یکشنبه 22 بهمن 1402 برابر با Saturday, 10 February , 2024

طلوع دانش (بررسی تاریخ علم فقه)

حجة الاسلام و المسلمین احمد مبلغی روز پنج شنبه 26 دی 1392 در برنامه طلوع دانش رادیو معارف ضمن بیان اهمیت توجه به پارادایم ها در تاریخ علم فقه و شناخت آن ها، به وجود آن ها در حوزه های روش فقهی و مبانی اشاره کرد و تنها راه شناخت آن ها را مطالعه تاریخ علم معرفی کرد که باید به عنوان یکی از مهم ترین مبانی و مقدمات اجتهاد مورد توجه قرار گیرد.

در برنامه گذشته، تعریفی از فقه ارائه شد و مطالبی در باره رابطه فقه با کلام، حدیث و تفسیر و همچنین ارزش و اهمیت تاریخ علم بیان گردید.

بیان شد که در تاریخ نگاری علم، اگر صرفا به کتب و فعالیت های علمی در هر قرن و خروجی های هر علم پرداخته شود ثمره چندانی نخواهد داشت؛ بلکه باید سراغ اندیشه های مطرح در هر علم برویم. باید رابطه هر تحول اندیشه ای را با پدیده های فرهنگی اجتماعی و سیاسی شناخت تا بتوان از رهگذر این تلاش ها حلقه های مفقوده در هر علم را شناسایی کرد.

گذشت که یکی از نمونه هایی که ارزش تاریخ علم را برای ما روشن می کند ارزش پارادایم هاست؛ اندیشه های کلی با چارچوب های مشخص که آگاهانه یا ناآگاهانه زیرساخت های اندیشه های علما را تشکیل می دهد و عالم بناچار در چارچوب این اندیشه ها فکر می کند، اصولی نانوشته که غالبا پنهان هستند و شناخت آن ها سخت است و بدون مطالعه تاریخ علم نمی توان از آن آگاهی پیدا کرد.

سوال: آیا پارادایم های مطرح در فقه، اختصاص به علم فقه دارد یا در علوم دیگر نیز مطرح هستند؟

لزوما پارادایم به معنای قطعی انگاشتن بعضی از مطالعات فقهی دیگران نیست. البته بخشی از بدیهیات فقه، از خود معصوم است که در آن حرفی نیست و با تحلیل تاریخی می توان آن ها را شناخت. بخش دیگر در ابتدا بدیهی نبودند و با گذشت زمانه و پیش آمدن وضعیت هایی، یک خروجی فقهی که در ابتدا امری اجتهادی بوده، به مرور زمان به یک پارادایم تبدیل شده است.

عمدتا پارادایم های فقهی در چند حوزه رخ می دهد:

1-    حوزه روش فقهی؛ یعنی یک سری عناصر در روش فقهی وجود دارد که به پارادایم تبدیل شده است و همگان بر اساس آن پارادایم روشی استنباط می کنند. مثلا نفی قیاس یک پارادایم فقهی در شیعه است. در ابتدا هر چیزی که رنگ و بوی قیاس می داد در فقه دخالت داده نمی شد ولی بعدها با مطالعاتی که انجام شد قیاس منصوص العلة و تنقیح مناط از دایره قیاس خارج شد و گفتند که این اصلا قیاس نیست. بنابراین ممکن است مواردی دچار تغییر شود ولی اصل پارادایم که نفی قیاس توسط امامان (ع) است قابل تغییر نیست.

آن چه تاریخ در آن نقش داشته، این است که قیاس در ابتدای امر در ذهن فقیهان چتر بسیار گسترده ای داشته است و با مطالعات بعدی، برخی موارد جدا می شوند. پس پارادایم ها اصولا دست خوش تغییر می شوند.

2-    حوزه مبانی؛ بخشی از پارادایم ها در حوزه مبانی کلامی، تاریخی، اجتماعی و مبانی دیگر هستند. اصولا با توجه به این که این مبانی فکر و فقه ما را شکل می دهند ضروری است همان گونه که به مقدمات اجتهاد فکر می کنیم به بحث پیرامون این مبانی که در شکل دادن به اجتهاد موثر هستند و در یک وضعیت خام باقی مانده اند و بدون این که بفهمیم فقه ما از آن ها سیراب می شوند نیز اهمیت دهیم.

بنابراین باید بجای این که شناخت پارادایم ها و تنقیح مناط را به دست زمانه بسپاریم و چند قرن بگذرد و پس از آسیب های فراوان، چنین اتفاقی بیفتد، همین الان خودمان تنقیح مناط کنیم که با این کار بسیاری از مشکلات را حل خواهیم کرد. تنقیح مناطی که از زمان حاج آقا رضای همدانی بروز یافت، هم اکنون یکی از عوامل فقه دقیق و پویا و دقت آفرین و قدرت دهنده به فقیه است.

تنها راه شناخت این پاردایم ها مطالعه تاریخ علم فقه و علم های وابسته به آن است که در حوزه مبانی و در حوزه روش متبلور است. مطالعه این اندیشه ها نیز کار یک فرد نیست و نیاز به یک انسجام دقیقی دارد تا افرادی به این عرصه وارد شوند و تاریخ علم فقه را از این وضعیتی که بصورت تشریفاتی کتاب ها و علما و آثار را فهرست وار مطرح می کند بگذریم.

نکته دیگری که باید به آن عنایت داشت این است که نباید تصور کرد که با ذکر چند مرحله در تاریخ علم فقه به تمامی مراحل آن پرداخته ایم؛ زیرا گاهی ممکن است به 50 یا 60 مرحله در علم فقه برسیم. توجه به مؤلفه هایی مانند اندیشه های روشی، اندیشه های فقه، اندیشه های مبانی، توجه به رابطه مبانی و منابع و نسبت به قواعد ضروری است. البته معنای این حرف این نیست که فتاوا حجت نیستند بلکه باور ما این است که از حیث اجتهادی باید این حوزه را تعمیق بخشید.

بنابراین مطالب، باید میان مرحله و دوره تفاوت قائل شد، مراحل را شناسایی کرد و با تجمیع چند مرحله یک دوره تشکیل دارد.

در این زمینه توجه به تفاوت تاریخ علم و تاریخ مسایل علم نیز قابل توجه است و چه بسا اگر تاریخ بسیاری از مسایل دانسته شود در دیدگاه ما نسبت به اجتهاد تاثیر بیشتری دارد. تاریخ علم ایجاد آن علم و سیر مراحل تکاملی آن را بررسی می کند اما در تاریخ مسایل علم، به سرگذشت مساله های آن علم پرداخته می شود. مثلا در بحث تجارت، مساله ای بنام شرکت ابدان و شرکت وجوه وجود دارد که دارای پیشینه تاریخی نیز می باشد. بررسی این که این مساله از چه زمانی پدید آمده و آیا در حدیث بوده؟ و در زمان امامان(ع) این ادبیات در اهل سنت وجود داشته است؟ و فقهای ما از چه زمانی این ادبیات را بکار گرفته اند؟ و در نتیجه استنباطی که فقهای ما کرده اند بر اساس روایت بوده یا همان حرف های اهل سنت را با تغییراتی ارائه کرده اند؟

اگر بدون مطالعه تاریخ بخواهید درباره آن اظهار نظر کنید مانند نظر برخی می شود که گفتند شرکت وجوه و شرکت ابدان یک امر اجماعی است، در حالی که در زمان معصوم نبوده است.

سوال: چگونه می شود این تقسیم بندی را صورت داد. در تاریخ علم کنونی و رایج، فقها و کتاب های آن ها را بصورت قرن به قرن معرفی کرده اند. اما با تاریخ علمی که شما معنای آن را گسترده کردید و آن را چند لایه و تو در تو معرفی کردید چگونه می توان شناسایی کرد؟ ممکن است دو پارادایم همزمان بوجود آمده باشند.

اتفاقا مطالعه تاریخ و خصوصا  تاریخ علم از سخت ترین مطالعات است؛ زیرا مکنونات تاریخ از آشکار شده های آن بیشتر است و شناخت آن ها بدون داشتن روش، میسر نیست. یکی از مهم ترین نکاتی که در مطالعات روشی تاریخ باید به آن توجه کرد این است که گاهی محقق در نزدیک شدن به تاریخ با پیش فرض های کنونی علم به آن نزدیک می شود و لذا بدون این که بفهمد تاریخ را جهت و قالب می دهد و مکنونات تاریخ را در همان قالب می ریزد. طبیعتا وقتی داده های تاریخی را جهت داد خروجی نیز همان می شود که با پیش فرض های او هماهنگ است.

چه تضمین هایی می توان ارائه کرد که با دید آزادانه تری نسبت به ذهنیت های کلیشه ای، بتوان به سامان دادن اطلاعات تاریخ دست زد و داده هایی که هماهنگ با ذهن ما نیست را کشف نمود؟ این جاست که باید ذهنیت های فلسفی داشته باشیم.

در این جا راهکارهایی ذکر کرده اند:

1-    از کنار هر واقعه تاریخی نباید به سادگی عبور کرد بلکه باید آن را نگهداشت؛ زیرا ممکن است در یک رفت و برگشت مکرر، لایه های پنهانی آن مشخص شود و سرنخ اصلی را پیدا کرد. به عبارت دیگر علامت سوال بر روی قطعی های خودمان بگذاریم.

2-    باید اصل مقایسه را یک اصل فعال در چنین مطالعه ای دانست. 

3-    دائما رفت و برگشت کرد.

4-    کسی که تشکیک می کند و در صدد کشف امور پنهان است هیچ معلومه ای را از دید خود پنهان نکند.

 

متن برنامه های تاریخی رادیو معارف

 

لینک کوتاه مطلب: https://tarikhi.com/?p=19437

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − یک =

آخرین مطالب