شنبه 12 خرداد 1403 برابر با Friday, 31 May , 2024

بنیانگذار اخوان المسلمین کیست؟

بَنّا، حسن‌(۱۲۸۵-۱۳۲۷ش‌/ ۱۹۰۶-۱۹۴۹م‌)،بنیان‌گذار و رهبر جمعیت‌ اخوان‌ المسلمین‌. وی‌ در شهرستان‌ محمودیه‌ نزدیک‌ اسکندریه‌ در بحیره مصر به‌ دنیا آمد. پدرش‌ احمد بن‌ عبدالرحمان‌ اهل‌ علم‌ و صاحب‌ تألیفات‌ و امام‌ جماعت‌ مسجد آنجا بود. حسن‌ با برخورداری‌ از محضر پدرش‌، پس‌ از طی‌ تحصیلات‌ اولیه‌، وارد دارالمعلمین‌ الاولیّه (دانش‌سرای‌ مقدماتی‌) دمنهور شد و سپس‌ به‌ قاهره‌رفت‌ و در۱۳۰۲ش‌/ ۱۹۲۳م‌ در دارالعلوم‌ آن‌ شهر به‌ تحصیل‌ پرداخت‌.

در ۱۹۲۷م‌ از آنجا فارغ‌ التحصیل‌ شد و به‌ عنوان‌ معلم‌ ابتدایی‌ در شهر اسماعیلیه مصر به‌ تدریس‌ اشتغال‌ ورزید. حسن‌ از همین‌ زمان‌ به‌ تدریج‌ اندیشه‌های‌ خود را در جهت‌ احیای‌ دین‌ و قدرت‌ سیاسی‌ – اجتماعی‌ دینی‌ شکل‌ داد و به‌ تبلیغ‌ آن‌ پرداخت‌. آن‌گاه‌ در ۱۳۰۷ش‌/۱۹۲۸م‌ جمعیت‌ اخوان‌ المسلمین‌ را تأسیس‌ کرد و در دروس‌ و سخنرانی‌ها و نوشته‌های‌ خود به‌ تبیین‌ اصول‌ بنیادی‌ تفکر جمعیت‌ برخاست‌ و برای‌ این‌ کار به‌ مسافرتهایی‌ دست‌ زد. حسن‌ بنا در کنار نشر تعالیم‌ احیاء احکام‌ و شعائر دینی‌، عملاً به‌ مبارزه‌ با فساد و بی‌دینی‌ پرداخت‌.

 

وی‌ در ۱۳۱۱ش‌/۱۹۳۲م‌ به‌ عنوان‌ معلم‌ به‌ قاهره‌ منتقل‌ شد و جنبش‌ اخوان‌المسلمین‌ هم‌ در این‌ شهر تمرکز یافت‌. افکار حسن‌ بنا که‌ در قالب‌ سخنرانی‌ها و نوشته‌ها در روزنامه اخوان‌ المسلمین‌ انتشار می‌یافت‌، مورد توجه‌ محافل‌ سیاسی‌ و دینی‌ واقع‌ شد و به‌ویژه‌، مردم‌ به‌ این‌ جنبش‌ اقبال‌ نشان‌ دادند. این‌ امر سبب‌ شد تا حسن‌ بنا همه زندگی‌ خود را وقف‌ این‌ کار کند؛ تا آنجا که‌ زندگی‌ او را از این‌ تاریخ‌ باید در قالب‌ تاریخچه اخوان‌ المسلمین‌ مطالعه‌ کرد (نکـ: هـ د، اخوان‌ المسلمین‌؛ برای‌ زندگی‌ بنا، نکـ: ندوی‌، ۵۴ -۵۷؛ داغر، ۲/۲۱۰؛ زرکلی‌، ۲/۱۸۳-۱۸۴؛ جدعان‌، ۵۵۸؛ خلف‌الله‌، ۴۲-۴۴؛ رمضان‌، ۲۹۷- ۲۹۸؛ بشری‌، المسلمون‌…، ۴۷۱).

 

در اینجا باید به‌ منابع‌ فکری‌ حسن‌ بنا و شخصیتهایی‌ که‌ او را تحت‌ تأثیر افکار خود قرار دادند، توجه‌ شود. وی‌ علاوه‌ بر تعالیم‌ پدر و تأثیرات‌ دینی‌ برخاسته‌ از محیط خانواده‌، از شاگردان‌ و مریدان‌ شیخ‌ عبدالوهاب‌ حصفی‌ از مشایخ‌ صوفیه‌ بود و از افکار و تعالیم‌ طریقه حصافیه‌ تأثیر پذیرفته‌، با جمعیت‌ خیریه حصافیه‌ واقع‌ در محمودیه‌ که‌ در جهت‌ نشر تعالیم‌ اسلامی‌ و مبارزه‌ با منکـرات‌ و مقابله‌ با تبلیغات‌ هیئتهای‌ مسیحی‌ فعالیت‌ داشت‌، به‌ همکاری‌ برخاست‌. پس‌ از انتقال‌ به‌ قاهره‌، به‌ «جمعیه مکارم‌ الاخلاق‌ الاسلامی‌» پیوست‌ و در آنجا ضمن‌ آشنایی‌ با محافل‌مذهبی‌ و جمعیتهای‌ دینی‌، با شخصیتهای‌ علمی‌ و مذهبی‌ آن‌ روزگار چون‌ محب‌الدین‌ خطیب‌، محمد خضر حسین‌، محمد غمراوی‌ و احمد تیمور آشنا شد و در مجالس‌ درس‌ و بحث‌ رشید رضا شرکت‌ کرد و با جمعیت‌ نهضه الاسلام‌ – که‌ شیخ‌ یوسف‌ دجوی‌ آن‌ را بنیاد گذاشته‌ بود – از نزدیک‌ به‌ همکاری‌ پرداخت‌. از این‌ میانتأثیر رشید رضا و مجله المنار بر افکار حسن‌ بنا بیشتر محسوس‌ است‌.

 

حسن‌ بنا در ایام‌ تحصیل‌ در قاهره‌، با محفلی‌ از رجال‌ مذهبی‌ آنجا آشنا شد که‌ مقدمات‌ انتشار روزنامه الفتح‌ (به‌ سرپرستی‌ مجدالدین‌ خطیب‌) و تشکیل‌ جمعیت‌ جوانان‌ مسلمان‌ (جمعیه الشبان‌ المسلمین‌) را فراهم‌ می‌کردند. حسن‌ بنا بعد‌ها هم‌، پس‌ از آنکـه‌ اخوان‌ المسلمین‌ را تأسیس‌ کرد، در نشریه الفتح‌ مقالاتی‌ منتشر نمود.

 

وی‌ در طول‌ حیات‌ خود در جریان‌ تحولات‌ مصر به‌طور عام‌، و اخوان‌ المسلمین‌ به‌طور خاص‌، رساله‌ها و مقالات‌ و سخنرانیهایی‌ پدید آورد و منتشر کرد که‌ پس‌ از مرگ‌ او هم‌ بار‌ها تجدید چاپ‌ شد. شماری‌ از این‌ رساله‌ها اینهاست‌: رسالة التعالیم‌، رساله العباد، دعوتنا فی‌ طور جدید، بین‌ الامس‌ و الیوم‌، الرسائل‌ الثلاث‌ (دعوتنا، الی‌ ای‌ شی‌ء ندعوالناس‌ و نحوالنور)، الاخوان‌ المسلمون‌ تحت‌ رایه القرآن‌، مشکلاتنا فی‌ ضوء النظام‌ الاسلامی‌، العقائد، المناجاة، المأثورات‌، احادیث‌ الجمعة، الدعوة و الداعیة، السلام‌ فی‌ الاسلام‌، هل‌ نحن‌ قوم‌ عملیون‌، المنهاج‌، رساله عقیدتنا، رسالة المؤتمرالخامس‌، الی‌ اخوان‌ الکتائب‌ و رساله المؤتمر السادس‌. بسیاری‌ از این‌ رساله‌ها و نوشته‌ها به‌ صورت‌ مستقل‌ و یا در مجموعه رسائل‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌ (نکـ: داغر، جدعان‌، همانجا‌ها؛ نیز نکـ: مآخذ همین‌ مقاله‌)؛ همچنین‌ مذکرات‌ الدعوة و الداعیة حسن‌ البنا (زندگی‌نامه خودنوشت‌ حسن‌ بنا و تاریخچه شکل‌گیری‌ اخوان‌ المسلمین‌ و تعالیم‌ آن‌) که‌ پس‌ از مرگش‌ منتشر شد (زرکلی‌، همانجا). این‌ اثر با عنوان‌ خاطرات‌ زندگی‌ حسن‌ البنا به‌ فارسی‌ نیز ترجمه‌ و منتشر شده‌ است‌ (تهران‌، ۱۳۶۶ش‌). برخی‌ از آثار او در مجله «شرق‌» به‌ فرانسه‌ هم‌ ترجمه‌ و منتشر شده‌ است‌ (شمـ ۴ و. (۶ سرانجام‌ دولت‌ نُقراشی‌ فرمان‌ انحلال‌ جمعیت‌ اخوان‌ المسلمین‌ و مصادره دارایی‌ها و توقیف‌ شمار بسیاری‌ از اعضای‌ آن‌ را صادر کرد که‌ همین‌ امر موجب‌ ترور نقراشی‌ در ۲۸ دسامبر ۱۹۴۸ توسط یکی‌ از اعضای‌ اخوان‌ المسلمین‌ شد. اندکی‌ بعد در شب‌ ۱۲ فوریه ۱۹۴۹ حسن‌ بنا به‌ ضرب‌ گلوله افراد ناشناسی‌ از پای‌ درآمد (زرکلی‌، ۲/۱۸۴).

 

افکار و اندیشه‌های‌ دینی‌ و سیاسی‌: بنا فعالیت‌ خود را پس‌ از سقوط خلافت‌ عثمانی‌ – که‌ لااقل‌ در نظر بسیاری‌ از متفکران‌ اهل‌ سنت‌، عصر سیاسی‌ و تا اندازه‌ای‌ دینی‌ امت‌ اسلامی‌ شناخته‌ می‌شد – آغاز کرد و به‌ همین‌ دلیل‌، برای‌ وی‌ بیش‌ از هر چیز چگونگی‌ بازسازی‌ این‌ مرجعیت‌ در اشکال‌ جدید آن‌ که‌ به‌ هرحال‌ وحدت‌ و استمرار امت‌ را تضمین‌ کند (مثلاً نکـ: بنا، «المؤتمر الخامس‌»، ۲/۷۰-۷۱)، در درجه اول‌ اهمیت‌ قرار داشت‌. او با نظامهای‌ جانشین‌ ایدئولوژی‌ وحدت‌ و مشروعیت‌ اسلامی‌، همچون‌ ایدئولوژی‌ قومیت‌ مخالف‌ بود و در نهایت‌ چاره‌ را در طرح‌ موضوع‌ «دولت‌ اسلامی‌» به‌ عنوان‌ جانشین‌ خلافت‌ از یک‌ سو، و حافظ و ضامن‌ وحدت‌ امت‌ اسلامی‌، از سوی‌ دیگر دید (نکـ: بشری‌، المسلمون‌، ۴۷۳-۴۷۷، ۴۸۵-۴۸۹؛ بیومی‌، ۱۶۰-۱۶۲، ۱۶۶، ۱۷۵، ۱۹۵؛ نیز نکـ: بنا، همان‌، ۲/۶۳ ببـ، «دعوتنا فی‌ طور…»، ۱/۱۷۷ ببـ، «دعوتنا»، ۱/۴۱ ببـ). از دیگر سو جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و پیامدهای‌ آن‌، ازجمله‌ سقوط دولت‌ عثمانی‌، و نیز رویکرد استعماری‌ کشورهای‌ اروپایی‌، گفتمان‌ اصلاح‌طلبی‌ اسلامی‌ را که‌ کسانی‌ چون‌ جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ و محمد عبده‌ به‌ دنبال‌ طرح‌ آن‌، و ایجاد آشتی‌ میانارزشهای‌ اسلامی‌ با فرهنگ‌ جدید غرب‌ بودند، سخت‌ دچار بحران‌ کرد. درواقع‌ رویه استعماری‌ غرب‌، موجبات‌ بدبینی‌ نسبت‌ به‌ این‌ وجهه‌ نظر از تفکر اصلاح‌طلبی‌ را در میانمتفکران‌ اسلامی‌ و عرب‌، از جمله‌ محمد رشید رضا که‌ به‌ تدریج‌ روی‌ به‌ سلفی‌گری‌ نهاد، فراهم‌ کرد (نیز نکـ: همو، «الی‌ ای‌ شی‌ء…»، ۱/۸۴ ببـ). حسن‌ بنا هم‌ به‌ عنوان‌ شاگرد رشید رضا، در حقیقت‌ از آغازگران‌ تفکر «احیای‌ دینی‌ اسلامی‌» است‌ (نکـ: همو، مذکرات‌…، ۱۰۰ ببـ).

 

با آنکـه‌ شرایط سیاسی‌ و اجتماعی‌ مصر، موجد زمینه‌های‌ مساعد برای‌ شکل‌گیری‌ جمعیت‌ اخوان‌المسلمین‌ بود (برای‌ شکل‌گیری‌ اخوان‌ در شرایط حاکم‌ بر آن‌ دوره‌، نکـ: حسینی‌، ۱۱-۵۰؛ خدوری‌، ۸۵ -۱۰۰؛ می‌چل‌، ۸۱ -۹۴)، و به‌ سبب‌ همین‌ شرایط، خاصه‌ اشغال‌ مصر توسط انگلستان‌، احزاب‌ مختلف‌ دچار رقابت‌ها و کشمکشهای‌ گسترده‌ شده‌ بودند، با این‌ وصف‌ اخوان‌ المسلمین‌ خود را «حزب‌» نخواندند و حسن‌ بنا خود نسبت‌ به‌ احزاب‌ مصری‌ به‌ دلیل‌ تأثیرات‌ منفی‌ آن‌ها بدبین‌ بود (نکـ: «المؤتمر الخامس‌»، ۲/۷۴- ۷۸).

 

اخوان‌ المسلمین‌ اساساً، لااقل‌ در آغاز، از اینکـه‌ جمعیتی‌ سیاسی‌ به‌ شمار آیند، احتراز داشتند (مثلاً نکـ: همو، «فی‌ مؤتمر…»، ۲/۱۶۳). با این‌همه‌ بخش‌ بس‌ مهمی‌ از فعالیت‌ حسن‌ بنا و اخوان‌ رنگ‌ سیاسی‌ داشت‌، خاصه‌ که‌ جهاد با بیگانه‌، استقلال‌ و رهایی‌ مصر از اشغال‌ انگلیس‌ را از اهداف‌ خود می‌شمردند (همو، «الجهاد»، ۱/۲۱۹ ببـ، «المؤتمر الخامس‌»، ۲/۸۱ ببـ، «بین‌ الامس‌…»، ۱/۲۳۸). بنا در همین‌ زمینه‌ معتقد بود که‌ می‌بایست‌ همه احزاب‌ مصری‌ منحل‌ شوند و همه نیروهای‌ ملت‌ در یک‌ حزب‌ مجتمع‌ شود، تا اینکـه‌ زمینه‌ برای‌ تحقق‌ استقلال‌ و آزادی‌ ملت‌ و شکل‌گیری‌ بنیادهای‌ اصلاحات‌ داخلی‌ فراهم‌ گردد («نحوالنور»، ۱/۱۵۴ ببـ، «المؤتمر الخامس‌»، ۲/۷۴- ۷۸، «مشکلاتنا…»، ۴۰۵-۴۰۷، «فی‌ مؤتمر»، ۲/ ۱۸۴- ۱۸۵).

 

بنا البته‌ به‌ بازسازی‌ امت‌ برای‌ راه‌یابی‌ به‌ درجات‌ کمال‌ اجتماعی‌ سخت‌ اهمیت‌ می‌داد، ولی‌ طریق‌ دست‌یابی‌ به‌ این‌ هدف‌ را نه‌ تمدن‌ غرب‌، بلکه‌ تمسک‌ به‌ تعالیم‌ اسلام‌ می‌دانست‌ («الاخوان‌…»، ۲/۱۹۷ ببـ). وی‌ بر اهمیت‌ نظام‌ نمایندگی‌، گرچه‌ از غرب‌ اقتباس‌ شده‌ بود، تأکید می‌کرد و معتقد بود که‌ این‌ نظام‌ تعیین‌ کننده مسئولیت‌ حاکم‌ و سلطه امت‌ است‌ و تباینی‌ میانقواعد اسلامی‌ حکومت‌ با نظام‌ نمایندگی‌ ندارد («مشکلاتنا»، ۳۹۷ ببـ؛ قس‌: خدوری‌، ۹۹-۱۰۰، که‌ معتقد است‌ جنبش‌ اخوان‌المسلمین‌ به‌ سازگار کردن‌ دین‌ و دموکراسی‌ علاقه‌مند نبود).

 

از دیگر سو، حسن‌ بنا با قانون‌ اساسی‌ مصر مخالفت‌ نداشت‌ و هرگونه‌ شیوه انقلابی‌ را، دست‌ کم‌ از منظری‌ سلفی‌ باورانه‌، رد می‌کرد. جنبش‌ اخوان‌ المسلمین‌ که‌ بیش‌ از هر چیز مبتنی‌ بر روش‌ تبلیغی‌ بود، با اتخاذ شیوه محافظه‌کارانه‌ به‌ احیای‌ هویت‌ اسلامی‌ براساس‌ دعوت‌ و اصلاح‌ امور اهتمام‌ داشت‌ (بنا، «المؤتمرالخامس‌»، ۲/۵۰ -۵۶) و بنابراین‌، در آغاز حتی‌المقدور با شیوه‌های‌ مسالمت‌آمیز در این‌ مسیر قدم‌ برمی‌داشت‌. تأیید ملک‌ فاروق‌ توسط حسن‌ بنا هم‌ به‌ همین‌ دلیل‌ بود (نکـ: همو، «نحوالنور»، ۱/۱۱۵ ببـ).

 

 وی‌ با وجود اهتمامی‌ که‌ در اسلامی‌ کردن‌ حکومت‌ و جامعه‌ داشت‌، از مشارکت‌ در نظام‌ سیاسی‌ و رقابت‌ با احزاب‌ دیگر خودداری‌ نمی‌کرد و حتی‌ در همین‌ راستا بود که‌ خود را دوبار نامزد نمایندگی‌ مجلس‌ مصر گردانید و گاهی‌ نیز با شاه‌ همکاری‌ می‌کرد، تا جایی‌ که‌ در انتخاب‌ رئیس‌الوزرای‌ جدید با او مشورت‌ شد؛ البته‌ اخوان‌ المسلمین‌ در این‌ دوره‌ به‌ دلیل‌ مقابله‌ با کمونیست‌ها و حزب‌ وفد مورد حمایت‌ و تشویق‌ بود. بنا حتی‌ با اسماعیل‌ صدقی‌ (رئیس‌الوزرای‌ مصر) همکاری‌ کرد و همه این‌ موارد نشان‌ دهنده فعالیت‌ باز و گسترده سیاسی‌ بنا در این‌ دوره‌ است‌ (برای‌ فعالیتهای‌ وی‌ در این‌ زمینه‌، نکـ: سعید، ۹۳-۹۴، ۹۹، جمـ).

 

اخوان‌ المسلمین‌ گرچه‌ در دوره بنا همواره‌ به‌ ویژگی‌ تبلیغی‌ و مبتنی‌ بر دعوت‌ خود تأکید می‌کردند، ولی‌ پس‌ از معاهده ۱۳۱۵ش‌/۱۹۳۶م‌ میان انگلستان‌ و دولت‌ مصر که‌ اخوان‌ المسلمین‌ با آن‌ به‌ مخالفت‌ برخاست‌، صبغه سیاسی‌ فعالیت‌ بنا و اخوان‌المسلمین‌ بیشتر شد و به‌طور فزاینده‌ی‌ به‌ حرکات‌ سیاسی‌ برای‌ واداشتن‌ دولت‌ به‌ اجرای‌ شریعت‌ دست‌ زدند (برای‌ بررسی‌ تحولات‌ در رفتار مذهبی‌ و سیاسی‌ اخوان‌المسلمین‌ و بنا، نکـ: بشری‌، المسلمون‌، ۴۷۰ ببـ، الحرکه…، ۴۳ ببـ).

 

دولت‌ اسلامی‌ از دیدگاه‌ بنا:با آنکـه‌ فعالیت‌ بنا چند سالی‌ پس‌ از سقوط خلافت‌ عثمانی‌ آغاز شد، وی‌ به‌ شرط تحقق‌ مقدماتی‌ که‌ بیان‌ کرده‌، معتقد به‌ احیای‌ خلافت‌ بود («المؤتمرالخامس‌»، ۲/۷۰-۷۱) و در عین‌ حال‌ باتوجه‌ به‌ آنکـه‌ بحثهایی‌ درباره ضرورت‌ جدایی‌ دین‌ از دولت‌ در آن‌ وقت‌ رواج‌ یافته‌ بود، به‌ تبیین‌ مفهوم‌ دولت‌ و حکومت‌ در اسلام‌ می‌پرداخت‌ («فی‌ مؤتمر»، ۲/۱۶۳ ببـ؛ نیز نکـ: عبدالرزاق‌، ۳۹ ببـ؛ حسین‌، ۱۹ ببـ). ویژگی‌ مهم‌ بنا در میانکسانی‌ که‌ به‌ احیای‌ خلافت‌ اسلامی‌ به‌ عنوان‌ مرجع‌ وحدت‌ امت‌ اعتقاد داشتند، آن‌ بود که‌ طرح‌ «دولت‌ اسلامی‌» را قطع‌ نظر از بحث‌ جدایی‌ و یا عدم‌ جدایی‌ دین‌ و دولت‌، بیشتر با اتکا بر فهم‌ جوهر اسلام‌ و ویژگی‌ها و اهداف‌ چند بُعدی‌ این‌ دین‌ ارائه‌ می‌داد و بر ضرورت‌ درکی‌ کامل‌ از اسلام‌ تأکید می‌کرد (مثلاً نکـ: «بین‌ الامس‌»، ۱/۲۱۰ ببـ، «المؤتمرالخامس‌»، ۲/۱۶ ببـ). اخوان‌ المسلمین‌ اساساً به‌ عقیده بنا پیرایه‌هایی‌ را که‌ طی‌ تاریخ‌ بر دامن‌ اسلام‌ نشسته‌ بود، از آن‌ می‌زداید و خود را متکی‌ بر همان‌ چیزی‌ می‌داند که‌ پیامبر (ص‌) از سوی‌ خداوند آورده‌ است‌ و تصور اسلام‌ بدون‌ حکومت‌ وجهی‌ ندارد (نکـ: «بین‌الامس‌»، ۱/۲۰۷، «المؤتمرالخامس‌»، ۲/۱۹، مذکرات‌، ۱۱۵ببـ، ۲۸۳).

 

دولت‌ اسلامی‌ تابعی‌ است‌ از هدف‌ و غایت‌ اسلام‌ و دعوت‌ به‌ عنوان‌ نشانه حضور و استمرار اسلام‌ وظیفه اصلی‌ دولت‌ است‌. دعوت‌ فریضه‌ و وظیفه همه امت‌ است‌ و حکومت‌ به‌ عنوان‌ نهاد برخاسته‌ از امت‌ دعوت‌ به‌ اصلاح‌ را برعهده‌ دارد (نکـ: همو، «بین‌ الامس‌»، ۱/۲۱۲، «فی‌ مؤتمر»، ۲/ ۱۶۸-۱۶۹، «الاخوان‌»، ۲/۲۱۱ ببـ). دولت‌ مشروع‌ اسلامی‌ دولتی‌ است‌ که‌ به‌ شئون‌ دینی‌ و دنیایی‌ اهتمام‌ دارد و علاوه‌ بر آنکـه‌ نگاهبان‌ امنیت‌ و نظام‌ جامعه‌ است‌، در جهت‌ تنفیذ احکام‌ اسلامی‌ و رعایت‌عدالت‌ در جامعه‌می‌کوشد (نکـ: همو، «بین‌ الامس‌»، ۱/۲۳۹).

 

بنا معتقد بود که‌ در جامعه اسلامی‌ غیر از سلطه دولت‌ که‌ حامی‌ تعالیم‌ اسلام‌ است‌ و وظیفه رهبری‌ مادی‌ و معنوی‌ امت‌ را بر عهده‌ دارد، هیچ‌ سلطه دیگری‌ پذیرفته‌ نیست‌ و از این‌ جهت‌ با مسیحیت‌ – که‌ در آن‌ میان سلطه معنوی‌ و مادی‌ (اخروی‌ و دنیوی‌) و یا دولت‌ و کلیسا اختلاف‌ و نزاع‌ هست‌ – تفاوت‌ وجود دارد («فی‌ مؤتمر»، ۲/۱۶۳- ۱۶۵). بنابراین‌، بنا ضمن‌ رد هرگونه‌ دولت‌ دینی‌ به‌ شیوه مسیحیت‌ قرون‌ میانه‌، امت‌ اسلامی‌ را مصدر سیادت‌ و صاحب‌ سلطه‌ می‌دانست‌ («نحوالنور»، ۱/۱۴۳-۱۴۶، «المؤتمرالسادس‌»، ۲/۱۱۸- ۱۱۹؛ برای‌ تصوری‌ متفاوت‌ از گفتار بنا، نکـ: حسینی‌، ۱۶۴- ۱۶۸؛ احمد، ۷۰-۷۱). سرانجام‌، نظام‌ سیاسی‌ آرمانی‌ بنا نظامی‌ است‌ مبتنی‌ بر اجرای‌ عملی‌ آرمانهای‌ اسلامی‌ که‌ بر ۴ پایه عقیده خالص‌، عبادت‌ صحیح‌، وحدت‌ امت‌ و نظام‌ قانونی‌ برخاسته‌ از کتاب‌ الله‌ استوار است‌؛ حکومت‌ اسلامی‌ به‌ عنوان‌ نگاهبان‌ مردم‌ در دین‌ و دنیای‌ ایشان‌، و ارتش‌ به‌ عنوان‌ ضامن‌ حفظ استقلال‌ امت‌ و دفاع‌ از کیان‌ آن‌، هر دو از این‌ آرمان‌ها حمایت‌ می‌کنند (بنا، «نحوالنور»، ۱/۱۳۰ ببـ، «بین‌ الامس‌»، ۱/۲۱۰- ۲۱۳).

 

مآخذ:

احمد، رفعت‌، الدین‌ والدولة والثورة، قاهره‌، ۱۴۰۹ق‌/۱۹۸۹م‌؛ بشری‌، طارق‌، الحرکة السیاسیة فی‌ مصر، ۱۹۴۵-۱۹۵۲، قاهره‌، ۱۹۸۳م‌؛ همو، المسلمون‌ و الاقباط فی‌ اطار الجماعة الوطنیة، بیروت‌، ۱۹۸۲م‌؛ بنا، حسن‌، «الاخوان‌ المسلمون‌ تحت‌ رایه القرآن‌»، «الی‌ ای‌ شی‌ء ندعو الناس‌»، «بین‌ الامس‌ والیوم‌»، «الجهاد»، «دعوتنا»، «دعوتنا فی‌ طور جدید»، «فی‌ مؤتمر طلبة الاخوان‌ المسلمین‌»، «المؤتمر الخامس‌»، «المؤتمرالسادس‌»، «نحوالنور»، مجموعه رسائل‌، انتشارات‌ادب‌، ۱۳۷۰ش‌؛ همو، مذکرات‌ الدعوة والداعیة، بیروت‌، ۱۹۸۴م‌؛ همو، «مشکلاتنا فی‌ ضوء النظام‌ الاسلامی‌»، رسائل‌، بیروت‌، الرساله‌؛ بیومی‌، زکریا سلیمان‌، الاخوان‌ المسلمون‌ و الجماعات‌ الاسلامیة فی‌ الحیاة السیاسیة المصریة، ۱۹۲۸- ۱۹۴۸، قاهره‌، ۱۳۹۹ق‌/ ۱۹۷۹م‌؛ جدعان‌، فهمی‌، اسس‌ التقدم‌ عند مفکری‌ الاسلام‌ فی‌ العالم‌ العربی‌ الحدیث‌، بیروت‌، ۱۹۸۱م‌؛ حسین‌، طه‌، مستقبل‌ الثقافة فی‌ مصر، قاهره‌، مطبعه المعارف‌؛ حسینی‌، اسحاق‌ موسی‌، الاخوان‌ المسلمون‌: کبری‌ الحرکات‌ الاسلامیة الحدیثة، بیروت‌، ۱۹۵۵م‌؛ خدوری‌، مجید، الاتجاهات‌ السیاسیة فی‌ العالم‌ العربی‌، بیروت‌، ۱۹۷۲م‌؛ خلف‌ الله‌، محمد احمد، «الصحوة الاسلامیة فی‌ مصر»، الحرکات‌ الاسلامیة المعاصرة فی‌ الوطن‌ العربی‌، بیروت‌، ۱۹۸۹م‌؛ داغر، یوسف‌ اسعد، مصادر الدراسة الادبیة، بیروت‌، ۱۹۷۲م‌؛ رمضان‌، عبدالعظیم‌ محمد، تطور الحرکه الوطنیه فی‌ مصر، قاهره‌، ۱۹۷۷م‌؛ زرکلی‌، اعلام‌؛ سعید، رفعت‌، حسن‌ البنا، مؤسس‌ حرکة الاخوان‌ المسلمین‌، بیروت‌، ۱۹۸۶م‌؛ عبدالرزاق‌، علی‌، الاسلام‌ و اصول‌ الحکم‌، به‌ کوشش‌ ممدوح‌ حقی‌، بیروت‌، ۱۹۷۸م‌؛ می‌چل‌، ر. ب‌.، الاخوان‌ المسلمون‌، ترجمه عبدالسلام‌ رضوان‌، بیروت‌، ۱۹۷۸م‌؛ ندوی‌، ابوالحسن‌ علی‌، مذکرات‌ سائح‌ فی‌ الشرق‌ العربی‌، بیروت‌، ۱۳۹۸ق‌/ ۱۹۷۸م‌.

 

 منبع: دایره المعارف بزرگ اسلامی.

 

لینک کوتاه مطلب: https://tarikhi.com/?p=19449

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + 5 =

آخرین مطالب