سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1401 برابر با Tuesday, 17 May , 2022

نقش باورداشت آموزه مهدویت در احیای فرهنگ و تمدن اسلامی

 

این پژوهه اثری است از امیرمحسن عرفان که به تازگی «نشر معارف» وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها آن‌را در 272 صفحه و در قطع وزیری به قیمت 7600 تومان منتشر کرده است.

 

گفتنی است که هرگاه از پیوند آموزه مهدویت و تمدن سخن به میان می‌آید. سه موضوع در ذهن تداعی می‌شود. اول: بررسی نقش آموزه مهدویت در فرایند تمدن اسلامی، دوم: ویژگی‌های تمدنی جامعه عصر ظهور، سوم: نقش این آموزه در تمدن‌سازی و احیای تمدن اسلامی. پژوهش حاضر، به رغم اذعان به اهمیت دو موضوع اول، بررسی خود را به موضوع سوم معطوف ساخته است.

باورداشت آموزه مهدویت چه تأثیری برحیات فرهنگی و تمدنی مسلمانان دارد؟ آموزه‌های دینی چه نقشی در تمدن‌سازی دارند؟ ظرفیت‌ها و قابلیت‌های آموزه مهدویت در حیات فرهنگی و تمدنی باورمندان به آن چیست؟ موانع تحول‌زایی آموزه مهدویت در حیات فرهنگی و تمدنی باورمندان به آن چیست؟ اینها پرسش‌هایی است که این کتاب درصدد پاسخ‌گویی به آن است.

در این کتاب، ظرفیت بی‌بدیل رویکرد تمدنی در سنجش کارآمدی نظام‌های اندیشه‌ای و خیزش تمدنی مسلمانان در دوران معاصر و ضرورت همپایی یک مسلمان با شرایط زیست محیطی امت اسلامی، از مهم‌ترین ضرورت‌های اتخاذ رویکرد تمدنی به آموزه‌های اسلامی دانسته شده است.

نگارنده در فصلی از کتاب به «بازخوانی نقش آموزه‌های دینی در تمدن‌سازی» می‌پردازد. وی در اهمیت این موضوع می‌نویسد: برای آنکه نقش اندیشه مهدویت را در احیای فرهنگ و تمدن روشن سازیم و زوایای گوناگون این اندیشه را با رویکرد تمدنی، آشکار سازیم، بایسته است به تحلیل دیدگاه اسلام پیرامون تمدن اشاره کنیم؛ چرا که آگاهی از مبانی تمدن اسلام، و وقوف بر آن، به فهم دقیق این مسئله، کمک فراوانی می‌کند. از این رو ما در این فصل، مسائلی را بیان خواهیم کرد که تفسیر اسلام از تمدن، رهاورد آن است.

در این فصل به جایگاه‌شناسی تمدن در نظام معنایی اسلام پرداخته شده است. افزون بر این چیستی تمدن از نظرگاه اسلام نیز واکاوی شده است. اندیشه‌های بنیادین تمدن اسلامی، مبانی فکری تمدن اسلامی، شاخصه‌ها و ملاک‌های تمدن‌سازی آموزه‌های دین اسلام از جمله مباحث مورد تأکید این فصل است.

 شواهد و قراین تاریخی در این پژوهه برمی‌نمایند که «مهدویت‌گرایی ابزاری»، «رویکرد نجات‌بخشی صِرف به آموزه مهدویت» و «نگاه سطحي، عاطفي و حداقلی به آموزه مهدويت» رویکرد غالب به آموزه مهدویت در گسترة تاریخ بوده است.

آخرین فصل کتاب «آموزه مهدویت و احیای  فرهنگ وتمدن اسلامی» نام دارد. مهم‌ترین عناوین این فصل عبارتند از: الزامات رویکرد تمدنی به آموزه مهدویت، کارکردهای رویکرد تمدنی به آموزه مهدویت، ملاک‌های تمدن‌سازی آموزه مهدویت (قابلیت‌های آموزه مهدویت در عرصة تمدن سازی)، نقش آموزه مهدویت در تمدن‌سازی.

نگارنده کتاب مهم‌ترین نتایج و دستاورد‌های قابل پیش‌بینی حاصل از رویکرد تمدنی به اندیشه مهدویت را: خروج از روزمرگی و برنامه‌های غیر‌منسجم فرهنگی و تلاش در جهت ترسیم هدفمند حال و آینده مطالعات در حوزه مهدویت، جلوگیری از آثار مخرب فرهنگی حاصل از به‌کار‌گیری منجی‌باوری مبتنی بر الگوی غربی، بازگرداندن هویت واقعی مهدویت به چار‌چوب استاندارد‌های برخواسته از فرهنگ دینی، حفظ و صیانت از اندیشۀ مهدویت در عرصۀ ملی، منطقه‌ای و جهانی، کسب نمای کلی از آینده‌های در‌حال ظهور، کسب موقعیت برتر در منجی‌باوری و تأثیر‌گذاری بر افکار به جای کنترل نتایج می‌داند.

در بخش انتهایی کتاب نیز «موانع تحول‌زایی آموزه مهدویت» در سه حوزه موانع و آسیب‌های محتوایی، تدبیری و رویکردی واکاوی شده است. نویسنده کتاب معتقد است: «کهنه‌گرایی»، «عدم بازپیرایی معارف مهدوی»، «عدم تمییز مسئله‌ها از مسئله‌نماها»، «غیرتخصصی بودن مطالعات مهدوی» و «زمانه‌زدگی» از جمله مهم‌ترین آسیب‌های محتوایی در این زمینه است.

در این قسمت در بازنمایی وضعیت مطالعات مهدوی به «فقدان روش‌های علمی تحقیق»، «یکنواختی و یکپارچگی»، «تلقی سنتی از آموزه مهدویت» و «فقدان هدف‌گذاری مشخص» اشاره شده است. نگارنده عوامل پیدایش چنین وضعیتی را «بی‌توجهی و عافیت‌طلبی»، «آسان‌ و فرومایه گرفتن آموزه مهدویت»، «ساده انگاری» و «عدم توجه به اهمیت موضوع» می‌داند.

 «تعارض و تناقض نهادها و مراکز در رویکرد به آموزة مهدویت»، «فقدان ارزیابی‌های مستمر»، «شخصیت‌زدگی»، «رویکرد کمیّت‌گرایی و سطحی‌گرایی»، «رویکرد سطحی و عاطفی» و «احساس امنیت کاذب و عدم دشمن‌شناسی» از جمله موانع و آسیب‌های رویکردی و روشگانی برشمرده شده است.

 

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: پاسخ‌های ناتوان و کهنه به سؤالات جدید در عرصة آموزه مهدویت به دلیل عدم وقوف بر کاستی‌ها و نیازهای واقعی مهدویت‌پژوهی است. و طبیعی است که تا کاستی‌های موجود در تحقیقات مهدوی دیده نشود، برای تعالی مطالعات مهدوی، گامی برداشته نمی‌شود. ضرورت شناخت نیازهای واقعی پژوهش‌های مهدوی، پرسش‌های زیر را به میان می‌آورد:

1. توقع ما از مطالعات مهدوی چیست؟ رویکرد جامعة علمی به اندیشه مهدویت باید چگونه باشد؟ کمال تحقیقات مهدوی به چیست؟ اهداف و آرمان‌ها کدام است؟

2. وضعیت فعلی تحقیقات مهدوی در جامعه چگونه است؟

3. وضعیت موجود مطالعات مهدوی در جامعة ما، با وضعیت مطلوب چه فاصله‌ای دارد؟

4. پیدایش وضعیت فعلی و یا فاصله بین دو وضعیت یادشده را به وسیلة کدام عامل و یا عوامل می‌توان تبیین کرد؟

5. محققان حوزة مطالعات دینی در پیدایش وضعیت فعلی چه نقشی دارند؟ و مسئولیت آنها در کاستن این فاصله چیست؟

واپسین نکته این که مسلّم است که نمی‌توان، و نباید، از نخستین تلاش‌ها و بررسی‌ها در موضوعاتی این چنین، انتظار ارائة چشم‌اندازی روشن و فراگیر را داشت. هم چنان که این پژوهه نیز، به هیچ وجه با مدعای بازنمود همة جنبه‌های موضوع بررسیده‌اش به نگارش درنیامده و تنها هدف نگارنده‌اش در وهلة نخست، در میان گذاردن آن با صاحب‌نظران این پهنة مطالعاتی است به قصد سنجش یافته‌ها و دیدگاه‌ها.

علاقه‌مندان به این کتاب می‌توانند در تهران به خیابان انقلاب، چهارراه کالج، پلاک 715 و در قم به خیابان شهدا، روبروی دفتر مقام معظم رهبری، دفتر نشر معارف مراجعه و یا با تلفن‌های 02188809386 یا و 0253735451 تماس حاصل کنند.

نشانی الکترونیکیinfo @ketabroom.ir آمادة دریافت پیشنهادات و انتقادات خوانندگان کتاب می ‌باشد.

/پایان/

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب