دوشنبه 26 اردیبهشت 1401 برابر با Monday, 16 May , 2022

21رمضان سال 40 ق، شهادت امیرالمومنین علی (ع)

 

  در بیست و یک رمضان سال چهلم هجری، علی علیه السلام، در مسجد کوفه به هنگام فریضه صبح بر اثر ضربت یکی از خوارج به شهادت رسید. برخی سیزدهم و هفدهم رمضان این سال را گفته اند.[1] آن حضرت هنگام شهادت 63 سال داشتند[2] و چهارسال و ده ماه از حکومت شان می گذشت[3].

بنا بر روایاتموجود چند ماه پس از واقعه نهروان سه تن از بازماندگان خوارج با هم قرار گذاشتند که امام علی (ع)،معاویه و عمروعاض را در یک شب به قتل برسانند.آنان پس از مذاکراتی، به این نتیجه رسیدند که راحتی و آسودگى مسلمانان جز با كشتن سه تن،یعنی على (ع)، معاويه و عمرو عاص فراهم نخواهد شد.

 

فردی که قتل امام علی (ع) را به عهده گرفت عبدالرحمن بن ملجم مرادی بود[4] او به کوفه آمد و در آنجا زنی را به نام قطام را که پدر و برادرش در واقعه نهروان کشته شده بودند ملاقات کرد.چون زنی زیبا  بود ابن ملجم از او خواستگاری کرد[5] و او مهر خود را یک بنده، یک کنیز،  سه هزار درهم و کشتن و امام علی (ع) تعیین کرد[6].

 

ابن ملجم که خود برای این کار آمده بود پذیرفت و دو تن دیگر به نام وردان و شبیب بن بجره[7] با او همدست شدند و در شب نوزدهم رمضان سال ۴۰ ه.ق هنگام نمازبر آن حضرت حمله کردند و ابن ملجم با شمشیر بر فرق ایشان زد. شمشیر که آلوده به سم بود کار خود را کرد و آن حضرت پس از دو روز بر اثر زخم آن به شهادت رسید.

 

آن حضرت وصیت فرموده بود که قاتل او را بیش از یک ضربت نزنند و او را مثله نکنند و در مدتی که زنده است از همان غذایی که خودشان می‏خورند، به او بدهند[8]. قبرآن حضرت را در ابتدا از ترس مخالفان مخفی داشتند و جز خواصایشان، کسی از محل آن آگاه نبود و این قبر همان است که در نجف در محلی به نام غری است[9] و اکنون زیارت گاه مسلمانان جهان است.

 

پی نوشت:

[1]- طبری محمدبن جریر،  تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، نشر اساطیر، تهران، 1382 ، ج ششم ، ص 2681.

[2]- برخی چون مصعب بن عبدالله و هشام 68 سال را گفته اند.( طبری، ج ششم، ص 2694)

[3]- یعقوبی احمدبن واضح، تاریخ یعقوبی، ترجمهمحمد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1371، ج دوم، ص 139.

[4]- شیخ مفید، الارشاد فی معرفه الحجج علی العباد،موسسه ال البیت علیهم السلام لاحیاء التراث،چ اول 1416ق، ج اول،ص 17.

[5]- تاریخ طبری، ج ششم، ص 2682.

[6]- الارشاد، ج اول، ص 18.

[7]- تاریخطبری،جششم،ص 2683

[8]- تاریخ یعقوبی ، ج دوم، ص 139.

[9]- تاریخ یعقوبی، ج دوم ، ص 139. و تاریخ طبری، ج ششم، ص 2689.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب