سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1401 برابر با Tuesday, 17 May , 2022

4 ذي قعده، درگذشت عطاملک جوینی، دانشمند و مورخ ایرانی

علاءالدين عطاملك جويني که از دانشمندان و مورخان صاحب نام ايران به شمار مي‌رود درچنین روزی در ساال 681 قمری درگذشت[1]. وی در سال 623 ق در  جوین از توابع خراسان به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلاتش از آن جا که پدر و برادرش به شغل دیوانی مشغول بودند وارد کار های دیوانی شد و به خدمت مغولان درآمد. ا حضور او در دستگاه اداری مغولان، اقدامات بی رحمانه آنان علیه مردم کاهش یافت و از تباه شدن آثار فرهنگی ایران تا اندازه ای جلوگیری شد.

 

 

عطاملک دشمنان بسیاری داشت که از او نزد خان مغول سعایت می کردند و این بدگویی ها سرانجام وی را از چشم خان مغول – ارغون شاه –  بینداخت و بر اثر بد رفتاریهای بسیار با وی از شدت ناراحتی در مغان درگذشت[2]. پیکر او را به تبریز برده و در مقبره چرنداب به خاک سپردند[3].  پدر او نیز از جمله­ی صاحب دیوانانی بود که همواره متصدی مشاغل بزرگ و دولتی را برعهده داشت.[4]

 

با توجه به اقدامات عمرانی در نجف، فراهم نمودن امکانات رفاهی زائران و اهداء شرح نهج  البلاغه و شرح کبیر از سوی ابن میثم بحرانی به عطاملک[5] برخی عطاملک جوینی را شیعه دانسته اند، گرچه بیشتر نامدارانی که از خاندان جوینی برخاستند بر مذهب تسنن بودند. عطاملک از جوانی وارد کارهای دیوانی شد[6] و به خدمت امیر ارغون حکمران خراسان درآمد و دوبار به همراه وی به پایتخت مغولستان قراقروم سفر کرد .

 

در این سفرها با احوال مغولان آشنایی پیدا کرد و در همین مسافرت ها شروع به نوشتن کتابی با موضوع فتوحات مغولان کرد که به تاریخ جهانگشا شهرت دارد. در سال ۶۵۴هـ ق که هلاکوخان مغول به خراسان آمد عطاملک به وی پیوست و در جنگهای وی با اسماعیلیان الموت و خلیفه عباسی در بغداد همراه او بود.و با جلب رضایت هلاکو توانست قسمتی از کتابخانه الموت را از نابودی نجات دهد[7].

 

او همچنین در سقوط بغداد توسط هلاکو  وی را همراهی میکرد و در سال بعد حکومت بغداد  از سوی هولاگو به وی واگذار شد و وی تا پایان عمر هولاگو در این سمت بود.[8] آنچه بیش از همه سبب اشتهار و جاودانگی نام عطاملک جوینی شده است، نگارش کتاب ارزشمند تاریخ جهانگشا است.  اهمیت کتاب بیشتر در این است که نویسنده اغلب حوادثی را نقل کرده که خود شاهد بوده یا از منابع دست اول تدارک دیده است.[9]  نیز اطلاعات موثقی مربوط به ساختار اقتصاد شهری و زندگی و قدرت ایلی مغول ها ارئه می دهد.[10]

 

وی تاریخ جهانگشا را که یادگاری فراموش نشدنی از آن روزگار است در سه جلد نگاشت.  جلد نخست آن، شامل تاریخ شروع کار چنگیزخان، یاسای چنگیزی، تاریخ قوم اویغور، فتوحات چنگیز در فرارود و خراسان، انقراض سلسله خوارزمشاهیان و پادشاهی اکتای و گیوک[11] است.  جلد دوم کتاب دربرگیرنده تاریخ سلاطین خوارزمشاهی، پادشاهان قراختایی و حکام مغولی ایران است. و جلد سوم نیز بیان تاریخ منگوقاآن و داستان لشگرکشی هلاکوخان به ایران و شرح تاریخ فرقه اسماعیلیه است.[12]

پی نوشت:
 

[1] – شیرازی فضل الله بن عبدالله، وصاف الحضره (تاریخ وصاف) به اهتمام  محمد مهدی اصفهانی، کتابخانه جعفری تبریز، از افست  رشدیه، 1338، ص 119.

[2] – ثروت منصور، تحریر نوین تاریخ جهانگشا، نشر امیرکبیر، تهران ، 1387، ص 29.

[3] –  مدرس رضوی، محمدتقی، احوال و آثار خواجه نصیر طوسی، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۴، ص ۶۸.

[4] – جوینی عطاملک، تاریخ جهانگشا، به اهتمام سید شاخرخ موسویان، براساس تصحیح علامه قزوینی، انتشارات دستان، تهران 1386، ج اول، ص 108.

[5] – بحرانی کمال الدین میثم بن علی بن میثم، شرح نهج البلاغه میثم، ترجمه قربان علی محمدی مقدم، بنیاد پژوهش های اسلامی، آستان قدس رضوی، چ اول، مشهد 1375، ص 25.

[6] –  همان، ص 112.

[7] – تحریر نوین تاریخ جهانگشای پیشین، ص 26

[8] – همان، 28.

[9] – ر ک به نوشته مرحوم قزوینی در مقدمه جلد اول تاریخ جهانگشای جوینی، ( ص یا عو)

[10] – رضوی سید ابوالفضل، شهر، سیاست و اقتصاد در عهد ایلخانان، نشر امیر کبیر، تهران 1388، ص 16.

[11] – اوکتای قاآن و گوبوگ خان، فرزند و نوه ی چنگیزخان که پس از وی به قدرت رسیدند.

[12] – تحریر نوین تاریخ جهانگشای پیشین، ص 30.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب