دوشنبه 2 خرداد 1401 برابر با Sunday, 22 May , 2022

بازگشت از حمراء الاسد و بررسی آیات پیرامون غزوه احد

حجة الاسلام و المسلمین دکتر محمد رضا جباری روز سه شنبه 15 مهر 1393 در برنامه زلال تاریخ رادیو معارف در ادامه بررسی رخدادهای پیرامون غزوه احد، به آثار مهم غزوه حمراء الاسد اشاره کرد و دو حادثه مهم پیرامونی آن یعنی قتل ابوعزه جمحی شاعر و معاویه بن مغیره بن ابی العاص را تشریح کرد. پس از آن به بررسی آیات نازل شده پیرامون دو غزوه احد و حمراء الاسد پرداخت.

 

از جمله آثار مهم حرکت نظامی رسول خدا (ص) در غزوه حمراء الاسد، از سویی تجدید تقویت روحیه مسلمانان بود که در جریان شکست احد تضعیف شده بود و از طرف دیگر ابراز قدرت به قبایل اطراف مدینه بود تا در برابر مسلمانان قدرت نمایی نکنند؛ همچنین پیام مهمی برای منافقین در مدینه بود. این که پیامبر (ص) با سپاه سراسر مجروح به دنبال سپاه در ظاهر پیروز می روند می تواند این پیام را داشته باشد که اگر افراد سالمشان می آمدند چه می کردند؟

حربه ای که پیامبر (ص) در این غزوه بکار بردند و دستور دادند در نواحی مختلف آتش روشن کنند تا مشرکان تصور کنند تعداد مسلمانان زیاد است همان خدعه ای است که در جنگ می توان بکار برد. البته نه به آن معنا که از طرق غیر انسانی استفاده کنند بلکه از راه های متعارف استفاده می کردند.

بنابراین دشمن ترسید و راه مکه را در پیش گرفت و سپاه اسلام نیز پیروزمندانه به مدینه بازگشت.

بعد از غزوه حمراء الاسد یکی دو تا حادثه جزئی ولی درس آموز رخ داد که به آن خواهیم پرداخت.

قتل ابو عزه جمحی
 
دو نفر از مشرکان به قتل رسید. یکی از آن ها ابوعزه جمحی شاعر است که در حمراء الاسد اسیر شد. زیرا همراه دشمنان در احد شرکت کرده بود. هنگام بازگشت در توقفی که مشرکان در حمراء الاسد داشتند او هم توقف کرد و خوابش برد. مشرکان حرکت کردند و وقتی سپاه اسلام رسیدند به او دست پیدا کردند و خدمت رسول خدا (ص) آوردند.

این فرد کسی بود که به نفع مشرکان در مکه شعر می سرود. در بدر اسیر شده بود و رسول خدا (ص) طبق درخواست خودش و التماس زیاد که دخترانی در مکه دارد و بی سرپرست می مانند و رسول خدا (ص) با منت او را آزاد کرد. یعنی بدون فدیه او را آزاد کرد. این رفتار اقتضا می کرد که او از مخالفت با اسلام دست بر می داشت ولی این فرد در فاصله بدر و احد شعر سرود و مشرکان را تحریک کرد و یکی از عوامل مهم زمینه ساز برای غزوه احد شد.

این بار وقتی که به دست رسول خدا (ص) اسیر شد دوباره شروع به التماس کرد و پیامبر (ص) جمله ای فرمودند که از آن می توان سیره ایشان را اتخاذ کرد. ایشان فرمودند: دیگر این چنین نخواهد شد که به مکه بازگردی و دست به ریشت بکشی و بگویی محمد را دوبار فریب دادم. مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود. حضرت دستور به اعدام او دادند.

این درسی است به مسلمانان که اگر به یک شخص یا گروهی اعتماد کردند و لطمه خوردیم دوباره به همان افراد، اعتماد بیجا نکنیم.

اسارت معاویة بن مغیرة ابن ابی العاص

او یکی از افراد خاندان اموی بود. در احد شرکت کرد و هنگامی که شکست اولیه نصیب مشرکان شد از خوف وارد مدینه شد و به خانه عثمان بن عفان رفت که به لحاظ نسب هم با هم نسبتی داشتند. پناه به عثمان آورد. بعد از جریان احد، رسول خدا (ص) از طریق وحی مطلع شد که او در خانه عثمان پناه گرفته است.

لذا امام علی (ع) را به خانه عثمان فرستادند تا او را بیاورد. امام داخل خانه شد. معاویه زیر پارچه ای که به عنوان محافظ مشک از گرما آویزان کرده بودند پنهان شد. ام کلثوم دختر پیامبر (ص) که همسر عثمان بود  در خانه بود و با اشاره به امام علی (ع) فهماند که معاویه در کجا پنهان شده است. امام او را خدمت پیامبر (ص) آورد. خلیفه سوم خود را خدمت رسول خدا (ص) رساند و نزد ایشان شفاعت او را کرد. رسم رسول خدا (ص) این بود که اگر مسلمانی شفاعت می کرد حضرت به درخواست او بها می داد. در این جا نیز حضرت درخواست عثمان را پذیرفت با این شرط که اگر تا سه روز، معاویه در اطراف مدینه یافت شود خونش هدر خواهد بود.

اما معاویه مدینه را ترک نکرد و در مدینه ماند و نقش یک جاسوس را بازی کرد تا تحرکات بعدی مسلمانان را به مشرکان مکه گزارش دهد. پیامبر اسلام از طریق وحی نسبت به مکان وی مطلع شدند. پیامبر (ص) در زمان شفاعت عثمان، مسلمانان را نهی کردند از این که به معاویه آب و آذوقه و پناه بدهد و حتی چنین فردی را مورد لعن قرار دادند. ولی متاسفانه به او آذوقه داده شد تا مدینه را ترک کند ولی او از مدینه خارج نشد.

از بعضی نقل ها هم برمی آید که دچار نوعی حیرت شد و راه را گم کرد تا این که رسول خدا (ص) از حمراء الاسد بازگشتند و مکان او را گفتند. امام علی (ع) همراه عمار (زبیر نیز گفته شده است) او را پیدا کردند و این فرد اعدام شد.

این هم یک حادثه از پیامدهای غزوه احد بود و این که در میان اصحاب پیامبر (ص) چنین حرکاتی انجام می گرفت. در عین حالی که پیامبر (ص) به درخواست شفاعت اصحاب خود اهمیت می دادند ولی صلابت در تصمیم خود را از دست نمی دادند.

بازتاب دو واقعه احد و حمراء الاسد در قرآن

حدود 60 آیه از سوره آل عمران رابطه مستقیم یا غیر مستقیم با این دو واقعه دارد. این نکته هم از کلام مورخان و روایات استفاده می شود و هم از مضامین خود روایات. مثلا ابن اسحاق تاکید می کند که از آیه 123 تا آیه 180 در ارتباط با غزوه احد است. یا روایتی است که به عبد الرحمن بن عوف منسوب است که کسی درباره غزوه احد از او سوال کرد. او گفت: این آیات از سوره آل عمران را مطالعه کن؛ گویا در احد همراه ما بودی. از آیه 121 این آیات شروع می شود.

وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ. ترجمه: و (به ياد آور) زمانى را كه صبحگاهان، از ميان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ براى مؤمنان، بيرون رفتى! و خداوند، شنوا و داناست (گفتگوهاى مختلفى را كه درباره طرح جنگ گفته مى‏شد، مى‏شنيد؛ و انديشه‏هايى را كه بعضى در سر مى‏پروراندند، مى‏دانست).

نکته مهم این است که خروج پیامبر (ص) همراه با سپاه خود بعد از نماز جمعه روز قبل از جنگ احد بود در حالی که آیه به صبح اشاره می کرد. برخی از مفسران ناچار شده اند این کلمه را به معنای مطلق خروج تفسیر کنند. اما شاید بتوان غدوت را به همان معنای اصلی خودش واگذاشت. به این تعبیر که درست است بعد از نماز جمعه حرکت کردند ولی صبح را نیز بیکار نبودند و دشمن در اطراف مدینه حضور داشت و رسول خدا (ص) برای مقدمات کار و چه بسا برای ملاحظه منطقه احد از خانه بیرون رفته باشند.

در آیه 122 به واقعه ای که در مسیر رخ داد و سیصد نفر به همراه عبد الله بن ابی با بهانه تراشی از این سپاه جدا شدند. این مساله موجب شد برخی از طوایفی که همراه رسول خدا (ص) بودند دچار سستی شوند. این دو طایفه بنو سلمه از قبیله اوس و طایفه بنو حارثه از قبیله خزرج بودند ولی خداوند به آن ها کمک کرد و از این تصمیم منصرف شدند: إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ . ترجمه: (و نيز به ياد آور) زمانى را كه دو طايفه از شما تصميم گرفتند سستى نشان دهند (و از وسط راه بازگردند)؛ و خداوند پشتيبان آنها بود (و به آنها كمك كرد كه از اين فكر بازگردند)؛ و افراد باايمان، بايد تنها بر خدا توكّل كنند!

وضع این دو طایفه به حدی نبود که از اسلام خارج شوند و ایمانی ته قلبشان وجود داشت و به همین خاطر خداوند آن ها را از چنین لغزشی حفظ کرد. خداوند تصریح به علت فشل نشدن آن می کند که درسی برای زندگی فردی و اجتماعی ما است و اگر مومنان به خدا توکل کنند خدا نیز آن ها را حفظ خواهد کرد.

در آیه 123 به بدر اشاره می کند: وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون‏. ترجمه: خداوند شما را در «بدر» يارى كرد (و بر دشمنان خطرناك، پيروز ساخت)؛ در حالى كه شما (نسبت به آنها)، ناتوان بوديد. پس، از خدا بپرهيزيد (و در برابر دشمن، مخالفتِ فرمانِ پيامبر نكنيد)، تا شكر نعمت او را بجا آورده باشيد!

این آیه پاسخی به شبهه مسلمانان بود که در دلشان می گفتند چرا در بدر خداوند ما را یاری کرد ولی در احد چنین یاری نکرد؟

توضیح این مطلب را در برنامه بعد خواهیم گفت. 

متن برنامه های تاریخی رادیو معارف

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب