سه‌شنبه 8 خرداد 1403 برابر با Tuesday, 28 May , 2024

بررسی تاريخی تعامل فكری و سياسی اماميه

این کتاب، اثری پژوهشی از دکتر محمدرضا بارانی است که انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ابتدای سال 1392 آن را منتشر کرده است. عنوان کامل کتاب به زبان فارسی «بررسي تاريخي تعامل فكري و سياسي اماميه با فرقه هاي معتزله، حنابله و اشاعره در عصر آل بويه» است و عنوان لاتین آن چنین است:

A Historical Study on the Intelectual and Political Interaction Between Imamiyyaan the Sects of Mutazila,Hanabila and Ashaira (in Ale-Buyas age , in Baghdad)

این پژوهش تاریخی بیان می کند که شهر بغداد، به دليل جايگاه مهم و اثربخش و تحولات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و علمي آن در سدههاي چهارم و پنجم هجري تأثير بسياري بر سراسر جهان اسلام داشت. در همین راستا، قدرتگيري آل بويه شيعي در بغداد و حضور اثربخش برخي فرقه هاي اماميه، معتزله، حنابله و اشاعره در اين شهر، بر شتاب فرآيند تحولات بغداد افزود. از این رو، مي توان بغداد عصر آل بویه را شهر پيروان انديشه هاي مذهبي و كلامي مختلف نامید كه زمينه تعامل و ارتباط اين فرقه ها را فراهم کرد و در توليد فكر و انديشه گام هاي نويي برداشتند و ارتباط آنان با پيروان برخي اديان نيز در اين زمينه نقش داشته است.

این تحقیق بررسي تحولات فكري اعتقادي و فكري سياسي اماميه در ارتباط با سه فرقه مهم و اثرگذار در بغداد را موضوع پژوهش قرار می دهد تا بدین ترتیب، تأثيرگذاري و تأثيرپذيري اماميه از اين فرقه ها را تبيين کند. گرچه برخي از مباحث فكري رنگ كلامي دارد اما تلاش بر آن است تا مسايل مورد نظر از منظر تاريخي و با ذكر شواهد تاريخي به بحث گذارده شود. همچنين تعامل مورد نظر، دربردارنده تعامل (همگرايي) و تقابل (واگرايي) بين آنان مي باشد.

دستاورد تحقیق این است که اماميه به عنوان محور اصلي پژوهش با رويكردي اعتدالي در صحنه انديشه هاي اعتقادي و سياسي ظاهر گرديد و در برابر آن، معتزله با رويكرد عقلاني، روشنگري و دوري گزيدن از محوريت سنت؛ حنابله با رويكرد سنتگرايي و پرهيز از عقل محوري و هرگونه اجتهاد و روشنگري در امر دين و در نهايت اشاعره به عنوان واكنشي در برابر اعتزال و براي جلوگيري از افراط و تفريط معتزله و حنابله، به انديشه هاي اعتدالي روي آورده و محور تفسير دين را سنت دانسته و توجه به عقل را نيز ضروري پنداشتند. با فراهم آمدن زمينه ارتباط و گفتگو ميان اين چهار فرقه، شكل گيري و ظهور تعامل و تقابل جدي اين فرقه ها رخ داد و در نتيجه بغداد آبستن حوادث و بحران هاي زيادي گشت. در اين راستا پيوند ميان معتزله و اماميه و ارتباط تنگاتنگ آنان با آل بويه سبب شكل گيري گروهي غير رسمي برگرفته از اين سه جريان شد و در طرف ديگر خلافت عباسي با فرقه هاي حنابله و اشاعره پيوند نزديك پيدا كرد و گروهي در برابر گروه نخست گرديدند.

برخي فرقه ها در فرآيند تعامل فكري و سياسي دچار تحول گرديده و دگرگوني فكري آنان رخ داد، همچنين درپي بروز اين تحولات، جناح بندي و گروه گرايي آنان چندان پايدار نماند و رقابت هاي جديدي شكل گرفت به گونه اي كه زمينه تحول فكري را شدت بخشيد، بنابراين بايد گفت با اين كه محور اصلي در روابط بين اين فرقه ها تقابل، رقابت و واگرايي بود؛ زيرا شكلگيري فرقه ها به دليل بروز اختلاف نظر فكري بوجود مي آيد، اما اين فرقه ها در پاره اي زمان ها و به تدريج بر اساس مصلحت انديشي، به همگرايي و سازگاري با فرقه هاي ديگر كشيده شدند به گونه اي كه تحولات انديشه اي در بغداد يكي از پيامدهاي آن به شمار مي آيد.

 

 

 

لینک کوتاه مطلب: https://tarikhi.com/?p=17731

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − 4 =

آخرین مطالب