شنبه 26 خرداد 1403 برابر با Friday, 14 June , 2024

مخالفت با بازتاب های غرب زدگی

دوره رضاخان چه در ایران و چه در سایر کشورهای مسلمان،آغاز دورانی است که از می توان از آن به غرب زدگی نام برد اما به تدریج واکش های جدی در مقابل غرب زدگی پدید آمد،بالنده شد و تأثیراتی شگرف بر جای نهاد.

به طور قطع سرآغاز این حرکت را باید از سیدجمال الدین دید.[1]

نهضت بازگشت به خویشتن در ترکیه به تأثیر از بیدارگری های سیدجمال الدین اسدآبادی، محمد عبده و مانند آن شکل گرفت و رشد کرد، البته نقش سیدجمال در این رابطه ، مهم تر از دیگران بود، زیرا، سید،  مدتی را در عثمانی زیست و به تبلیغ عقاید بیدارگرایانه در آن پرداخت و سرانجام، در همان دیار کشته شد،اما  موج بیدارگرایانه اسلامی از دهه 1940، بیش از گذشته خود را نمایاند، علت آن جنبش نورسی ها بود. جنبش نورسی ها که به وسیله سعید نورسی تأسیس شد. در ابتدا، مخفیانه فعالیت می کرد ولی به هنگام آغاز دوره چند حزبی در ترکیه، نیمه علنی شد. هدف این جنبش، برچیدن بساط رژیم ضد اسلامی و استقرار نظام حکومتی اسلام در ترکیه بود. رهبران این نهضت علاوه بر تشکیل جلسات و کنفرانس ها برای جوانان، برنامه های آموزشی نیز، ترتیب می دادند. سعید نورسی تا زمان درگذشتش در سال 1960 با شوری زاید الوصف، به تبلیغ و همچنین، سازماندهی نیروهای اسلامی مشغول بود. بازماندگان انقلابی سعید نورسی، موفق گردیدند اجازه به حج رفتن مسلمانان و تأسیس مدارس مذهبی را از دولت لائیک ترکیه در سال 1948 دریافت کنند.پس از این، موج بیدارگرایانه اسلامی ترکی تحت تأثیر اخوان المسلمین مصر قرار گرفت و رو به رشد نهاد و البته، افزایش انتشار روزنامه ها و مجلات اسلامی بر آگاهی مسلمانان از ستم های داخلی و فشارهای خارجی تأثیر گذاشت و رشد روز افزون گروه های اسلامی را دامن زد. تا حدی که حزب اسلام گرای رفاه به رهبری نجم الدین اربکان 48 کرسی پارلمانی را به دست آورد، از این پس،نیروهای اسلامی در ترکیه دائما رو به رشد بوده اند و همین پدید موجب دستپاچگی مجدد استعمار و دخالت استعمار و دخالت نظامیان و کودتای ژنرال ها گردید. رشد اسلام گریان در ترکیه از آن رو اهمیت دارد که ده ها سال، ترکان جوان به رهبری آتاتورک و بازماندگان وی کوشیدند آن کشور را به یک کشور لائیک و دور از مذهب تبدیل نمایند. نکته دیگر آن که غربی ها سال ها تلاش کردند ترکیه را از نمایندگی کشورهای اسلامی در قالب امپراتوری اسلامی عثمانی به نماینده کشورهای مسلمان لائیک مبدل سازند.[2]

در ایران، غرب زدگی، همواره با مخالفت های گسترده رو به رو بوده  و البته، بزرگ ترین نقش در راه  مبارزه با غرب زدگی  و ایجاد نهضت بازگشت به خویشتن، با روحانیت بوده است. نخستین کسی که در مقابل غرب زدگی ایستاد، آیت الله شیخ فضل الله نوری بود تا حدی که جانش را در این راه،  از دست داد. او حاضر نشد گام در راهی بگذارد که به تقلید کورکورانه از غرب می انجامید.در واقع، مخالفت های او در نقطه مقابل تقی زاده قرا داشت که می گفت: هیچ راهی برای توسعه جامعه ایرانی وجود ندارد مگر این که از فرق سر تا سر انگشتان غربی شود. بعد از او، میرزا کوچک خان، آیت الله مدرس و نواب صفوی و … راه غرب زدگی ستیزی را اد امه دادند. قیام 15 خرداد، نقطه عطفی در پایان بخشی به غرب زدگی در ایران و آغاز حاکمیت اندیشه اسلام گرایان است که سرانجام به انقلاب اسلامی انجامید که خود به تنهایی برزگ ترین تأثیر را در تاریح پس از پیامبر(ص) بر بازگشت به خویشتن اسلامی بر جای گذاشت.

نقش ممتاز سید جمال الدین اسدآبادی در نهضت بازگشت به خویشتن اسلامی در ایران و جهان اسلام، غیرقابل کتمان است. او با ناامیدی، جهل، استعمار، استبداد و … به مبارزه برخاست و با تعریف مجدد از اسلام و ارائه تصویر سیاسی از آن، به مبارزه با غرب پرداخت ولی نقش سید با نقش امام خمینی(ره) قابل مقایسه نیست.سید جمال در راهی که آغازید، ناکام ماند اما بذرهای فراوانی کاشت که هریک در زمانی و در مکانی شکوفا شد.[3]

در مصر، عبده –شاگرد و همراه  سید جمال الدین –پایه گذار نهضت بازگشت به خویشتن بود. او در خرافه زدایی، تحرک آفرینی فکری و تطبیق فکر دینی با مبانی عقلی و …خدمات شایسته ایی انجام داد، البته او برخلاف سید جمال، یک متفکر محافظه کار بود نه چون سید، یک شخصیت فکری و انقلابی. به این معنا که:عبده معتقد بود کار فکری بر مبارزه سیاسی در مواجهه با استعمار، تقدم دارد و لذا اصلاح فکر مذهبی بر پایه تبعیت از اسلام اصیل زمانه پیامبر(ص) را عامل اساسی تری در تحول اجتماعی و سپس مبارزه با اجانب می دید. به بیان دیگر: عبده راه حل مشکلات جهان اسلام را در پرهیز از قشریون مذهبی مخالف عقل و نیز، دوری جستن از روشنفکران خودباخته غرب زده، می دانست، زیرا: پرهیز از فکر و اندیشه متحجرین مذهبی و جانب داران غرب، به معنای رجوع به سرچشمه های واقعی دین اسلام و آن را مایه نجات و رستگاری می دید.اندیشه های اصلاحی و بازگشت به خویشتن سید و عبده، رشید رضا، کواکبی را پروراند، از این رو، رشید رضا، هواه خواه ادامه نهاد خلافت بود که ریشه در صدر اسلام داشت و کواکبی، بر اصلاح دینی و بازگشت به قرآن تأکید می ورزید.

افکار این اندیشمندان، زمینه های شکل گیری اخوان المسمین مصر توسط حسن البنا را فراهم آورد که بزرگ ترین نقش را در شکستن اسطوره غرب و بازگشت به اسلام در جهان اسلام  برعهده داشت. این سازمان در دامن خود چهره هایی چون سیدقطب، عبدالقادر عوده،  محمدقطب در مصر، مصطفی السباعی در سوریه، صادق المهدی در سودان و … را پرورش داد که هریک، در غرب زدایی، به ایفای نقش موثر پرداختند. اخوان المسلمین در کشورهای عرب و در شکست غرب زدگی همان نقشی را بازی کرد که اقبال در شبه قاره هند و امام خمینی(ره) در ایران ایفا نمودند. این سازمان حتی در کشورهای غیرعربی چون اندونزی تأثیر گذاشت.در اندونزی، عبدالکریم امرالله، عبدالله احمد، نهضت العلما و حزب مسجومی نقش عمده ایی در نهضت بازگشت برعهده گرفتند اما در عوض، سوکارنو و سوهارتو، در مقابل این نهضت، موانع زیادی را فراهم آوردند. [4]

خلاصه این که عثمانی به علت های عدیده از جمله: مواجهه مستقیم تر و پیشتر با غرب استعمارگر، پیشتاز در غرب گرایی در جهان اسلام بود ولی کشور ترکیه که با انحلال امپراتوری و یا خلافت عثمانی، جانشین آن می شود در نهضت بازگشت به خویشتن، در ردیف  های آخر بعد از ایران و مصر، قرار می گیرد.

نتیجه این که: نهضت بازگشت به خویشتن از ویژگی های متعددی برخوردار است از جمله:

– این نهضت تنها در جهان اسلام باقی نماند بلکه فکر بازگشت به فرهنگ خودی را در کشورهای آفریقایی زنده کرد.

– برجسته ترین ویژگی نهضت بازگشت به خویشتن، هجوم همه جانبه به استعمار است و البته خود نیز، به شدت مورد هجوم استعمار قرار دارد.

– در این نهضت، اسلام به عنوان یک مکتب و یک ایدئولوژی دیده می شود که توان اداره جامعه و حکومت را دارد.

– عنصر مهم چنین نهضتی، آگاهی بخشی و ایمان دهی، مدعی تبیین حقیقت و فلسفه زندگی، هواه خواه علم و تکنولوژی غرب و البته رد کننده فرهنگ و سلطه فرهنگی آن است.   

 



– صادقی،همان.[1]

[2]– عباس سرمدی،جهان اسلام(تهران:هیرمند،1379)ص34. شکوه السادات حسینی،آشنایی با کشورهای اسلامی؛مصر(تهران:ابرار معاصر تهران،1383)ص125.

[3]– عباس رمضانی،سیدجمال الدین اسدآبادی(تهران:ترفند،1385)ص76.داریوش رحمانیان،سیدجمال الدین اسدآبادی(تهران:موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی،1387)ص246.

[4]– سیدهادی خسروشاهی،اخوان المسلمین؛بزرگترین جنبش اسلامی معاصر(تهران:اطلاعات،1387)ص82.ریچارد میشل،تاریخ جمعیت اخوان المسلمین از آغاز تا امروز،ترجمه سیدهادی خسروشاهی(تهران:وزارت امورخارجه،1390)ص115.

{jcomments on}

لینک کوتاه مطلب: https://tarikhi.com/?p=17108

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − دو =

آخرین مطالب