چهارشنبه 28 اردیبهشت 1401 برابر با Wednesday, 18 May , 2022

تاثیر گذاری علم تاریخ بر فقه

حجة الاسلام و المسلمین دکتر محسن الویری روز پنج شنبه  5 تیر 1393 در برنامه طلوع دانش، در ادامه بررسی تاثیر گذاری علم تاریخ بر دانش فقه به دو جنبه فهم فقه و نقش زمان و مکان در اجتهاد به عنوان جنبه های تاثیر گذار تاریخ بر علم فقه اشاره کرد و با بیان مثال هایی این بحث را روشن تر کرد. 

 

در برنامه گذشته گفتیم که هر اندازه اطلاعات تاریخی ما بیشتر باشد فهم دقیق تری از گزاره های فقهی بدست می آید. 

 

درباره دانش تاریخ باید مرحله بینش تاریخی را از مرحله دانش تاریخ متمایز کنیم. شاید هیچ دوره ای نباشد که مسلمانان، بینش و نگاه تاریخی نداشته باشد. در دوره اسلامی، از همان آغاز تمایل به این که گذشته را ثبت کنیم وجود داشته است؛ بنابراین این حرکت را در همان دوره پیامبر (ص) می بینیم. اما وقتی از دانش صحبت می کنیم از مجموعه ای مرتبط با هم که روش و غایت مشخصی دارد صحبت می کنیم و ما در این بحث، این دو را از هم تفکیک کردیم و می خواهیم در این برنامه، از دانش تاریخ صحبت کنیم. 

 

تاریخ به مفهوم دانش، به این معنا است که رشته تحصیلی مستقلی در این باره وجود داشته باشد و در این برنامه های قصد داریم بررسی کنیم چنین دانشی، چه تعاملی با دیگر دانش ها دارد؟ در این جا، دانش تاریخ را در کنار دیگر دانش ها نشانده ایم و از روابط متقابل آن ها صحبت می کنیم. در برنامه های گذشته به تعامل این دانش با دانش های تفسیر، حدیث و فقه صحبت کردیم. 

 

در باب فقه نیز گفتیم حداقل در سه جنبه، این دو دانش بر همدیگر اثرگذار هستند: 

 

1-دانش تاریخ، بر فهم فقه تاثیر می گذارد. برای فهم هر حدیث، آگاهی های تاریخی ما بسیار مهم است. مثلا در باره میزان آب کر، روایات متعددی داریم که امام (ع) در پاسخ به سوال کسی که از کوفه آمده است پاسخی متفاوت از فردی که از مدینه آمده است می دهد. اگر آگاهی تاریخی داشته باشیم متوجه می شویم که مقادیر ذکر شده، میزان مساوی نداشته و متفاوت بوده است. این عنوان مشترک است ولی در سرزمین های مختلف در مقادیر مختلفی بکار می رفته است. یا در باب ظرف که نباید از طلا باشد و اگر حیوانی مانند سگ، ظرفی را لیسید ظرف نجس می شود، اگر کلمه اناء در روایت بکار رفته باشد به چه معناست؟ ممکن است اناء دلالت خاصی داشته باشد و به هر چیزی ظرف نگوییم. در گذشته به رکاب انگشتر نیز ظرف گفته می شده است. هم اکنون، اگر به کسی بگوییم ظرف بیاور، نمی رود رکاب انگشتر بیاورد ولی چه بسا کسی که آگاهی تاریخی دارد می داند که در آن دوره اناء به این معنا نیز بکار می رفته است. این تاثیر تاریخ بر فهم فقه است. 

 

2-نقش زمان و مکان در اجتهاد: اگر به آن ظرف زمانی و مکانی که حکم بر موضوع سوار شده است توجه نداشته باشیم یک برداشتی از جاودانگی احکام الهی می کنیم که چه بسا مخالف خواست الهی از آن حکم است. ولی اگر در آن ظرف زمانی نگاه کنیم ممکن است فهم ما نسبت به موضوع تغییر کند و ضمن پایبندی به این مطلب که حرام محمد و آل محمد حرام الی یوم القیامة و حلال محمد و آل محمد حلال الی یوم القیامة، بتوانیم احکام متفاوتی نسبت به زمان گذشته صادر کنیم. مثال: تردید نداریم که در آموزه های دینی ما خرید و فروش خون حرام است ولی چه بسا در دنیای کنونی، فقیهی فتوا بدهد که حرام نیست. اگر بیماری نیازمند خونی است که بدن انسان دارد فروش آن خون اشکالی ندارد یا این که فرد خاصی مضطر نیست و در حالت عادی و طبیعی، خون خود را می فروشد. اگر بافت روایت را نگاه نکنیم بدون هیچ تردیدی باید حکم به حرمت چنین کاری کنیم و بگوییم حرمت ذاتی دارد. اما اگر این روایت را در بافتی که در آن صادر شده است نگاه کنیم مساله می توان متفاوت باشد. در بررسی تعلیل آشکار و غیر آشکار این حکم، مشخص می شود که در آن زمان، خون هیچ کاربرد سودمندی نداشته است و اگر کسی استفاده می کرد برای این بوده است که حس شجاعت و قساوت مبارزان تقویت شود و خون می آشامیدند. هرچند ردپای این مساله در برخی جاها دیده می شود که مثلا هم اکنون با خون، پای رای خود را امضاء کردند. به هرحال آشامیدن خون تنها منفعتی بود که در آن دوره می توانست وجود داشته باشد؛ بنابراین از این جهت حرام شده است. حکم حرمت روی خود خون نیست بلکه بر روی چیزی است که سود حلال ندارد و مصداقش در آن جامعه، خون بوده است. اما همین خون در جامعه کنونی ما منفعت محلله دارد و می تواند موجب علاج یک بیمار یا نجات جان یک انسان شود. بنابراین، موضوع تغییر پیدا کرد ولی حکم همان است که قبلا بوده است. این آگاهی را علم تاریخ می دهد و در خود فقه نمی توانیم بیابیم. این بحث درون فقهی نیست. 

 

سوال: این گونه مطالب، تنها از تاریخ فهمیده می شود و از علومی مانند اصول فقه نمی توان دریافت؟ 

 

مرزها باید مشخص شود. اصول فقه و مانند آن، ساز و کار و مبانی خاص خودشان را دارند. مراد من این نیست که اگر کسی آگاهی تاریخی دارد حکم فقهی را زیر سوال ببرد. ما سرانجام حکم فقهی را از فقیه می شنویم. حکم او معیار است ولی از نظر تاریخی می توان آن را مطرح کرد و می تواند سوال کرد که آیا حکمی که یک فقیه صادر کرده است به بافت تاریخی آن نیز توجه داشته است یا نه؟ به شرایط زمانی و مکانی فقهای پیشین و این زمانی توجه کرده یا نه؟ 

 

 

متن برنامه های تاریخی رادیو معارف

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب