر ترك به نام اختيار الدين محمد بختيار خلجي، منطقه بيهار و بنگال را تصرف كرد.[21]پس از شكست «لاكشمن شن» واپسين فرمانرواي هندو به دست او، حكومت مسلمانان در بنگال مستقر شد.[22]

 

در سال 689ق. حكمرانان مملوك معزّي جاي خود را به سلسله خلجيان دادند كه از نسل اختيار الدين محمد خلجي بودند. آن‌ها موفق شدند مغول‌ها را كه بارها تا نزديك دهلي هجوم آورده بودند، از مرزهاي شمال غربي سرزمين خويش دور كنند.[23]

 

ابن بطوطه (م.779ق.)كه در سده هشتم ق. به قصد انجام حج، به سفري طولاني در كشورهاي مسلمان پرداخت، آن گاه كه به سرزمين هند و بنگال رسيد، از فراواني نعمت و ارزاق عمومي در بنگال گزارش داده و از رسم‌هاي و آيين‌هاي مسلمانان آن سرزمين ياد كرده و به معرفي اوليا و صلحا و شاهان آن ديار پرداخته است.[24]

 

پس از ترك‌ها، مغول‌ها در بنگال به حكومت رسيدند. آنان نيز تا اندازه‌اي به گسترش فرهنگ اسلام پرداختند. از همين رو، مبدأ تاريخ بنگلادش در روزگار سلطنت اكبر شاه به هجري شمسي تغيير يافت.[25]سلسله افغاني سور از سال 1538 تا 1564م. در سرزمين بنگال پادشاهي كردند. آن‌ها بارها براي حفظ منافع در سرزمين بنگال با لشكريان مغول به جنگ‌هاي خونين پرداختند. به سال 1564م. سلسله سور به دست خاندان كراني از ميان رفت. اين خاندان تا سال 1575م. بر بنگال تسلط داشتند تا اين كه به سال 1575م. به دست نيروهاي اكبر شاه مغول منقرض گشتند و حكومت مغولان در بنگال آغاز شد.[26]حكومت مغولان در بنگال تا 1757م. ادامه داشت و با شكست واپسين پادشاه مغول، نواب سراج الدوله، در اين منطقه، به دست نيروهاي بريتانيا خاتمه يافت.[27]

 

 ƒبنگال در دوره سلطه بريتانيا

در ميانه سده 18م. انگليسي‌ها براي تسخير اين مناطق با مغولان به نبرد پرداختند و بر اين سرزمين چيره شدند. اين نبرد در تاريخ بنگلادش به «نبرد پالاشي» معروف است.[28]از آن هنگام تا حدود دو سده، انگليسي‌ها حكومت خود را بر اين سرزمين ادامه دادند. مسلمانان و هندوها براي يافتن آزادي و استقلال كشورشان، با وحدت و همكاري بر ضد حكومت استعماري مبارزه كردند. اين سرزمين در اثر مبارزه دانشوران و بزرگان مسلمان شيعي و سني در سال 1947م. به استقلال رسيد و با توافق هندوان و مسلمانان، دو كشور هندوستان و پاكستان (شرقي و غربي) پديد آمدند؛ اين كشور از سال 1947 تا 1971م. به عنوان بخشي از خاك پاكستان به نام پاكستان شرقي شناخته مي‌شد. در 16 دسامبر سال 1971م. اين بخش استقلال يافت و نام جمهوري خلق بنگلادش را پذيرفت. در اين ميان، شاعران بنگالي به ويژه شاعر مشهور بنگالي قاضي نذر الاسلام[29]در بخشيدن روحيه حماسي به ملت بنگلادش به ويژه دانش‌آموختگان دانشگاه داكا تأثير فراوان نهادند.[30]

 

ƒحج‌گزاري

درباره حج‌گزاري بنگلادشي‌ها و روابط و مناسبات آن‌ها با حرمين، تا پيش از آغاز دوره حاكمان مسلمان در سده سيزدهم م. آگاهي‌هاي معتبر در دست نيست.[31]پس از استقرار خواجه معين الدين چِشْتي (633ق.) عارف نامدار شبه قاره در اين منطقه جنوب شرق آسيا، آشكارا از حج‌گزاري بنگالي‌ها نشان مي‌توان يافت. در آن هنگام، مردم با پاي پياده يا با الاغ و شتر به صورت كارواني رهسپار حج مي‌شدند و سفر آن‌ها ماه‌ها به درازا مي‌كشيد.[32]

 

در اين دوره، راه دريايي نيز به دليل امنيت بيشتر و نزديك‌تر بودن، براي سفر حج انتخاب مي‌شد. در گزارش‌هاي تاريخي آمده است كه حاكم داكا، شاه شجاع پسر دوم شاه جهان، به قصد حج‌گزاري راهي مكه شد و از راه دريايي به شبه جزيره عربستان رسيد.[33]

غياث الدين سلطان بنگاله در 809ق. هدايا و صدقات مالي گسترده‌اي براي حرمين فرستاد و قاضيان و امامان و خطيبان حرمين را خلعت پوشاند.[34]بر پايه گزارشي، همين سلطان در نوبتي ديگر هدايايي گرانبها براي حسن بن عجلان امير مكه فرستاد كه در آن خيمه‌اي براي سايه افكندن بر سر حاجيان نيز بود تا در صحن مسجدالحرام نصب شود.[35]

 

در 813ق. گزارشي درباره فرستادن هدايا و صدقاتي از سوي غياث الدين سلطان بنگاله به مكه در دست است. وزير اين سلطان به نام خان جهان موظف شد فردي به نام ياقوت غياثي را مأمور كند تا مدرسه‌اي در مكه نزديك مسجدالحرام بسازد. از اين رو، دو خانه چسبيده به مسجد نزديك باب ام هاني خريداري و ويران گشت و مدرسه‌اي ديني به نام مدرسه سلطان غياث الدين ساخته شد. نيز باغ‌ها و بستان‌هايي خريداري و وقف اين مدرسه شدند. در اين مدرسه، بر پايه مذاهب چهارگانه اهل سنت، چهار مدرس در نوبت‌ها و جاي ويژه خود، به تدريس معارف اسلامي و فقهي مي‌پرداختند. بعدها اين مدرسه به دست محمد بن بركات امير مكه و با همكاري قاضي شافعي شهر، ويران شد.[36]افزون بر اين، شاه بنگاله مدرسه‌اي در مدينه ساخت و براي مدينه و امير آن سرزمين، هدايا و اموالي فرستاد كه ميان راه مورد دستبرد قرار گرفت.[37]درباره رباطي نزديك مسجدالحرام كه همين سلطان ساخته، در منابع پسين گزارشي آمده است.[38]

 

در سال 832ق. جلال الدين محمد بن فندو، سلطان بنگال، اموال و هداياي فراوان براي مردم مكه و نيز امير آن اشرف بَرْسْباي فرستاد.[39]بعدها نيز همين شخص در فرستادن اموال و خيرات به مكه كوشا بود و پسرش نيز اين رفتار را تداوم بخشيد.[40]

 

در زمان‌هاي قديم‌تر، به دليل سختي و دوري راه، انجام حج از جانب مردم مناطق بنگال شرقي و غربي آسان نبود و حاجياني بسيار به سرزمين وحي مشرف نمي‌شدند. كساني كه قصد تشرف به حج داشتند، به صورت گروهي و دسته‌جمعي به اين سفر معنوي مي‌پرداختند. معمولاً خانواده‌ها و خانم‌ها در اين‌گونه كاروان‌ها راه نمي‌يافتند، مگر اين كه تجهيزات لازم در اين سفر پر مشقت را فراهم كرده باشند.[41]به احتمال بسيار، هر چهار يا پنج سال يك تن از هر منطقه اين سرزمين مي‌توانست به حج مشرف شود. هر گاه مسلماني براي مناسك حج آماده مي‌شد، در طول يك يا دو ماه بستگانش براي ديدار و وداع به او سرمي‌زدند. مردم از سفر حج بيمناك بودند؛ زيرا مكه از اين منطقه بسيار دور بود و حاجيان با طي مسافتي زميني بسيار طولاني به آن جا مي‌رسيدند. هر فرد براي سفر حج بايد ماه‌ها در سفر مي‌بود و در برگشت نيز مخاطره‌هايي را به جان مي‌خريد. بدين جهت، در اين دوره بيشتر مسلمانان مستطيع نمي‌توانستند در عمر خود بيش از يك بار به حج مشرف شوند. در اين ميان، نور قطب العالم (م.1447/1449م) به پاس اين كه توانسته بود بيش از يك بار به حج مشرف شود، در تاريخ بنگلادش شهرت يافت.[42]

 

در كتاب تاريخ بنگال بزرگ آمده است كه حاكمان بنگال و اميران آن‌ها هر سال افرادي را از مناطق گوناگون براي حج به مكه اعزام مي‌نمودند. آن‌ها در ايام حج در حرمين دفاتري برقرار مي‌كردند و در طول سال مدارس ديني را براي آموزش اسلام به افراد بنگالي زبان باز مي‌گذاشتند. اين مدارس با كمك ثروتمندان مسلمان بنگال تأسيس شده بود.[43]

 

‚1. روزگار سلطه بريتانيا:در نيمه دوم سده هجدهم م. با استيلاي سياسي ـ نظامي بريتانيا بر هندوستان كه هم‌زمان با رونق گرفتن سفرهاي دريايي بود، حاجيان هند و بنگال معمولاً از راه دريايي رهسپار مكه مي‌شدند[44]و با عبور از اقيانوس هند به بندر جده مي‌رسيدند.[45]در اين دوره، بخشي از رنج سفر كاهش يافت؛ اما حاجيان بنگالي براي عزيمت به مكه با پديده قرعه‌كشي روبه‌رو گشتند. با افزايش شمار خواستاران حج، دولت استعماري انگليس در هند شماري محدود از حاجيان را با قرعه انتخاب و آن‌ها را از راه كلكته و بندر بمبئي اعزام مي‌كرد.[46]

 

در اين ميان، راه زميني براي مسافرت به مكه از طريق ايران و كوفه يا ايران و بصره به عنوان كهن‌ترين مسير متداول بوده است.[47]تنها شاهدي كه از تاريخ مي‌توان براي اين مسير زميني ياد نمود، حج‌گزاري حاج محمد محسن است كه در سده هجدهم م. از طريق ايران و عراق به سرزمين عربستان رسيد و در آن جا از راه نجد و احساء به حرمين وارد شد.[48]

 

به سبب دوري راه، سفر حج بيش از شش ماه به درازا مي‌انجاميد. در اين دوره، بسيار رخ داد كه كشتي حامل حاجيان ميان راه دچار طوفان مي‌شد. برخي حاجيان بر اثر گرماي طاقت‌فرساي سرزمين حجاز در مكه يا مدينه و يا ميان راه جان خود را از دست مي‌دادند.[49]

 

پس از بيرون رفتن استعمارگران بريتانيا از هند، اين سرزمين به سال 1947م. به دو كشور مستقل تقسيم گشت. نام بخشي از سرزمين هند را پاكستان و بخش ديگر را هندوستان نهادند. در اين دوره، بنگلادش زير نظر دولت مركزي پاكستان كه در كراچي و سپس اسلام آباد مستقر بود، به عنوان پاكستان شرقي اداره مي‌شد. برنامه حج‌گزاري در اين دوره نظم بهتر يافت و بر شمار حاجيان افزوده شد. البته از زحمات طاقت‌فرساي اين سفر معنوي كاسته نشد. در اين زمان، دولتمردان پاكستاني همان سياست بريتانيا را دنبال كردند و شيوه قرعه‌كشي را ادامه دادند. هر سال شمار خواستاران حج از 20000 تن تجاوز نمي‌نمود؛ اما بيش از 3000 بنگالي نمي‌توانستند اعزام شوند. اين شمار از حاجيان بايد از مسير كراچي به مكه مي‌رسيدند و مشكلات سفر حج را همچنان به جان مي‌خريدند.[50]با وجود تحويل مبالغ تعيين شده به دفتر امور حجاج كه در وزارت امور ديني تأسيس شده بود، خواستاران حج سال‌ها از انجام حج محروم مي‌ماندند و با حسرت ايام را سپري مي‌نمودند.[51]

 

يكي از مسلمانان بنگلادش كه در سده هجدهم م. توفيق تشرف به مكه يافت و به اشتهار فراوان رسيد، حاج محمد محسن (م.1812م.) شيعه مذهب است كه مدارس، مساجد، يتيم‌خانه‌ها و حسيينيه‌هايي فراوان در بنگلادش و بنگال غربي به نام وي وجود دارد. همچنين حاج شريت الله (1781-1840م.) سني مذهب از حاجيان سرشناسي است كه هنگام حضور در مكه به باورهاي وهابيان تمايل يافت و پس از بازگشت نهضت فرائض را پي افكند و به ترويج باورهاي محمد بن عبدالوهاب پرداخت؛ حضور بنگالي‌ها در حرمين به دوران حكمرانان مسلمان در اين سرزمين برمي‌گردد. بنگالي‌ها از هنگامي كه به دست صوفيان و از طريق نفوذ حاكمان مسلمان به اسلام گرويدند، براي حضور در حرمين بسيار كوشيدند. اين حضور در دهه‌هاي اخير به گونه‌اي چشمگير نمايان گشته است. به گزارش‌ عوامل دولت بنگلادش از دهه شصت سده گذشته، برخي بنگالي‌ها در مكه و مدينه مناصب قضا را در دست داشتند. اكنون بنگلادشي‌ها در مشاغل گوناگون از خدمت حرمين گرفته تا پزشكي و مهندسي، در حرمين حضور دارند. در منابع بنگالي زبان كه تا پيش از دهه شصت سده بيستم م. نوشته شده است، كتاب‌هاي جداگانه با عنوان سفرنامه حج تدوين نشده است؛ اما بعدها كتاب‌هايي با عنوان‌هاي گوناگون كه حاوي گزارش سفر حج است، نوشته شده است. از جمله آن‌ها، حج و كعبه تأليف مولانا سمير الدين، مكه آمار و مدينه آمار (مكه و مدينه از آن من) تأليف مولانا حبيب الرحمان و مادها پراچه حافظي حضور (حافظي حضور در خاورميانه) تأليف پروفسور اختر فاروق شهرت بيشتر يافت.

 

‚2. دوران معاصر:در پي استقلال بنگلادش از پاكستان، وزارت اديان بنگلادش كارگزار امور حج گشت و زير نظر آن دفتري به نام «دفتر حج بنگلادش» مشغول به كار شد. مسؤولان اين وزارت امور حج را با جديت دنبال نمودند. در نخستين سال‌هاي پس از استقلال، اعزام حاجيان به طور مستقيم از طريق وزارت اديان انجام مي‌پذيرفت؛ اما چندي بعد اين سياست تغيير نمود و امور حاجيان از دو طريق دولتي و آژانس‌هاي مسافرتي دنبال شد. اين آژانس‌هاي مسافرتي بايد از وزارت اديان مجوز بگيرند؛ ولي در پذيرش حاجيان و دريافت هزينه‌ها، آزادانه عمل مي‌كنند. مردم به دلخواه خود يكي از دو طريق را براي سفر به حج مي‌توانند انتخاب نمايند. از اين رو، شمار خواستاران حج بسيار افزايش يافته است. در آغاز اين دوره، شمار حاجيان از 3000 به 24000 تن افزايش يافت.[52]بر پايه گزارش رسمي دولت بنگلادش، هر سال پنجاه هزار تن از حاجيان بنگلادشي به عربستان اعزام مي‌شوند. اما آمار غير رسمي از نزديك به صد هزار تن حكايت دارد.[53]بر پايه گزارش دفتر حج بنگلادش، به سال 2009م. شمار حاجيان بنگلادشي 58500 تن بوده است.[54]

 

دولت عربستان براي بنگلادش مانند ديگر كشورها در برابر هر هزار تن جمعيت، يك سهميه حج تمتع تعيين نموده است. اما به دليل كم بودن خواستار حج نسبت به جمعيت، هرگز شمار حاجيان اين كشور از سهميه تعيين شده فراتر نرفته است. بدين جهت، در سال‌هاي اخير، دولت عربستان محدوديت رسمي براي زائران اين كشور در نظر نگرفته است.[55]به گزارش سايت رسمي دفتر حج بنگلادش، به سال 2011م. از اين كشور، با مديريت مستقيم دولتي 15000 تن و با مديريت آژانس‌ها 105000 تن حاجي مي‌توانستند به عربستان اعزام شوند.[56]دختران مجرد و زنان بيوه تنها به شرط همراه داشتن بستگان محرم، مي‌توانند به سفر حج مشرف گردند.[57]

 

حج‌گزاري با مديريت مستقيم دولت، از لحاظ شمار حاجيان محدوديت و از لحاظ هزينه‌ها سقفي معين دارد. اما اعزام از طريق آژانس‌هاي مسافرتي، هزينه‌هاي معين ندارد و به تناسب نوع امكانات، مبالغي از حاجيان دريافت مي‌شود. بر پايه آمار رسمي دفتر حج بنگلادش، به سال 2011م. هر خواستار حج براي اعزام با مديريت مستقيم دولت مبلغ 259042 تاكا برابر با 3500 دلار بابت هزينه‌هاي سفر حج، جز تغذيه و قرباني، بايد پرداخت كند. متقاصيان حج با مديريت آژانس‌ها براي بليط هواپيما و امور اداره فرودگاه‌ها و نيز مخارج درون عربستان سعودي، هزينه‌اي مشابه را پرداخت مي‌نمايند و در ديگر موارد، سقف پرداختي با توافق آژانس‌ها انجام مي‌شود.[58]در بنگلادش هيچ كس حق وا‌گذاري يا انتقال سهميه حج خود را به ديگري ندارد و اگر كسي براي سهميه دولتي ثبت نام كرده باشد، در صورت انصراف، دولت مبالغ دريافتي را به وي برمي‌گرداند.[59]گزارش‌هاي مربوط به تعيين مقررات و هزينه حمل و نقل و اسكان حاجيان بنگالي، نشان مي‌دهد در روزگار اخير كه امنيت و سهولت راه‌ها افزايش يافته، جمعيتي بيشتر از مناطق هند و بنگال به سفر حج آمده‌اند و دريافت هزينه‌هاي سفر آنان براي مسؤولان عربستان حائز اهميت بوده است.[60]

 

در سفر حج، يك زائر بنگلادشي در برابر دولت يا آژانس مسافرتي به جز انجام اعمال فريضه حج هيچ مسؤوليتي ندارد. دولت هر سال برخي نيروهاي دولتي مانند مديران و پزشكان را براي ساماندهي و ارائه خدمات بهتر به عربستان اعزام مي‌دارد. آن‌ها بر مسكن، بهداشت و تغذيه حاجيان نظارت مي‌كنند.[61]زائران بنگلادشي اگر بخواهند از كشور خود به حج اعزام شوند، بايد با گذرنامه ويژه سفر حج، مسافرت نمايند.[62]

 

پس از استقلال بنگلادش در سال 1971م. اعزام حاجيان تنها از راه هوايي صورت مي‌گرفت؛ اما به تدريج اين مسير با مشكلات گوناگون مانند كمبود هواپيما و نياز به اجاره هواپيماي خارجي روبه‌رو شد. هر سال هواپيماهاي خارجي را براي حمل حاجيان اجاره مي‌كنند؛ اما اين كار نياز همه خواستاران را پاسخ نمي‌دهد. از اين رو، از سال2010 م. اعزام حاجيان از دو مسير هوايي و دريايي انجام مي‌پذيرد. رسم ديني رايج ميان بسياري از مردم از آغاز حج‌گزاري مسلمانان بنگلادش تا امروز اين است كه خواستاران حج خود را ملزم مي‌دانند تا لباس احرامشان را از مال حلال فراهم كنند. همچنين مسافران، پيش از عزيمت به سوي مكه، از خانواده و دوستان و فاميل طلب بخشش و عفوكرده، قرض‌ها را ادا مي‌كنند و وصيتنامه خود را مي‌نويسند.

 

منابع

اتحاف الوري:عمر بن محمد بن فهد (م.885ق.)، به كوشش عبدالكريم، مكه، جامعة ام القري، 1408ق؛اردو دائرة المعارف الاسلامي:زير نظر دانشگاه پنجاب، لاهور، 1969م؛اسلام و نذر اسلام:احمد شهاب‌ الدين، داكا، بنياد اسلامي، 1980م؛افادة الانام:عبدالله بن محمد الغازي (م.1365ق.)، به كوشش ابن دهيش، مكه، مكتبة الاسدي، 1430ق؛افغانستان در مسير تاريخ:غلام محمد غبار، تهران، جمهوري، 1374ش؛بلوغ القري في ذيل اتحاف الوري: عبدالعزيز بن فهد المكي (م.920ق.)، به كوشش صلاح الدين و ديگران، دار القاهره، 1425ق؛بنگلاپيديا:گروهي از مؤلفان، داكا، آسياتيك سوساتي، 2003م؛بنگلادش:زيبا فرزين‌نيا، تهران، وزارت امور خارجه، 1372ش؛تاريخ ابن خلدون:ابن خلدون (م.808ق.)، به كوشش خليل شحاده، بيروت، دار الفكر، 1408ق؛التاريخ القويم:محمد طاهر الكردي، به كوشش ابن دهيش، بيروت، دار خضر، 1420ق؛تاريخ بنگال بزرگ:محمد انعام الحق، انوسيلاني، براكاساني، 2003م؛تاريخ بنگلادش:ك. علي، داكا، عزيز بوك ديپو، 2001م؛تاريخ حكومت‌هاي مسلمانان در هند:عبدالعليم، داكا، مولا برادرس، 1966م؛تاريخ فرشته:محمد قاسم فرشته، لكنهو، 1281ق؛تاريخ مختصر افغانستان:عبدالحي حبيبي، دانش كتابخانه، 1377ش؛تاريخ مسلمانان بنگلادش:عباس علي خان، داكا، اسلاميك سنتر، 1994م؛تاريخ، فرهنگ و جامعه بنگال:ام. اي. رحيم، داكا، بنگا آكادمي، 1982م؛جهان اسلام:مرتضي اسعدي، تهران، نشر دانشگاهي، 1369ش؛حج در كشور بنگلادش:خبرگزاري جهوري اسلامي ايران، تهران، 1377ش؛دانشنامه جهان اسلام:زير نظر حداد عادل و ديگران، تهران، بنياد دائرة المعارف اسلامي، 1378ش؛دائرة المعارف اسلامي «در زبان بنگلا»:بنياد اسلامي بنگلادش، داكا، 1992م؛رحلة ابن بطوطه:ابن بطوطه (م.779ق.)، به كوشش التازي، الرباط، المملكة المغربيه، 1417ق؛شهر بندر چاتگرم:عبدالحق چودوري، داكا، گاتيدهارا، 1994م؛طبقات ناصري:جوزجاني، به كوشش عبدالحي حبيبي، تهران، دنياي كتاب، 1363ش؛طرق الحج الاسيوي:گروهي از علما، ماليزيا، المنظمة الاسلامية للتربية و العلوم و الثقافه، 1431ق؛غاية المرام باخبار سلطنة البلد الحرام:عبدالعزيز بن فهد المكي (م.920ق.)، به كوشش شلتوت، السعوديه، جامعة القري، 1409ق؛الكامل في التاريخ:ابن اثير (م.630ق.)، بيروت، دار صادر، 1385ق؛گزيده احوال و آثار قاضي نذر الاسلام:رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، داكا، 1995م؛مرآة الحرمين:ابراهيم رفعت پاشا (م.1353ق.)، قم، المطبعة العلميه، 1344ق؛مكه و مدينه از آن من (سفرنامه حج):حبيب الرحمن، داكا، تيتاش، 1984م؛ورود اسلام به بنگلادش:نذير احمد، داكا، فلاح، 1999م؛ www.hajj.gov.bd

 

پی نوشت مطالب

 

[1]. people's Republic of Bangladesh.

[2]. دائرة المعارف اسلامي (به زبان بنگلا)، ج26، ص481.

[3]. بنگلادش، ص4؛ دانشنامه جهان اسلام، ج4، ص350، «بنگلادش».

[4]. جهان اسلام، ج2، ص14.

[5]. Cia-the world factbook. Bangladesh.

[6]. دائرة المعارف جهان نوين اسلام، ج1، ص710.

[7]. ورود اسلام به بنگلادش، ص21.

[8]. تاريخ بنگلادش، ص67؛ شهر بندر چاتاگرم، ص15.

[9]. دانشنامه جهان اسلام، ج4، ص335.

[10]. جهان اسلام، ج2 ص16.

[11]. دانشنامه جهان اسلام، ج4، ص334، «بنگال».

[12]. تاريخ بنگلادش، ص117-119.

[13]. تاريخ مسلمانان بنگلادش، ص24؛ تاريخ فرهنگ و جامعه بنگال، ج1، ص81، 174؛

Social History of the Muslims of Bengal، P86-190

[14]. الكامل، ج3، ص45؛ تاريخ طبري، ج4، ص86، 128، 181-182.

[15]. تاريخ فرشته، ج1، ص16.

[16]. افغانستان در مسير تاريخ، ص106.

[17]. تاريخ مختصر افغانستان، ص153-166.

[18]. تاريخ ابن خلدون، ج4، ص527-528؛ الكامل، ج11، ص173-174.

[19]. تاريخ بنگلادش، ص67-70.

[20]. تاريخ حكومت‌هاي مسلمانان در هند، ص30-36.

[21]. تاريخ حكومت‌هاي مسلمانان در هند، ص56-73.

[22]. بنگلادش، ص37-38؛ تاريخ بنگلادش، ص345-353؛ تاريخ حكومت‌هاي مسلمان در هند، ص56-67، 307-315.

[23]. اردو دائرة المعارف اسلاميه، ج4، ص934-940.

[24]. رحلة ابن بطوطه، ج3، ص38-42.

[25]. بنگلادش، ص39.

[26]. تاريخ بنگلادش، ص194.

[27]. بنگلادش، ص37-38؛ تاريخ بنگلادش، ص345-353؛ تاريخ حكومت‌هاي مسلمانان در هند، ص56-67، 307-315.

[28]. تاريخ بنگلادش، ص301-305.

[29]. اسلام و نذر الاسلام، ص135-141.

[30]. گزيده احوال، ص81-85.

[31]. بنگلاپيديا، ج10، «حج».

[32]. مكه و مدينه از آن من، ص1-2؛ طرق الحج الاسيوي، ص67.

[33]. بنگلاپيديا، ج9، «شاه شجاع».

[34]. غاية المرام، ج2، ص277-278.

[35]. التاريخ القويم، ج4، ص427.

[36]. بلوغ القري، ج1، ص548.

[37]. غاية المرام، ج2، ص283-285.

[38]. مرآة الحرمين، ج1، ص478.

[39]. اتحاف الوري، ج4، ص44-45.

[40]. اتحاف الوري، ج4، ص94-96.

[41]. طرق الحج الاسيوي، ص65.

[42]. طرق الحج الاسيوي، ص65.

[43]. تاريخ بنگال بزرگ، ص79.

[44]. بنگلاپيديا، ج10، «حج».

[45]. طرق الحج الاسيوي، ص68.

[46]. مكه و مدينه از آن من، ص1-2.

[47]. طرق الحج الاسيوي، ص66-67.

[48]. بنگلاپيديا، ج7، «حاج محمد محسن».

[49]. مكه و مدينه از آن من، ص1-2.

[50]. مكه و مدينه از آن من، ص1-2.

[51]. مكه و مدينه از آن من، ص2.

[52]. مكه و مدينه از آن من، ص2.

[53]. طرق الحج الاسيوي، ص66.

[54]. http://www.hajj.gov.bd/bn/newsandevents/362-2009-11-17-11-33-45.html

[55]. حج در كشور بنگلادش، ص1.

[56]. www.hajj.gov.bd

[57]. حج در كشور بنگلادش، ص1.

[58]. www.hajj.gov.bd

[59]. حج در كشور بنگلادش، ص1.

[60]. نك: افادة الانام، ج4، ص430-444.

[61]. افادة الانام، ج4، ص430-444.

[62]. افادة الانام، ج4، ص430-444.

 

منبع: دانشنامه حج و حرمین شریفین.

لینک کوتاه مطلب: https://tarikhi.com/?p=19470

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − 3 =

آخرین مطالب