سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1401 برابر با Tuesday, 17 May , 2022

دختران امام كاظم(ع)

چکیده
درباره تعداد دختران امام کاظم(ع) اختلاف زیادی وجود دارد. آنان عموماً دارای فضل و دانش بوده  اند، در میان آنان، فاطمه معصومه(س) که در شهر قم مدفون است از ویژگی خاصی برخوردار است، درباره فضیلت زیارت آن حضرت، چند حدیث از امام رضا(ع) و امام جواد (ع) بیان شده است، به  جز فاطمه معصومه(س) که مختصر شرح  حال وی در منابع تاریخی و حدیثی آمده، شرح حال سایر آنها مشخص نیست.

در بسیاری از شهرهای ایران بارگاه  هایی به آنان نسبت داده  اند که مدرک معتبر ندارد؛ این بارگاه  ها در قرون متأخر به آنان نسبت داده شده است. تنها بارگاه معتبر از دختران امام هفتم(ع)، بارگاه فاطمه معصومه(س) است که در شهر قم وجود دارد.
واژه  گان کلیدی
دختران امام کاظم(ع)، معصومه، بارگاه.

 
مقدمه
در مورد دختران امام كاظم(ع) در كتب انساب و تاريخ اختلافات زيادي و جود دارد. تعداد آنها15،   19  و 37   نفر در منابع ثبت شده است. به  جز فاطمه معصومه(س) كه در شهر قم مدفون است شرح  حال بقيه دختران امام كاظم(ع) مشخص نیست. با وجود آن  كه اكثر آنان داراي فضل و كمال بوده  اند و برخي نیز مانند زينب از ائمه(ع) روايت نقل می  کرده، ولي شرح  حال و مکان دفن آنها نيز مشخص نیست. در اين فصل، شرح  حال هفت نفر از دختران امام كاظم(ع) مورد بحث و بررسي قرار می  گیرد و اطلاعاتي درباره آنها، از متون مختلف ارایه می  گردد. 
1. فاطمه معصومه(س)
    در منابع قديم، دو دختر به اسم  های فاطمه كبري و فاطمه صغري به امام كاظم (ع) نسبت داده شده است.  ابن  خشاب سه دختر به اين نام ذكر مي  كند.  حسن قمي يك دختر به اسم فاطمه آورده است.  تنها سبط  بن  جوزي از علماي اهل سنت، در قرن هفتم، چهار دختر به اسم فاطمه « فاطمه  كبري، فاطمه  صغري، فاطمه  وسطي و فاطمه  اُخري» براي امام كاظم (ع) ذکر کرده است.
    تاريخ ولادت و وفات فاطمه  كبري به طور دقيق معلوم نيست، زيرا در منابع قديم ذكر نشده است، ولي برخي ادعا نموده  اند كه وي در اول ذي  القعده173 قمری در مدينه به دنيا آمده است.  عده  اي ديگر به نقل از كتاب  های نزهه  الابرار في نسب اولاد الائمه  الاطهار و  لواقح  الانوار في طبقات  الاخيار.  تولد حضرت فاطمه  معصومه(س) را در اول ذي  القعده173 قمری و وفات ايشان را دهم ربيع  الثاني 201 قمری ذكر نموده  اند.
    اما اين نظر از سوي محققان رد شده است. ذبيح  الله محلاتي مي  نويسد:
آن  چه را كه برخي از جهت بعضي اغراض نسبت مي  دهند كه فلان مجتهد در مدينه طيبه وفات و تولد آن مخدره را استخراج كرده بي  اصل است، زيرا كتاب لواقح  الانوار در نظر من موجود است و اصلاً چنين مطلبي در آن نيست. احتمال دادم كتاب ديگری باشد، تا اين  كه خدمت علامه آقاي شهاب  الدين نجفي تبريزي شرف  ياب شدم. اين مطلب را عنوان كردم، فرمود: من كسي را كه چنين جعلي كرده، ملاقات كردم، معلوم شد غرض داشته و ذكر آن مصلحت نيست. 
    برخي ولادت ايشان را اول ذي  القعده سال 183 قمری ذكر مي  كنند.  البته اين قول نيز صحت ندارد، زيرا بنابر قول مشهور، امام كاظم(ع) در اين سال به شهادت رسيده است، خصوصاً اين  كه حضرت چهار سال آخر عمرش را در زندان سپري نمود و از خانواده  اش در مدينه دور بود. بنابراين نتيجه می  گیریم كه تاريخ تولد و وفات فاطمه معصومه(س) به طور دقيق معلوم نيست.
    مادر ارج  مند حضرت فاطمه معصومه(س)، بانويي از اهالي مغرب مي  باشد وي و امام ضا (ع) از يك مادر متولد شده  اند. براي مادر اين بانو، اسامي و القاب فراوان از جمله: نجمه، تكتم،  خيزران، مرسيه، آروي، ام  البنين، صغرا ذكر شده است،  درباره زمان تولد پدر، مادر، سن و مدت عمر نجمه خاتون اطلاعي در دست نيست. درباره اين  كه اهل چه منطقه  اي بوده است، تنها چيزي كه در دست است مشخص می  کند که او اهل مغرب بوده، از اين رو مرحوم خاتون آبادي به صراحت وي را اهل نوبه و زنگبار دانسته است.
    اين بانوي با شرافت و فضيلت در خانواده امامت و ولايت، نجمه ناميده شد، وي در ابتدا كنيزي در خدمت امام هفتم بود، هنگامي كه نجمه قبل از ازدواج به خانه امام كاظم (ع) راه يافت از محضر حُمَيده « مادر امام كاظم(ع) » اصول و كمالات اسلامي را آموخت، نجمه خاتون از نطر عقل، هوشياري و دين  داری از بهترين بانوان بود و مادر امام كاظم (ع) او را بهترين دختر در زيركي و محاسن اخلاقي مي  دانست كه هر نسلي از او پاكيزه و مطهره است.
    حميده مادر امام كاظم(ع) مي  گويد:
 وقتي كه نجمه به خانه ما راه يافت شبي پيامبر(ص) را در خواب ديدم كه به من فرمود: اي حميده نجمه را به پسرت موسي ببخش (همسر او كن) همانا به زودي بهترين فرد روي زمين از او متولد مي‌شود. من به اين دستور عمل كردم و نجمه را همسر فرزندم امام كاظم (ع) نمودم و از او حضرت رضا به دنيا آمد.
هجرت به ايران
مأمون در سال 200 هجري امام رضا (ع) را از مدينه به مرو دعوت كرد، تا او را ولي  عهد خود قرار دهد، آن حضرت اجباراً از مدينه به سوي مرو، محل خلافت مأمون عباسي حركت کرد و در آن  جا مجبور به پذيرش ولايت  عهدي شد. بعد از اين حادثه، علويان به سوي ايران روی آوردند.
    حضرت معصومه(س) يك سال بعد از امام رضا (ع) در سال 201 هجري عازم ايران شد. درباره اين  كه ايشان را چه كساني هم  راهی کردند به طور دقيق در تاريخ چيزي يافت نمي  شود، شيرازي مي  گويد:
23 نفر از امام  زادگان، از هم  راهان حضرت معصومه(س) بوده  اند، وي شش نفر از برادران حضرت معصومه(س) را نام مي  برد كه هم  راه وي بوده  اند. 1. فضل 2. علي 3. جعفر 4. هادي 5. قاسم 6. زيد. 
در كتاب  هاي انساب، از هادي به عنوان يكي از فرزندان امام كاظم (ع) نامی برده نشده است و ایشان غیر از امام رضا(ع) فرزند ديگري به اسم علي نداشته است. چون زيد معروف به «زيدالنار»، در بصره قيام نمود سربازان مأمون وي را دست  گير نموده به مرو بردند. بنابراين، گزارش شيرازي درست نخواهد بود. در اين خبر آمده كه هم  راهان حضرت معصومه (س) در ساوه با سربازان مأمون درگير شده و به شهادت رسيدند.
    برخي ديگر به نقل از كتاب بحرالانساب، كه فاقد اعتبار است 21 نفر از فرزندان امام كاظم(ع) را ذكر مي  كنند كه هم  راه حضرت معصومه(س) بودند. افرادی كه ذكر مي  كنند اكثر آنها در كتاب  های انساب جزء فرزندان امام كاظم (ع) ذكر نشده  اند، اسامي آنها عبارتند از: جعفر، باقر، قاهر، حيدر، حاضر، ابوذر، صادق، ساطي، هادي، قاسم، مالك، ادهم، قائم، سپه  سالار، حسين، ابوطالب، علي، زيد، زبيده، آذر و سني.  به هر صورت از چگونگی هجرت حضرت معصومه(س) و اين كه هم  راهان وي چند نفر و چه كساني بوده  اند و مسيري كه از آن به ايران آمده  اند، در كتب معتبر تاريخ و انساب، گزارش دقيقي نيامده است.
    قديمي  ترين گزارش در مورد حضرت معصومه(س)، در قرن چهارم از حسن  بن  محمد قمي است. رواياتی از امام رضا(ع) در مورد خواهرش نقل شده كه مشخص می  شود حضرت معصومه(س) قبل از شهادت امام رضا (ع) در قم وفات يافته است. امام رضا (ع) كساني كه از قم به خراسان خدمت ايشان مي  آمدند به زيارت قبر خواهرش حضرت معصومه(س) تشويق مي-کردند.
دلایل هجرت به قم
     برخي براي هجرت حضرت معصومه(س) دلايلي دارند كه قابل قبول و يا توجيه  كنندة هجرت ايشان است. در بررسي علل هجرت ایشان به ايران مي  توان گفت وضعيت بحراني سياسي و اجتماعي دوره عباسيان در اين امر تأثير  گذار بوده است. مثلاً، شرايط سخت و دشوار علويان و در نتيجه عدم امنيت جاني و مالي يكي از دلايل هجرت مي  باشد. در چنان شرايطي، حضرت فاطمه معصومه (س) تصميم گرفتند از مدينه به ايران هجرت كنند. درباره علت هجرت فاطمه معصومه(س) به سوي ايران نظرات گوناگوني ابراز شده است كه هر يك جاي تفکر و بررسي دارد، احتمالاتي نيز مطرح است كه مورد بررسي قرار مي  گيرد:
الف. طبق گزارش برخي از افراد، امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) هر دو از يك مادر متولد شده  اند.  عشق و علاقه آن حضرت به امام رضا(ع) علاوه بر ابعاد ديگر، از بعد راوبط عاطفي و شخصي حائز اهمیت بود، آن  چنان كه هرگز نتوانست دوري برادر را تحمل كند، از اين-رو، به شوق ديدار برادر راهي مرو گرديد.
    ب.  برخي نقل نموده  اند امام رضا(ع) از مرو نامه  اي خطاب به حضرت معصومه(س) نوشت و به دست يكي از غلامان مورد اعتماد خود داد تا آن را به ايشان در مدينه برساند. حضرت پس از دريافت نامه، آماده سفر شد. 
    ج. همان  گونه كه امام رضا(ع) در طول سفر خويش از مدينه به مرو، با بيان سخنان بيداركننده، اذهان جامعه را نسبت به اهل بيت(ع)، جاي  گاه آنها و نقش امامت در جامعه مسلمين روشن می  ساخت؛ حضرت فاطمه معصومه(س) نیز براي فرار از ظلم و ستم حكومت، نشر تبليغ آيين محمد(ص)، آشكار كردن چهره عباسيان، مظلوميت خاندان اهل  بيت(ع) و روشن ساختن اذهان جامعه نسبت به امامت و ولايت، هجرت را برگزيد.
    د. مزيت سرزمين قم و محوريت آن در آينده، يكي از علل هجرت فاطمه معصومه(س) به ايران است. اهالي قم از همان قرون اوليه به طرف  داري و پيروي از اهل  بيت(ع) معروف بوده  اند و تاریخ  نگاران گفته  اند كه اهالي قم اكثراً پيرو مذهب اماميه هستند.  از طرف ديگر، مردم قم هم-واره مورد ستايش ائمه قرار گرفته  اند. رواياتي از زبان ائمه(ع) در این مورد نقل شده است.  امام صادق (ع) در حديثي خبر داده بود كه يكي از دختران فرزندم موسي  بن  جعفر(ع) در قم مدفون خواهد شد.  لذا به همين جهت فاطمه معصومه (س) راهي ايران گرديد.
    ذ. برخي گفته  اند كه مأمون، حضرت معصومه(س) را از امام رضا(ع) خواستگاري نمود و حضرت به اجبار نامه  اي به ايشان نوشت و از او خواست كه راهي مرو شود، ایشان نيز طبق دستور امام رضا(ع) راهي مرو شد.  البته اين گزارش در منابع معتبر نيامده و خود عباس فيض هم آن را رد مي  كند.
از جمع  بندي ميان احتمالات هجرت حضرت فاطمه معصومه(س) به ايران، گزينه  هاي اول و آخر مردود است، زيرا كه در منابع معتبر تاريخي این روایات ديده نشده است. اما دیگر احتمالات مي  تواند دليلي قانع  كننده براي هجرت حضرت معصومه(س) به ايران باشد، زيرا هركدام از اين احتمالات، مانند هجرت براي ديدار برادر، فرار از ظلم و ستم و تبليغ از دين، معقول به نظر مي  رسد.
حضرت    فاطمه معصومه(س)، حركت سياسي امام رضا(ع) را در نظر داشت كه برادر چگونه از خانواده  اش خداحافظي كرد. چگونگي خروج او از مدينه، خبر دادن از سفر غيرقابل بازگشت و شهادت خويش، ايجاد كردن زمينه منفي نسبت به حكومت و آماده کردن خاندان اهل بيت(ع) از خبر شهادت خود،  ايشان نيز با درك اوضاع و احوال دريافته بود كه ديگر امام رضا(ع) را زيارت نخواهد كرد. از اين رو، به عشق ديدار امام و برادر خويش، جانب ايران را در پيش گرفت.
هجرت حضرت معصومه(س) به قم، از جهات گوناگون داراي تأثير بوده است. حضور كريمه اهل  بيت(ع) در شهر قم، باعث شد كه مهاجران علوي، سادات و دوست  داران اهل بيت(ع) از سرزمين  هاي مختلف به اين شهر روي آوردند و به تدريج باعث جذب سرمايه، عمراني و آباداني شد. ايجاد پايگاه علمي، گسترش فقه جعفري و شيعه اثني    عشري و ايجاد حوزه  هاي علميه از ديگر برکات وجود آن حضرت است.
ورود به قم
حسن  بن  محمد قمي مي‌گويد:
از ديگر سادات حسنيه و فرزندان موسي  بن  جعفر(ع) که به قم آمدند دختر موسي  بن  جعفر(ع) است.
 بعضي از مشايخ قم مي  گويند: هنگامی که علي  بن  موسي  الرضا(ع) را براي عقد ولايت  عهدي از مدينه به مرو آوردند، خواهر او فاطمه دختر موسي  بن  جعفر(ع) در سال 201 به جست  وجوی او بيرون آمد چون به ساوه رسيد بيمار شد، پرسيد: «تا شهر قم چه  قدر مسافت است»، گفتند: «ده فرسخ»، خادم خود را گفت تا او بردارد و به قم ببرد، او را به قم آورد و در سراي موسي  بن-خزرج  بن  سعد اشعري مهمان کرد.
 روايت صحيح و درست آن است كه چون خبر به آل  سعد رسيد همه اتفاق كردند كه از ستی فاطمه تقاضا كنند كه به قم آيد از ميان ايشان موسي  بن  خزرج تنها در آن شب بيرون آمد و چون به شرف ملازمت ستی  فاطمه رسيد زمام ناقة او را گرفت و به جانب شهر كشيد و او را به سراي خود فرود آورد و هفده روز در حيات بود چون رحلت کرد بعد از غسل و كفن و نماز توسط موسي  بن  خزرج زميني كه در بابلان بود (آن جا كه امروزه بارگاه حضرت معصومه قرار گرفته است) دفن كرده و بر سر تربتش از بوريا سايه  بان ساختند تا آن كه زينب دختر محمدبن  علي  الرضا (ع) قبه فعلي را بر سر تربت او بنا نهاد.
 روايت كرد مرا حسين  بن  علي  بن  حسين  بن  موسي  بن  بابويه از محمدبن  حسن  بن احمد كه او را روايت كردند كه چون فاطمه را وفات رسيد و بعد از غسل و تكفين، او را به مقبره  اي بابلان بر كنار سردابي كه از براي او ترتيب داده بودند حاضر كردند، آل  سعد با يك  ديگر اختلاف كردند درباره اين  كه چه كسي سزاوار است كه در سرداب رود و فاطمه را بر زمين نهد و دفن كند. پس از آن همگي اتفاق كردند بر آن كه خادم پير  به نام قادر را حاضر گردانند تا فاطمه در قبر نهد و كسي را به دنبال او فرستادند در ميان اين گفت  و  گو از جانب ريگ  زار دو سوار پديدار شدند و به جانب آنها آمدند چون به نزديك جنازه فاطمه رسيدند از اسب فرود آمدند و بر فاطمه نماز گزاردند و در سرداب رفتند و فاطمه را دفن كردند و از قبر بيرون آمدند و رفتند و هيچ كس نفهميد كه كه آن دو سوار چه كساني بودند.
فضيلت زيارت بارگاه حضرت فاطمه معصومه(س)
بهترين سند درباره فضيلت زيارت آن بانوي برگزيده اسلام، روایات امامان معصوم (ع)، تشویق و توصيه پيروان خود به زيارت مرقد نوراني ايشان است. پاداش عظيمي براي زائران بيان كردند كه چنين پاداشی در باب زيارت اولاد موسي  بن  جعفر(ع) بعد از امام  رضا(ع) بي  سابقه است.
 تولد فاطمه معصومه (س) براي اهل بيت (ع) اهميت خاصي داشت زيرا اين خبر قبل از تولد، بارها توسط امام صادق (ع) اعلام مي  شد، به اين ترتيب از همان ايام، شيعيان را به شناخت مقام والاي وي فرا می  خواندند؛ در اين  جا چند نمونه از روايات را ذكر مي  كنيم.
گروهي از شيعيان ري نزد امام صادق (ع) آمدند، حضرت فرمود: «آفرين بر برادران ما از اهل قم»، آنان گفتند: «ما اهل ري هستيم»، ولي امام (ع) همان جمله پيشين را تكرار فرمود و ادامه داد، اين جمله تا سه بار تكرار شد. آن  گاه امام فرمود:  «براي خداوند حرمي است كه مكه است، حرم رسول خدا مدينه، حرم اميرالمؤمنین كوفه و حرم من و فرزندانم قم است بدانيد قم كوفه كوچك ماست بانويي از اولاد من در آن جا وفات مي  كند كه نامش فاطمه است، دختر موسي است همه شيعيان ما به شفاعت او وارد بهشت مي  شوند».   امام صادق (ع) زماني اين خبر را گفتند كه هنوز امام كاظم (ع) متولد نشده بود.
    در خبر ديگر نيز امام صادق (ع) به پيش  گویي تولد وي پرداخته است. يكي از شيعيان به نزد حضرت آمد، امام را ديد كه با كودكي در گهواره سخن مي  گويد، گامي جلوتر نهاد و مبهوت از اين واقعه، پرسيد آيا با اين طفل سخن مي  گویيد؟ امام او را دعوت كرد تا با كودك در گهواره سخن بگويد، مرد جلو آمد و سلام كرد. كودك نه  تنها جواب سلام او را داد بلكه گفت، نامي را كه براي دخترت ( كه تازه متولد شده است) انتخاب كرده  اي كه خداوند آن را دشمن مي  دارد پس نامش را عوض كن [وي نام دخترش را حميرا گذاشته بود] شگفتي مرد دو چندان شد آن  گاه امام صادق (ع) فرمود:
    اين كودك فرزندم موسي است. خداوند از او دختري به من عنايت مي-كند كه نامش فاطمه است. او را در سرزمين قم به خاك مي  سپارند. هر شخصي كه او را در قم زيارت كند، بهشت برايش واجب مي  شود. 
    سعدبن سعد مي  گويد: از امام رضا (ع) پرسيدم، كسي كه فاطمه دختر امام كاظم (ع) را زيارت نمايد چه ثوابي دارد؟ فرمود كسي كه او را زيارت كند، بهشت از آن اوست. 
از امام جواد (ع) روايت كرده  اند كه حضرت فرمود:
كسي كه قبر عمه  ام فاطمه معصومه را در قم زيارت كند بهشت برايش مي  باشد.
    امام رضا (ع) فرمود:
هر كس حضرت معصومه را در قم زيارت كند همانند كسي است كه مرا زيارت كرده باشد. 
    سعد اشعري قمي مي  گويد:
در خراسان خدمت امام رضا (ع) رسيدم. آن حضرت فرمود: اي سعد ما را قبري پيش شماست. سعد مي  گويد: عرض كردم فدايت شوم منظورت دختر موسي  بن جعفر(ع) است؟ حضرت پاسخ داد: آري هر كس او را زيارت كند در حالي كه عارف به حق او باشد وارد بهشت خواهد شد قطعاً. 
شخصيت علمي
    در فرهنگ اسلامي، محدثان راستين هم  واره از حرمت و منزلت ويژه  اي برخوردار بوده  اند آنان در حفظ و حراست از گنجينه  هاي معارف، ارزش  هاي ديني، ذخاير گران  مايه مكتب تشيع و رشد و تعالي فرهنگ غني اسلام، نقش به  سزایی داشته   و حامل امانت  هاي گران  قدر الهي و رازدار اسرار آل رسول بوده  اند. محدثه بودن آن حضرت يكي از بارزترین عناوين نشان دهنده مرتبه علمی و آشنا بودن با  معارف بلند اسلام و مكتب حيات بخش تشيع مي  باشد. بزرگان علم حديث، در كتاب  هاي خود، احاديث و روايات آن حضرت را نقل نموده  اند، رواياتي كه به خاطر داشتن مضموني ولايي، خود شاهدي بر ولايت محوري ايشان مي باشند. البته حضرت معصومه(س) راوي روايات زيادي بوده گرچه بيش از چند روايت معدود از آن حضرت به دست ما نرسيده است.
به چند نمونه از این احادیث اشاره می    شود:
… فاطمه، زينب و ام  كلثوم دختران امام كاظم(ع) … از فاطمه زهرا(س) نقل مي  كنند و آن حضرت از پيامبر اكرم (ص) نقل مي  كنند: آيا فراموش كرديد فرمايش رسول خدا را در روز غدير كه فرمود: هر كس من مولي«رهبر» اويم بعد از من علي مولي«رهبر» اوست. 
… فاطمه، زينب و ام كلثوم دختران امام كاظم (ع) … از فاطمه دختر رسول خدا (ص) روايت نمودند كه رسول خدا فرمود: يا علي موقعيت و منزلت تو نسبت به من، همانند نسبت هارون به موسي (ع) است مگر اين  كه بعد از من پيامبري نخواهد بود.
فاطمه دختر موسي  بن  جعفر(ع)… از فاطمه دختر رسول خدا (ص) روايت نمود كه او از زبان پدرش رسول خدا (ص) نقل نمود: آگاه باشيد هر كس با محبت آل محمد (ص) « يعني اهل بيت (ع) » بميرد شهيد از دنيا رفته است. 
  … از فاطمه دختر امام كاظم (ع) … از صفيّه دختر عبدالمطلب نقل شده است: آن  گاه كه امام حسين (ع) متولد شد من پرستاري كودك او را به عهده داشتم. پيامبر خدا فرمود: عمه فرزندم را براي من بياور. گفتم اي رسول خدا (ص) ما او را بعد تولد شستشو نداده  ايم. فرمود: اي خواهر پدر (عمه) تو مي  خواهي او را پاكيزه گرداني؟ به درستي كه خداي تبارك و تعالي او را پاكيزه كرده و مطهر قرار داده است.
فاطمه دختر موسي  بن  جعفر(ع)… از فاطمه دختر رسول خدا (ص) روايت نمود كه او از زبان پدرش رسول خدا(ص) نقل نمود كه هنگامي كه در شب معراج مرا به آسمان بردند داخل بهشت شدم. در آن  جا قصري از دُرّ سفيد ميان تهي ديدم كه داراي دري بود زينت شده با دُر و ياقوت و بر آن در پرده  اي آويخته بود سرم را بلند كردم ديدم بر در نوشته شده است: « لا اله الله محمد رسول الله. علي ولي القوم» خدايي جز خداي يگانه نيست محمد رسول خدا و علي ولي و صاحب اختيار مردم است. و بر پرده نوشته شده بود « مبارك باد ، مبارك باد، بر كساني كه همانند شيعيان علي هستند» داخل شدم. در آن جا قصري از عقيق سرخ ميان تهي ديدم كه دري از نقره داشت كه به به زبرجد سبز زينت شده بود و بر آن در نيز پرده  اي آويخته شده بود. سرم را بلند كردم ديدم بر در نوشته شده بود «محمد رسول  الله و علي وصي المصطفي » محمد فرستاده خدا و علي وصي و جانشين مصطفي است. و بر پرده نوشته شده بود « شيعيان علي را به پاك سرشتي و پاكي فرزندان بشارت بده.» داخل شدم. قصري از زبرجد سبز ميان خالي ديدم كه بهتر از آن نديده بودم. اين قصر دري از ياقوت سرخ داشت كه با مرواريد زينت شده بود و بر آن پرده  اي آويخته بود. سرم را بلند كردم. ديدم بر در نوشته شده است: « شيعه علي هم الفائزون » شيعيان علي رستگارند گفتم: اي حبيب من جبرئيل، اين قصر از آن كيست؟ گفت: از آن پسر عمو و جانشين شما علي بن ابي طالب (ع) است. و همه مردم در روز قيامت برهنه  پاي و بي  لباس محشور مي-گرداند جز شيعيان علي… 
بيت  النور
فاطمه معصومه (س) كه در مدت هفده روز، در قم و در خانه موسي  بن  خزرج اقامت داشت محرابی مخصوص، براي عبادت و نيايش او ترتيب داده بودند. فاطمه معصومه (س) يكي از عالي  ترين نمونه  هاي عبادت و بندگي خداست. عبادت و شب زنده  داري هفده روزه آن حضرت در روزهاي آخر عمر، گوشه  اي از يك عمر عبوديت و خضوع در برابر ذات پاك الهي است و بيت  النور، معبد و محراب به يادگار مانده از اوست.
حسن قمي آورده است محرابي كه فاطمه معصومه (س) در آن نماز كرده است در خانه موسي بن خزرج تا به كنون ظاهر است.  (378 هجري) بيت  النور «محل عبادت حضرت معصومه (س)» در يكي محله  هاي قديمي قم به اسم ميدان مير قرار دارد و هم اكنون خيابان 45 متري عمار ياسر از كنار آن كشيده شده است. در كنار بيت  النور مدرسه علميه «ستيّه» واقع شده است.  بيت  النور قسمتي از خانة موسي  بن  خزرج بوده و مشهور است كه فاطمه معصومه (س) در دوران اقامتشان در قم يعني « در فاصله ورود تا وفاتشان » در اين مكان به سر مي برده و در دوران هفده روز نقاهت و بيماري خود را در آن  جا گذرانيده است و براي آن حضرت در آن مكان محرابي بوده كه در آن عبادت مي  کردند و مردم قم آن مكان را بيت  النور ناميدند.
بابلان
    موسي  بن  خزرج (مهمان  دار فاطمه معصومه(س)) در كنار رودخانه شهر قم باغي داشته كه به بابلان معروف بوده است، ايشان اين باغ را براي محل تدفين آن حضرت در نظر گرفت. 
    آيا اين كه باغ بابلان قبلاً قبرستان بوده است يا نه؟ فقيهي مي  گويد دقيقاً نمي  دانم كه آن  جا قبلاً قبرستان بوده يا خير؟ ولي به موجب قرايني، قبرستان عمومي نبوده است. زيرا در آن وقت قم داراي دو قبرستان عمومي، يكي در جنوب شهر و يكي در شمال بوده است. احتمال دارد كه اين مكان قبرستان خانوادگي موسي  بن  خزرج بوده باشد. 
    صاحب تاريخ قم آورده است، فاطمه را بعد از غسل و كفن به مقبره بابلان در كنار سردابي كه براي او ترتيب داده بودند حاضر كردند.  از كلمه مقبره بابلان معلوم مي  شود كه در آن  جا قبرستاني بوده است آيا اين كه اين قبرستان عمومي بوده يا خانوادگي درست معلوم نيست. 
در اواسط قرن سوم توسط زينب دختر امام جواد(ع) بر فراز قبر فاطمه كبري قبه  اي بنا نهاده شد و در قرن ششم بارگاه با شكوه  تري براي وي بنا نهاده شد.
2.  فاطمه ستي
 مشهور اين است كه فاطمه وسطي در اصفهان مدفون است و به فاطمه ستّي شهرت دارد.
مقبره ستّي فاطمه در دوران صفويه و قبل از آن اهميت داشته و داراي صحن، بارگاه، گنبد و ضريح بوده و معروف آن است كه افغان  ها  در دوره تسلط بر اصفهان به طمع جواهرات و طلاي گنبد و ضريح، آن  جا را خراب كردند. در زمان فتح  علي شاه قاجار، محمدعلي  خان از بستگان مرحوم حاج محمدحسين خان صدر، در اثر توسل به اين مقبره، طبق نذري، به حاجت خويش رسيده بود؛ تجديد عمارت آن مقبره را به عهده گرفت و گنبد، صحن، رواق و ضريح را تجديد بنا كرد. مهدوي مي  نويسد اين امام  زاده از امام  زادگان معتبر و در تمام ادوار مورد توجه و عنايت مؤمنين بوده و از مزارات متبرك مي  باشد.
مقبره شاه  زادگان در مجاورت بقعه و بارگاه فاطمه ستي واقع شده است بقعه فاطمه ستي داراي صحن و ضريح است و چنين شهرت دارد كه در اين آرامگاه فاطمه صغري دختر امام كاظم (ع) مدفون است، ساختمان، صحن و بقعه فاطمه ستي از دوره صفويه به  جا مانده است.
مباركه در تاريخ دانش  وران آورده است كه  بارگاه امام  زاده فاطمه ستي در زمان صفويه خيلي باشكوه بوده است و ضريح مطلاي عالي داشته است، كه در فتنه افغان  ها از بين رفته است و از شجره  نامه و كتاب نورالهدي في نسب آل مصطفي نقل نموده كه ستي فاطمه دختر موسي  بن-جعفر(ع) به هم  راهي برادران و خواهران خود كه از راه اهواز به اصفهان آمده و خواهر او زينب كبري در ارزنان اصفهان و برادرش هارون در جنب گل  بهار و برادر ديگرش ابراهيم در برخوار و فاطمه ستي در اين مكان مدفون شده  اند.   در شهر نائين نيز بقعه و بارگاهي وجود دارد كه مشهور به فاطمه ستي است و مي  گويند در اين بقعه خواهر امام رضا(ع) مدفون است. 
همان گونه كه بيان گرديد شهرت بارگاه فاطمه دختر امام كاظم (ع) در اصفهان از دوران صفويه است و قبل از آن گزارش معتبري در دست نيست.
3. فاطمه صغري
آن  چه كه مشهور است فاطمه صغري مشهور به « بي بي هيبت » در شهر باكو پايتخت آذربايجان مدفون است، مجلسي مي  گويد:
 فاطمه صغري مشهور به بي بي هيبت در شهر باكو در آذربايجان مدفون است.
    قدمت بقعه و بارگاه فاطمه صغري در باكو، به دوران صفويه مي  رسد. اما پس از پيدايش كمونيسم و قطع ارتباط آذربايجان با ديگر ممالك اسلامي، به دستور استالين در سال 1315 شمسی بارگاه فاطمه صغري با مواد منفجره تخريب و روي قبر وي آسفالت  و تبديل به خيابان عمومي شد به گونه  اي كه ماشين  ها از روي قبر فاطمه صغري عبور می  کردند. ولي شاهدان عيني مي  گويند مردم مسلمان آذربايجان در صف  هاي بسيار طولاني با حوصله و تحمل بي  نظيري توقف مي  كردند، تا از گذرگاه باريكي كه براي عبور پياده  ها در نظر گرفته شده بود عبور كنند، در مواقعي كه ترافيك سنگين بود، اتومبيل  ها در صف  هاي بسيار طولاني مي  ايستادند و هرگز از روي قبر عبور نمي  كردند. پس از فروپاشي نظام كمونيستي، شيعيان آذربايجان با تلاش فراوان به تجديد بناي حرم فاطمه صغري اقدام کردند كه فاز اول آن در هفدهم ربيع الاول 1419 قمری، به بهره  برداري رسيد.  
    بارگاه فاطمه صغري در يك فرسخي شهر باكو قرار گرفته و خانه  اي كه در آن زندگي مي-کرده تاكنون محافظت شده و محل عبادتش تا به امروز به عنوان مكان مقدس محافظت مي  شود.
4. فاطمه اخري
در ميان نويسندگان تنها سبط  بن  جوزي (از علماي اهل سنت در قرن هفتم) به فاطمه اخري اشاره نموده و وي را يكي از دختران امام كاظم (ع) دانسته است. 
بنا به قولی بقه و بارگاه فاطمه اخري در شهر رشت وجود دارد.  بحرالعلوم گيلاني تاريخ تعميم این بقعه را به سال894 قمری ذكر مي  كند.
در منابع قديمي اشاره  اي نشده است كه فاطمه اخري دختر امام كاظم (ع) در رشت مدفون است، در منابع قرن يازدهم اين  گونه آمده است « در رشت بقعه  اي است كه به فاطمه طاهره خواهر امام رضا (ع) منسوب است.  همان  گونه كه از كلمه منسوب پيدا است، بحرالعلوم نويسنده  تحفه-العالم  نيز در صحت اين انساب ترديد داشته است. بيشتر كساني كه به بارگاه رشت اشاره نموده  اند به کتاب تحفه  العالم استناد کرده  اند و مدرك ديگري در دست ندارند. 
در مورد اين  كه از چه قرني بارگاه رشت به خواهر امام رضا(ع) شهرت پيدا کرده و اين كه او دختر امام كاظم (ع) و خواهر امام رضا (ع) مي  باشد هيچ اطلاعي در دست نيست.
بحرالعلوم گيلاني مي  گويد:
 مدارك و اسناد فراواني در دست است كه دلالت بر مدفون بودن فاطمه اخري(س) ملقب به طاهره، دختر امام كاظم(ع) در رشت دارد. 
اما با جست  جو در منابع، حتي يك مورد از اين اسناد و مدارك يافت نمي  شود و تنها مدرك ايشان قول صاحب تحفه  العالم است. ايشان به نقل از عده  اي مي  نويسد:
 در سنگ مجاور درب ورودي حرم، سمت جنوب، كه قبل از بازسازي بقعه كنوني قسمتي از آن باقي مانده بود، نام مدفون در بقعه خواهر امام چنين نوشته شده بود: « بانوي مكرمه فاطمه بنت عبدالله  بن  محمد  بن    احمد  بن  حمزه  بن-موسي  بن  جعفر(ع)» 
از اين مطلب مشخص می  شود كه اين بارگاه متعلق به دختر بدون واسطه امام كاظم (ع) نیست. گرچه ايشان ثابت مي  كند كه حمزه  بن  كاظم(ع) فرزندي به اسم احمد نداشته بلكه وي سه فرزند به نام  هاي علي، قاسم و حمزه داشته است. ولي با اين وجود، ثابت نمي  گردد كه اين بارگاه متعلق به دختر بدون واسطه امام كاظم (ع) باشد. زيرا كه هيچ دليلي بر تأييد آن نيست.
5. حكيمه
    حكيمه، يكي از دختران با فضيلت امام كاظم (ع) است كه در شمار محدثه  هاي مورد اطمینان و ثقه آمده است.  حكيمه بانوي دانش  مند، عابد و دارای صلاحيت   بوده كه عمری طولاني داشته است. او از اصحاب برادرش امام رضا(ع) و از راويان حديث آن حضرت به  شمار مي  رود، نام وي در اكثر كتب رجال و انساب ذكر شده و از او تجليل به عمل آمده است. حكيمه را از زنان برجسته، صاحب نفوذ خاندان رسالت و از بزرگان سادات و علويين عصر خويش به شمار آورده-اند. در بيشتر كتاب  هاي شيعه روايات او نقل شده است.
    حكيمه مي  گويد:
در ماه رمضان سال 195 قمری برادرم امام رضا (ع) براي كمك و مساعدت زايمان همسر خويش « سبيكه » كه خود او را « خيزران » مي  ناميد، مرا دعوت كرد و فرمود: اي حكيمه امشب نزد همسرم خيزران باش، قابله هم  راه توست، زيرا امشب فرزندي براي من متولد مي  شود. آن گاه برادرم ما را در اتاق قرار داد و چراغي براي ما روشن كرد. درب اتاق را بست و خود بيرون رفت. اما وقتي كودك به دنيا آمد، چراغ اتاق خاموش شد و ما نگران شديم، ولي بعد متوجه شديم نورانيت نوزاد ما را از چراغ بي  نياز مي  كند. تازه كودك را در دامن خود گذاشته بودم كه امام رضا (ع) وارد اتاق شد، كودك خويش كه نام او « محمد » تعيين شده بود، در آغوش گرفت گونه  هايش را بوسيد، و آن  گاه او را در گهواره گذاشت و مراقبت و نگه  داري او را به من سپرد. همين كه روز سوم ولادت كودك رسيد، او چشم باز كرد و در حالي كه به جانب آسمان مي  نگريست، با عبارت فصيح زبان به وحدانيت خداوند و نبوت پيغمبر(ص) گشود، و اين صحنه براي من تعجب  آور بود، بدين جهت آن را با امام رضا(ع) در ميان گذاشتم، او فرمود: اي حكيمه! چيزهاي عجيب ديگری هم از او خواهي ديد.
بررسي مدفن حكيمه خاتون
در بهبهان، گچساران و كرمان، چند بارگاه وجود دارد كه منسوب به حكيمه دختر امام كاظم (ع) مي  باشد. تاكنون هچ يك از علماي انساب و تاریخ  نگاران گزارش نكرده  اند كه حكيمه دختر امام كاظم (ع) به ايران مهاجرت نموده باشد، لذا نمي  توان بقاع منسوب به او را در ايران، تأييد كرد.
اولين مدركي كه مزار حكيمه دختر امام كاظم(ع) را در كوه  هاي مسير بهبهان منسوب مي-كند. گزارش سيدجعفر آل بحرالعلوم است. وي مي  نويسد:
 در مسير كوه  هاي بهبهان مزاري است كه به حكيمه دختر امام كاظم (ع) منتسب است و شيعيان مسافر آن را زيارت مي  كنند. 
    از آن جايي كه بحرالعلوم كلمه « منتسب » را به كار مي برد، مشخص مي  شود كه او نيز اين مزار را به  طور قطع مربوط به دختر امام كاظم (ع) نمي  داند و غير از آن مدرك ديگري كه بارگاه حكيمه دختر امام كاظم (ع) را در آن جا تأييد كند، در دست نيست.
درگچساران نيز بقعه  اي به حكيمه دختر امام كاظم (ع) منسوب شده كه فاقد ارزش تاريخي است و هيچ منبع تاريخي و انساب آن را تأييد نمي  كند. اين مقبره در 100كيلومتري شهر دو گنبدان در روستايي واقع شده است.
دركرمان نيز بقعه  اي به حكيمه دختر امام كاظم (ع) منسوب است كه آن نيز هيچ  گونه سند و مدرك معتبر ندارد، گفته  اند: امام  زاده بي بي حكيمه طبق گفته اهالي، از خواهران يا دختران امام رضا(ع) مي باشد.  همت نيز مي    نويسد:
 هويت اين دختر به خوبي معلوم نيست، ولي مردم اختيارآباد مي  گويند: دختر موسي  بن  جعفر (ع) و خواهر بي بي حيات است و به همان دليل كه مردها حق زيارت بي  بي حيات را ندارند در اين زيارت هم حق ورود ندارند، مگر آن كه از سادات باشند.
    بحرالعلوم گيلاني مي  گويد:
به احتمال قوي قبري كه در كنار راه بهبهان است بايد متعلق به حكيمه دختر علي  بن محمد  بن  علي  بن  اسماعيل  الاعرج  بن  الامام  جعفر  الصادق(ع) باشد، زيرا كه فرزند برادر او ابومحمد حسن  بن  الحسين در دينور مي  زيسته و جمع كثيري از اين خاندان در اهواز، ارجان و دينور سكني داشته  اند، به احتمال قوي حكيمه با برادرزاده خود به اين منطقه مهاجرت نموده و در اين جا مدفون شده است.   
6. زينب
در كتاب  های تاريخ و انساب، براي امام كاظم (ع) دو دختر به نام زينب نوشته  اند.  و محل دفن هيچ كدام را ذكر نکرده  اند. بارگاهي منسوب به ايشان در اصفهان وجود دارد كه در ذي-الحجه سال 1351 قمري شهرت يافت. مقبره  اي در ارزنان اصفهان كه در بين ساكنان آن نواحي به « بچه زينب » معروف بود يكي از دختران بدون واسطه امام كاظم (ع) مي  باشد.  در اين كه امام كاظم (ع) دختري به نام زينب داشته، شكي نيست.
در زمان ولايت  عهدي امام رضا(ع) تعدادی از امام  زادگان، از مدينه به سمت ايران و خراسان مهاجرت نمودند. پس از شهادت امام رضا(ع) حاکمان نسبت به نزديكان امام رضا (ع) شروع به سخت  گيري کردند، هر يك از امام  زاده  گان به محلي پناهنده شدند؛ در آن محل، با دشمنان روبه  رو شده عده  اي شهيد و جمعي مخفيانه زندگي نموده تا بدرود حيات گفتند و قبرشان مجهول و شخصيت آنها هم چنان غير معروف ماند. آن گروه از امام  زادگان كه به اصفهان آمدند، به دليل تعصب شديد، سني بودن و مخالفت مردم اين شهر با خاندان علي(ع)، روبه  رو شدند و پس از وفات، در نواحي مختلف شهر و دهات مدفون شدند و كسي متوجه آنان و قبورشان نشد و هم-چنان گمنام باقي ماندند و پس از سال  ها بعد از وفات آنان برخي از بستگان يا دوستانشان اشاره به قبر يكي از آنها نموده و آن قبر مورد توجه قرار گرفت و نام آن و محل دفنش را در كتابي ثبت و ضبظ نمودند. اما پيش  آمدهاي مختلف از جنگ، نزاع، قتل، غارت، قحطي و ويراني  هاي متوالي در اثر جنگ پادشاهان و حكام، يكي از موجبات از بين رفتن كتاب  ها و آثار نويسندگان قرون اوليه است كه ممكن بود در آن كتاب  ها اشاره به مرقد امام  زادگان شده باشد. با توجه به اين وضعيت نسب بيشتر امام  زادگان هم  چنان مجهول باقي مانده است.
مقبره زينبيّه در عصر حاضر، يكي از بقاع متبرك اصفهان و مورد توجه و عنايت خاص  و-عام است. در اثر وجود اين مقبره، اكنون قريه ارزنان كه امروزه به نام «زينبيه» خوانده مي  شود از محلات معمور و پر  جمعيت است و هر روز صدها زائر برای زيارت به این مکان مقدس رفته و بدين وسيله از خداوند طلب حاجت مي  كنند.  امام  زاده زينبيه، در يك فرسخي شمال شرقي اصفهان از سمت طوقچي كه در گذشته به نام «ارزنان« شهرت داشت قرار گرفته است.   ابطحي امام  زاده زينبيّه را از بزرگ  ترين زيارت  گاه  هاي اصفهان معرفي مي  كند و مي  گويد:
 در روزهاي جمعه و مناسبت  هاي مذهبي، مانند ميلاد ائمه(ع) و روز عاشورا، اين امام  زاده ده  ها هزار زائر را به سوي خود جذب مي  كند. 
بررسي شهرت زينبيّه
همان  گونه كه بيان گرديد زينبيّه اصفهان قبل از سال 1351 قمري ناشناخته بوده و كسي نمي دانست كه در اين مكان فعلي كه در حال حاضر به زينبيه مشهور است دختري از امام كاظم(ع) مدفون است گرچه مقبره  ي به نام بچه زينب در همين مكان فعلي وجود داشته است ولي كسي نمي  انست كه يكي از اولاد ائمه(ع) در اين مكان مدفون است.
در سال 1351قمری شیخ عباس قمي، در حاشيه كتاب المجدي في انساب الطالبيين مطلبي را مي  بيند كه مقبره زينب دختر امام كاظم(ع) را در قريه ارزنان يكي از روستاهاي اصفهان ذكر مي  كند وي ميرسعيد طباطبائي را كه در خراسان بوده از طرف خود به اصفهان روانه مي  كند و به او مي  گويد در نسخه  اي از كتاب المجدي ديدم كه زينب دختر امام كاظم(ع) در قريه ارزنان اصفهان مدفون است، شما برويد تحقيق كنيد كه در آن جا مقبره  اي به اين نام وجود دارد؟ بعد از تحقيق معلوم مي  شود كه مقبره  اي با گنبد آجري و صحن در قريه ارزنان به نام بچه زينب موجود است، بعد از اين حادثه، موضوع در ميان مردم اصفهان شايع مي  شود مردم دسته  دسته از شهر و روستاها به آن  جا مي  آيند.
حبيب  آبادي كه در آن زمان يكي از علماي برجسته اصفهان بوده، در اين مورد تحقيقي انجام داده و آن را به صورت كتابي چاپ نموده است وي مي  گويد:
زينبيه اصفهان، از قديم به « بچه زينب » اشتهار داشت و منتسب به هيچ-كدام از ائمه(ع) نبود تا اين كه در ذي  الحجه 1351 قمري، ناگهان شهرت پيدا نمود كه اين زينب دختر امام كاظم(ع) است و پس از تحقيقات معلوم شد كه منشأ اين كار از كتاب بدايع الانوار است و در آن چنين نوشته شده بود صاحب كتاب المجدي دو دختر امام كاظم(ع) را به اسم زينب نام مي  برد و مي  گويد يكي از آنها در قريه ارزنان اصفهان مدفون است، ولي مشخص نمي  كند كه زينب كبري است و يا صغري؟ 
حبيب آبادي مي  گويد:
 در آن زمان يك نسخه از كتاب المجدي در نزد حاج امين الواعظين تهراني يافت مي  شد، من بعد از زيارت امام رضا(ع) به تهران آمدم و به منزل امين الواعظين رفتم و در نسخه  اي از المجدي در حاشيه آن ديدم كه بعد از اسم زينب نوشته شده بود « سمعت عن الامير محمدهادي  بن الامير لوحي المورخ أن بچه زينب المدفونه في قريه ارزنان من قري اصفهان هي بنت موسي الكاظم (ع) 
جمعي از علماي اصفهان مثل حاج ميرزاحسين جعفري نيز آن نسخه المجدي را ديدند. 
وي مي  گويد:
در اصفهان دو نسخه ديگر از كتاب المجدي را پيدا نمودم يكي از آنها تاريخ نداشت و قديمي بود و نسخه ديگر تاريخ «1106» روي آن نوشته شده بود در هيچ يك از اين دو نسخه عبارت مذكور كه در نسخه تهران ذكر شده بود ديده نمي  شد، ظاهراً صاحب بدايع  الانوار هم از همين نسخه تهران كه مطلب مذكور نوشته شده است، استفاده نموده و امين  الواعظين تهراني هم تأييد نمود كه صاحب بدايع الانوار از همين نسخه كه نزد من است استفاده نموده و شيخ عباس قمي نيز در جواب نامه من نوشت كه من نيز آن مطلب را در نسخه موجود تهران نزد آقاي امين  الواعظين ديده  ام و غير از آن ديگر مدركي ندارم.
حبيب آبادي مي گويد اين عبارت درباره زينب دختر امام كاظم(ع) متعلق به صاحب المجدي نيست به چند دليل:
الف. در عمدة  الطالب كه زياد از المجدي نقل مي  كند اين مطلب نيامده است.
ب. در ساير نسخ المجدي اين عبارت ديده نمي  شود.
ج. تاكنون نامي از ميرلوحي نشنيده  ايم جز امير محمدهادي ميرلوحي معروف كه در جمادي الثاني 1113 قمري درگذشته است وي در زمان مجلسي می  زیسته و زمان او با زمان المجدي كه سال 443 قمري تأليف شده، خيلي فاصله دارد، بنابراين نسبت درست نمي باشد. 
ولي با وجود اين مطالب كه ذكر گرديد معلم حبيب  آبادي مي  گويد:
 مظنون اين است كه نسبت، انتساب حضرت زينب به حضرت موسي بن جعفر (ع) درست باشد، زيرا كه ظاهراً چنان  چه از پيش اشاره نموديم، اين امير محمدهادي از سنگ روي قبر او بر مي  آيد از علما و معاصر مجلسي بوده، و پيش از او و در زمان او اين قبر در قريه ارزنان، موجود بوده، زيرا كه او مي  گويد: زينب مدفون در قريه ارزنان از قراي اصفهان است، دختر امام كاظم (ع) بدون واسطه مي  باشد و اين تصريح بدون واسطه بودن او بيشتر سبب صحت نسبت مي  باشد. پس استبعادي ندارد كه زينب نامي دختر امام كاظم(ع) وقتي به جهاتي كه مذكور شد، به اصفهان آمده و وفات نموده، در اين زمين دفن شده باشد. 
ابطحي مي  گويد:
محمدعلي مباركه  اي، در رساله نورالانوار في كشف احوال زينب بنت موسي بن جعفر(ع) به نقل از كتاب نورالهدي في نسب آل المصطفي  كه در سال 1041 به وسيله عزّالدين محمد تأليف گرديده، در ضمن شرح داستان حركت فرزندان موسي بن جعفر (ع) از مدينه به سوي ايران و پراكنده شدن آنها در ايران، بعضي از آنها به سوي اصفهان آمدند و حاكم و فرمان  دار آن شهر، از دوستان خاندان اهل بيت بود، پس وقتي به اصفهان رسيدند، اوضاع – به خاطر عوض شدن حاكم – دگرگون گرديده بود و از آنها كه وارد اصفهان شدند هارون بن موسي و ابراهيم بن موسي(ع) و از دختران، زينب كبري و فاطمه كبري بودند و در اين هنگام خبر آنها به مامون رسيد… و زينب در محل ارزنان از روستاهاي اصفهان، يك سال پس از برادرش هارون بن موسي بن جعفر (ع) از دنيا رفت و در زمان عضدالدوله ديلمي بقعه كوچكی بر قبر او ساخته شد، و اما فاطمه پس از گذشت دو سال از شهادت برادرش هارون از دنيا رفت و نزديك قصبه لنبان دفن گرديد. 
در مورد بارگاه زينبيه اصفهان بايد نكاتي را مد نظر قرار داد.
الف. همان  گونه كه بيان شد به غير از مطلبي كه شيخ عباس قمي و بدايع نگار در حاشيه المجدي ديده  اند ديگر سند و مدركي معتبري وجود ندارد.
ب. آن  چه كه در حاشيه المجدي آمده، به  طور مسلم از خود صاحب المجدي نيست، زيرا كه در متن المجدي مطلب مذكور نيامده علاوه بر آن مطلب ياد شده از زبان امير محمدهادي ميرلوحي نقل شده كه وي هم  زمان با مجلسي مي  باشد و المجدي قرن پنجم نوشته شده است و اين فاصله زماني طولاني غير مستند بودن مطلب مذكور را مي  رساند كه مي  گويد زينب دختر امام كاظم (ع) در قريه ارزنان اصفهان مدفون است، و آن را از زبان ميرلوحي نقل مي  كند.
ج. آن  چه كه در حاشيه المجدي آمده فقط در يك نسخه از آن ديده شده و ساير نسخ خالي از اين مطلب مي  باشند و اين خودش دليل محكم است كه آن  چه در حاشيه اين كتاب آمده از خود مؤلف نيست و كس ديگري آن را در حاشيه المجدي نوشته است، چه كسي اين مطلب را نوشته است و در چه تاريخي آن را نوشته است، معلوم نيست. ولي آن  چه بدست مي  آيد اين است كه مطلب مذكور قدمت تاريخي ندارد. چنان  چه مطلب مذكور از قدمت تاريخي برخوردار بود و در نسخ متعددي نوشته شده بود مي  بايست زينبيه اصفهان قبل از سال 1351 قمري، مشهور مي  گرديد به دليل اينكه كتاب المجدي كه كتاب معتبري در باب انساب به حساب مي  آيد نزد بسياري از علمای بزرگ موجود بوده، و آن  ها با ديدن اين مطلب كه زينب دختر امام كاظم(ع) در قريه ارزنان اصفهان مدفون است، قطعاً به معرفي اين بارگاه مي  پرداختند و آن جا قبل از سال 1351 مشهور مي  گرديد به  ويژه در زمان صفويه.
د. حبيب  آبادي با اين كه خودش ثابت نموده آن  چه كه درباره زينب دختر امام كاظم(ع) در حاشيه المجدي آمده از خود نويسنده کتاب نيست و فقط در يك نسخه  اي بي تاريخ از آن كتاب ديده شده، ولي با وجود اين مطلب، وي مي  گويد ميرلوحي از علماء بوده و در علم تاريخ نيز دست داشته است، چون او گفته است زينب دختر امام كاظم (ع) در قريه ارزنان مدفون است، پس احتمال دارد كه گفته او درست باشد.
در جواب وي بايد گفت، اول اين  كه معلوم نيست اين مطلب را ميرلوحي گفته باشد زيرا كه هيچ سند و مدركي وجود ندارد. دوم اين  كه همان  گونه كه خود حبيب  آبادي مي  گويد ميرلوحي هم دوره مجلسي بوده و از علماي بزرگ اصفهان به شمار مي  رفته و اگر او مقبره زينبيه اصفهان را، از آن دختر امام كاظم (ع) مي  دانست قطعاً در همان دوره خود به معرفي اين مقبره مي  پرداخت و مردم اصفهان را از آن آگاه مي  نمود و اين بارگاه در همان زمان مشهور مي  شد.
ذ. در جواب ابطحي بايد گفت: هيچ منبع تاريخي و انساب ذكر نكرده است كه هارون، ابراهيم، زينب و فاطمه از فرزندان امام كاظم (ع) به اصفهان آمده باشند همان  گونه كه قبلاً ذكر گرديد امام  زاده هارون اصفهان از نوادگان امام كاظم (ع) مي  باشد، و دو نفر از فرزندان امام كاظم (ع) كه ابراهيم نام دارند بارگاه هر دوي آنها در عراق مي  باشد، بنابراين ابراهيم كه در برخوار اصفهان مدفون است فرزند بدون واسطه امام كاظم(ع) نخواهد بود.
7. آمنه
    يكي از دختران امام كاظم(ع) آمنه نام دارد. تاريخ ولادت و وفات او مشخص نيست. برخي سه دختر به اسم آمنه براي امام كاظم (ع) ذكر نموده  اند: آمنه كبري، آمنه وسطي و آمنه صغري. 
ولي اكثر علماي انساب يك آمنه ذكر نموده  اند.   شرح  حال مختصري از او در دست مي-باشد. اين بانو از مدينه هجرت نمود و به مصر رفت و در همان  جا وفات نمود، قبر آمنه در مصر بقعه و بارگاه مختصري دارد و زيارتگاه مردم است.
شبلنجي، كرامتي را از اين بانو نقل مي  كند. كسي مقداري روغن زيتون آورد و به خادم حرم آمنه تحويل داد و از او خواست كه براي روشنايي از آن استفاده كند، خادم روغن را در جاچراغي ريخت، ديد نمي  سوزد؟ تعجب كرد! در خواب آمنه را ديد كه مي  فرمايد: روغن او را بازگردان و از او بپرس از كجا آورده است؟ من جز مال حلال نمي  خواهم، وقتي كه صبح شد صاحب روغن آمد، خادم به او گفت روغنت را بگير، او پرسيد: براي چه؟ خادم گفت: من بانو آمنه را در خواب ديدم كه فرمود: من جز مال حلال پذيرا نيستم. صاحب روغن گفت راست گفته است، چون من مأمور دولت هستم و ماليات نامشروع از اجناس بازار مي  گيرم و بعد روغن را گرفت و رفت.
 
نتيجه
در مورد فرزندان امام كاظم(ع) كار تحقيقي منسجم صورت نگرفته و كارهایي كه در مورد برخي از آنها صورت گرفته بيشتر تك  نگاري است و آن هم به صورت مستدل و تحقيقي انجام نگرفته است، زيرا كه نويسندگان اين  گونه كارها، عموماً از همان شهري بوده  اند كه بارگاهي منسوب به يكي از فرزندان امام كاظم (ع) در همان شهر بوده و نويسنده سعي و تلاشش برآن بوده كه تا ثابت كند. اين امام  زاده حتماً از فرزندان بدون واسط امام كاظم  (ع) مي  باشد و فضايلي را هم به او نسبت مي  دهد و چه بسا مطالبي خرافي را هم در كتاب خود مي  آورد.
در مورد تعداد فرزندان امام كاظم(ع) از قرون اوليه تا زمان حاضر اختلاف فاحشي وجود دارد قديمي  ترين گزارش از نصربن  علي  الجهضمي در قرن سوم است كه 33 فرزند، 15 دختر و 18 پسر براي امام كاظم(ع) ذكر مي  كند. ولي در قرون بعدي بر تعداد فرزندان امام كاظم (ع) افزوده مي  شود، مي  توان گفت از قرن پنجم به بعد بين 5 تا 10 اسم بر اسامي اوليه افزوده شده است و در قرن دوازده و سيزدهم تعداد فرزندان به 78 نفر مي  رسد در حالي كه بسياري از آن اسامي در فهرست قرون اوليه نيست در بين تمام كساني كه اسامي فرزندان امام كاظم(ع) را ذكر نموده  اند جامع  ترين فهرست از شيخ مفيد است كه در الارشاد 37 فرزند براي امام كاظم(ع) ذكر مي كند. 18 پسر و 19 دختر.
در مورد مکان دفن و بارگاه  هاي فرزندان امام كاظم(ع) نيز مانند تعداد آنها اختلاف زيادي وجود دارد براي برخي از آن  ها مثل حمزه، عبدالله، حسين، محمد و هارون بارگاه  هاي متعددي در شهرهاي مختلف ايران وجود دارد كه اثبات هريك از آنها نيازمند دليل و مدرك معتبر تاريخي است كه در مورد اكثر آن  ها چنين مدرك معتبري وجود ندارد. از طرف ديگر قدمت تعدادی از بارگاه  های منسوب به فرزندان امام كاظم(ع) در ايران، بعد از قرن هشتم و نهم مي  باشد مثل احمدبن  موسي، كه نيازمند مدرك معتبر تاريخي قبل از قرن هشتم و نهم است ولي اين  گونه مدارك معتبر در دست نيست.
    برخي از فرزندان امام كاظم(ع) در دوران خلافت مأمون عباسي در قيام بزرگ علويان به رهبری ابراهيم  بن  محمد معروف به ابن طبا  طبا شركت داشتند، اين قيام كه 10 ماه طول كشيد تعداد زيادي از ياران خليفه در آن كشته شدند و بسياري از شهرها به دست قيام  كنندگان افتاد. ابراهيم  بن-موسي از جانب محمد  بن  محمد  بن  زيد به سرپرستي امور ولايت يمن منصوب شد وي به آن  جا رفت و به فعاليت پرداخت زيدبن موسي(ع) نيز به سرپرستي امور اهواز منصوب شد وي در مسير راه، بصره را از كنترل عباسيان خارج نمود، وي مرتكب اعمالي شد كه در شأنش نبود تاریخ  نگاران گزارش نموده  اند كه زيد خانه  ها و مزارع بني  عباس را به آتش كشيد. هرگاه يكي از سياه  جامگان را نزد او مي  آوردند دستور سوزاندن او را صادر مي  كرد به همين جهت وي به زيد  النار معروف شد.
    به برخي از فرزندان امام كاظم (ع) مثل ابراهيم  بن  موسي اتهام مذهب زيديه واقفيه زده شده است كه در جهت اثبات آن گزارش تاريخي و روايي وجود دارد.

فهرست منابع
1. قرآن کریم
2. آل ياسين، محمدحسن، تاريخ كاظمين، ترجمه غلام  رضا اكبري، كنگره جهاني حضرت رضا (ع)، 1371 ش،
3. آيتي، محمدحسين، بهارستان در تاريخ و تراجم، رجال قاينات و قهستان، تهران، بي نا، 1327 ش.
4. ابطحي، مير سيدحجت، ريشه  ها و جلوه  هاي تشيع و حوزه علميه اصفهان، اصفهان، دفتر تبليغات اصفهان، 1418ق.
5. ابن ابي الثلج بغدادي، تاريخ الائمه مجموعه فيسه في التاريخ الائمه، بيروت، دارالقاري، طبع اول، 1422ق.
6. ابن جوزي، سبط، تذکره الخواص، بيروت، موسسه اهل البيت(ع) 1401ق.
7. امين، سيدمحسن، اعيان الشيعه، مطبعه الانصاف، بيروت، طبع دوم، 1380ق.
8. اميني، عبدالحسين احمد، الغدير، تهران، دارالكتب الاسلامية، چاپ دوم، 1366ش.
9. —————، تاريخ تشيع و مزارات شهرستان ساري، قم، انتشارات وثوق، 1385ش.
10. بحرالعلوم، سيدجعفرآل بحرالعلوم، تحفه العالم في شرح خطبه  المعالم، مکتبه الصادق، طبع دوم، 1401ق.
11. بحراني، عبدالله، عوالم  العلوم والمعارف  الاحوال من الآيات والاخبار والاقوال، قم، مدرسة الامام المهدي (عج)، 1407ق.
12. جزي، عبدالكريم، رجال اصفهان، تذكرة القبور، چاپ دوم، بي  نا، بي  جا، 1328ش.
13. جوكار قنواتي، رضا، شناسنامه بهبهان، اهواز، حافظ، 1350ش.
14. چهار سوقي، ميرزا محمدهاشم، ميزان  الانساب در شرح حال امام زاده  هاي معتبر اصفهان، اصفهان، حكمت، 1322ش.
15. حرزالدين محمد، مراقدالمعارف في تعيين مراقدالعلويين، نجف، مطبعه الادب، طبع اول، 1371 ش.
16. حسيني جلالي، محمدحسين، مزارات اهل  البيت و تاريخ  ها، بيروت، مؤسسة الاعلمي، طبع سوم، 1415ق.
17. صدوق——–، الامالي، بيروت، موسسه الاعلمي للمطبوعات، طبع پنجم، 1410ق.
18. —–، تاج المواليد، مجموعه نفيسة في التاريخ الائمه » بيروت، دارالقاري، طبع اول، 1422ق.
19. طبري، محمدبن جرير، تاريخ طبري، تاريخ الامم والملوک، بيروت، دارالکتب العلميه، 1408، طبع دوم.
20. عاملي حر، محمد، اثبات الهداه، بالنصوص و المعجزات، ترجمه احمد جنتي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1399 ق.
21. فقيه ايماني، مهدي، تاريخ تشيع در اصفهان، بي  جا، 1374 ش.
22. فقيهي، علي  اصغر، تاريخ مذهبي قم، چاپ دوم، قم، زائر، 1378ش.
23. فيض، عباس، انجم فروزان، قم، بي  نا، 1322ش.
24. ———، تاريخ کاظمين، قم، چاپ  خانه قم، بي  تا.
25. ———، گنجينه آثار قم، قم، چاپ  خانه مهر، چاپ اول، 1349 ش.
26. قرخاني بهار، حسن، آثار باستاني و معماري بقاع متبركه، تهران، فرهنگ  سرا، 1363 ش.
27. قرشي، باقرشريف، حياه الامام موسي بن جعفر(ع)، بيروت، دارالبلاغه، طبع اول،1413ق.
28. قرني گلپايگاني، علي، منهاج الدموع، قم، چاپ سوم، دين و دانش، 1344ش.
29. قمي، حسن  بن  محمدبن  حسن، تاريخ قم، ترجمه حسن قمي ، تهران، تحقيق سيدجلال الدين تهراني انتشارات توس، 1361 ش.
30. قمي، شيخ عباس، منتهي  الآمال، قم، هجرت، 1410ق.
31. ————، انوارالبهيه، ترجمه محمدمحمدي اشتهاردي، قم، انتشارات ناصر، 1372ش.
32. ———–، سفينه  البحار، قم، دارالاسوه، چاپ دوم، 1416 ق.
33. قولويه قمي، ابي القاسم جعفر، كامل  الزيارات، قم، موسسه نشر اسلامي، 1417ق.
34. كريمي جهرمي، علي، بانوي ملكوت، قم، راسخون، 1379ش.
35. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار لدرراخبار الائمه الاطهار، بيروت، دارالتعارف، 1423ق.
36. ————، تحفه  الزائر، ايران، بي  نا، 1281.
37. ————، تذکره  الائمة(ع)، تهران، نشر مولانا،‌ بي  تا.
38. محلاتي، ذبيح  الله، رياحين الشريعه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، بي  تا.
39. محمد بيگي، بهروز، زندگي  نامه امام  زاده هارون، همدان، نور علم، 1382 ش.
40. معلم حبيب  آبادي، ميرزا محمدعلي، كشف  الخبيّه عن مقبره الزينبيّه، اصفهان، نشر محمدي، شيرازي، 1352ق.
41. —————، الارشاد في معرفت حجج  الله علي  العباد، مؤسسه آل البيت(ع) چاپ اول، قم،‌1413.
42. موسوي، سيدحسين ابوسعيد، تاريخ المشاهد المشرفه، بيروت، موسسه البلاغ، طبع دوم، 1426ق
43. ——————-، مشجرالوافي، قم، موسسه عاشورا، طبع اول، 1425ق.
44. مهدوي، مصلح الدين، تاريخچه ارزنان مقبره.. زينب خاتون اصفهان، اوقاف، 1375ش.
45. ————–، مزارات اصفهان، تصحيح علي  اصغر منتظرالقائم، دانشگاه اصفهان، 1382.
46. مهدي پور، علي  اكبر،كريمه اهل بيت، قم، حاذق، 1374ش.
47. ناصر  الشريعه، محمدحسين، تاريخ قم، قم، دارالفكر، 1350ش.
48. ناييني اردستاني قمي، محمدعلي، انوار المشعشعين، قم، كتاب  خانه آيت  الله مرعشي نجفي، 1381ش.
49. نجاشي، احمدبن علي، رجال النجاشي، قم، موسسه نشر اسلامي، طبع هفتم، 1424ق.
50. نحوي، سيف  الله، سيماي استان كهكلويه و بويراحمد، بي  جا، سازمان تبليغات، 1375ش.
51. نعماني، محمدبن ابراهيم، غيبت نعماني، ترجمه محمدجواد غفاري، چاپ اول، تهران، کتاب-خانه صدوق، 1363ش.
52. هنرفر، لطف  الله، گنجينه آثار تاريخي اصفهان، چاپ دوم، تهران، چاپ  خانه زيبا، 1350.
53. يماني الموسوي، محمدکاظم بن ابي الفتوح بن سليمان، النفخه العنبريه في انساب خيرالبريه،  تحقيق مهدي رجايي، چاپ اول، قم، كتاب  خانه آيت  الله مرعشي نجفي، 1419ق
54. يوسفي، يوسفعلي، شهيده غربت، قم، چاپ اول، كوثر غدير، 1386ش.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب