دوشنبه 2 خرداد 1401 برابر با Sunday, 22 May , 2022

پاسخ به پرسش های عاشورایی -2

حجة الاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی روز پنجشنبه 22 آبان 1393 به سوالات تاریخی مخاطبان رادیو معارف پاسخ گفت: زندگی امام حسین (ع) قبل از شهادت، علت به همراه بردن خانواده در سفر کربلا، تعداد افراد حاضر در کربلا، راویان واقعه عاشورا، علت اعتبار تاریخ طبری در نقل واقعه کربلا، زمان قیام مختار، شخصیت پدر مختار، زمان اسارت طفلان مسلم، کسانی که در مسیر حرکت امام به کوفه به ایشان پیوستند

1-    زندگی امام حسین (ع) قبل از شهادت از زمان کودکی به بعد چه بوده است؟ آیا کتابی در این زمینه وجود دارد؟

عظمت حادثه عاشورا به گونه ای شده است که بقیه زندگی امام حسین (ع) را تحت الشعاع خود قرار داده است. بالاخره ایشان امام، فرزند و برادر امام بوده اند و در جنگ ها و در زمان خلفا حضور داشته اند که دانستن آن ها آموزنده است و ما شیعیان باید اطلاع داشته باشیم.

در این برنامه مختصر شرح زندگی ایشان نمی گنجد. ایشان با سرفرازی و سربلندی زندگی می کرده است، بخشنده و مورد احترام مردم بوده است. در این زمینه می توان به کتاب شخصیت حسین (ع) قبل از عاشورا نوشته محمد باقر بستان آباد از انتشارات دارالکتب اسلامیه تهران اشاره کرد. همچنین یکی از علمای بزرگ نجف مجموعه ای درباره معصومین نگاشته است که سه جلد آن مربوط به امام حسین (ع) است که جلد اول آن مربوط به زندگی ایشان قبل از عاشورا است. این سه جلد با نام حیاة الامام حسین (ع) نوشته محمد باقر قرشی است.

2-    مقتل جامع سید الشهدا(ع) را چگونه تهیه کنیم؟

مرکز نشر این کتاب در قم است و می توانند با شماره 02537742326 تماس حاصل نمایید.

3-    هجرت امام حسین (ع) به کربلا به همراه اهل بیت ایشان با توجه به خطری که داشته، چه ضرورتی داشته است؟

جواب این سوال را یکی از اندیشمندان بزرگ مصری بنام محمود عباس عقاد داده است. او درباره امام حسین (ع) کتابی بنام ابوالشهداء حسین بن علی (ع) نوشته است. او در پاسخ به این سوال گفته است: عرف آن زمان عرب بوده است که در سفرهای جنگی نیز خانواده شان را همراه خود می برده اند. البته امام حسین (ع) برای جنگ نمی رفت، بلکه ایشان را برای سفر به کوفه دعوت کردند. مثلا در جنگ طائف، در سال هشتم هجری، قبیله ثقیف و هوازن تمامی خانواده خود را همراه آورده بودند و وقتی شکست خوردند آن ها نیز اسیر شدند و رسول خدا (ص) آن ها را آزاد کردند. خود رسول خدا (ص) بین همسران خود قرعه می انداخت و یکی از آن ها را همراه خود در جنگ ها می برد. در جریان افک، پیامبر (ص)، عایشه را همراه خود برده بود.

جواب دیگر این سوال این است که این طور نبود که اگر امام حسین (ع) خانواده خود را همراه نمی برد در آسایش باشند. اگر در مدینه هم می ماندند یزید به مدینه تعرض می کرد. نشانه آن این است که در حادثه حره که دو سه سال بعد از عاشورا رخ داد و مردم مدینه توسط لشکر یزید سرکوب شد، مال و ناموس مردم مدینه را طی سه روز بر لشکریان خود حلال کرد. در هر صورت ماندن اهل بیت امام حسین (ع) یا رفتن آن ها به حال یزید تفاوتی نداشت.

نکته دیگر این که این زنان مبلغان پیام کربلا بودند. یک بررسی مختصر تاریخی نشان می دهد که اگر افشا گری های بازماندگان امام نبود و خطبه امام سجاد (ع) و شعرها و خطبه های خواهران و دختران امام حسین (ع) نبود چه بسا این حادثه را تحریف می کردند.

4-    تعداد افراد حاضر در کربلا چقدر بوده است؟

تعداد شهدای کربلا مورد اختلاف است و بیش از صد نفر نیز نوشته اند. ولی با بررسی های که کرده ایم قول مشهور یعنی هفتاد و دو نفر از اقوال دیگر معتبر تر است. هم تعداد این مورخان بیشتر است و هم از نظر قدمت، موثق ترند. همچنین کسانی که هفتاد و دو نفر نوشته اند زمانی که به سرهای بریده شهدا رسیده اند در مورد آن ها نیز گفته اند سر هفتاد و دو نفر را به نیزه ها زده اند. از این که این دو آمار به هم می خورد می توان فهمید که اعتبار این قول بیشتر است.

5-    راویان واقعه عاشورا چند نفر بودند؟ آیا سپاه دشمن با آن ها کاری داشت؟

ظاهرا ایشان با وضع امروز مقایسه کرده اند. این گونه نبوده است که خبرنگار خاصی در آن واقعه باشد و به همین منظور آن ها را آورده باشند. در جنگ های رسول خدا (ص) و امام علی (ع) نیز چنین چیزی نبوده است. البته این راویان در آن جا حضور داشته اند و مشاهدات خود را گزارش کرده است و هم جزو خانواده و یاران امام حسین (ع) هستند مثلا عقبة بن سمعان غلام رباب همسر امام حسین (ع) یکی از راویان این واقعه است که به خاطر غلام بودنش او را نکشتند. از سپاه عمر سعد نیز اشخاصی خاطرات خود را بعدها بیان کرده اند و ثبت شده و در تاریخ نوشته شده است.

البته کسی که بیش از دیگران نامش سر زبان ها است و برخی می گویند خبرنگار بوده است و ظاهرا چنین نقشی داشته است شخصی بنام حمید بن مسلم بوده است که عضو سپاه عمر سعد بوده است و هیچ عملیات جنگی از او مشاهده نشده است و تنها گزارش های او ثبت شده است.

6-    چرا با توجه به این که در تاریخ کربلا کتاب هایی مانند طبقات الکبری و اخبار الطوال کهن تر هستند ولی تاریخ طبری نزد شما و برخی تاریخی ها معتبرتر است؟

اولا اخبار الطوال تاریخ عمومی است و حادثه کربلا را نیز آورده است. طبقات الکبری نیز ربطی به حادثه کربلا ندارد. درست است که از منابع کهن است ولی مطالب به درد بخور برای کربلا ندارد؛ هرچند خالی از مطلب نیز نیست. ثانیا اعتبار تاریخ طبری به این صورت صحیح نیست. یادآوری می کنم تاریخ طبری از نظر مورخان اهل سنت زیاد مورد توجه است و او را امام المورخین می دانند و هر مطلبی بخواهند نقل کنند سراغ تاریخ طبری می روند و در سیره رسول خدا (ص) به سیره ابن هشام استناد می کنند.

دانشمندان ما مخصوصا بعد از علامه امینی و علامه سید مرتضی عسکری که تاریخ طبری را نقد کرده اند و راویان دروغ گویی که طبری از آن ها نقل کرده است را معرفی کرده اند تاریخ طبری به صورت دربست مورد قبول نیست. طبری مطالب ضعیفی دارد. از جمله در حوادث قتل عثمان و حکومت امام علی (ع) قضایایی از شخصی بنام سیف بن عمر تمیمی نقل می کند که دروغ گو بوده است. مرحوم علامه عسکری کتابی نوشت در مورد عبدالله بن سبا که افسانه وجود شخصی را تکذیب کرد که گزارش های دروغ سیف بن عمر تمیمی است و کتاب دیگری بنام صد و پنجاه صحابی ساختگی نوشت و در آن تاکید کرد که طبری از این افراد یاد می کند که چنین افرادی نداشته ایم.

کسی که تاریخ طبری را مطالعه می کند باید به شیوه تاریخ نگاری او آگاه باشد. ما در مقتل از تاریخ طبری نقل کردیم به این دلیل است که عمده چیزی که درباره حادثه کربلا نقل کرده، از ابی مخنف است. او معتبرترین و قدیمی ترین مقتل نویس است که در سال 157 فوت کرده است و بین 120 یا 130 هجری این مقتل را نوشته است. متاسفانه مقتل او به دست ما نرسیده است ولی سه نفر هنگام تالیف کتابشان، مقتل ابی مخنف را در اختیار داشته اند: طبری، شیخ مفید و سبط بن جوزی. سبط بن جوزی و شیخ مفید از طریق شاگردش هشام کلبی از آن استفاده کرده اند.

7-    زمانی که مختار خود را تسلیم کرد آیا امام حسین (ع) از او دعوت نکرده بود؟

بعد از ورود حضرت مسلم به کوفه، عبید الله وارد کوفه شد و مردم کوفه را تهدید کرد و حکومت نظامی اعلام کرد. مختار همان روزها به یکی از روستاهای اطراف کوفه رفت و در بازگشت از آن روستا در یکی از دروازه های کوفه ماموران او را بازداشت کردند و به زندان منتقل کردند. بنابارین هنوز امام حسین (ع) به کوفه نرسیده بود و زمان حادثه عاشورا مختار در زندان بود.

بعد از آن، شوهر خواهر او عبدالله بن عمر نامه به یزید نوشت که مختار را آزاد کنند و عبیدالله به شرطی آزاد کرد که در کوفه نماند. او نیز به مکه رفت و به عبدالله بن زبیر ملحق شد.

8-    مختار چه مدت بعد از قیام عاشورا در صدد قیام برآمد؟

مختار یک سال و شش ماه حکومت کرد. دوازدهم ربیع الاول سال 66 هجری قیام کرد و عملیات انتقام را راه انداخت و شانزده رمضان سال 67 هجری کشته شد.

9-    درباره پدر مختار و رابطه او با امام علی (ع) توضیح دهید؟

وقتی می گوییم مختار بن ابی عبید ثقفی، ثقفی منظور قبیله ثقیف است که در طائف قرار دارد. این شهر ییلاقی است و قصرهای حاکمان پولدار سعودی نیز همان جا است و حدودا 80 کیلومتر با مکه فاصله دارد. هر کس در تاریخ اسلام ثقفی نامیده می شود مربوط به همین طایفه است.

این قبیله از نظر قدرت و اعتبار و نفوذ در طائف مانند قبیله قریش در مکه بوده است. به همین اعتبار، دیر مسلمان شدند. (در سال نهم هجرت) هیاتی محضر رسول خدا (ص) فرستادند و با پیش شرط هایی خواستند مسلمان باشند. یکی این که خدای محمد باشد و بتهای ما هم باشد. ما یکبارگی از عهده مردم عوام بر نمی آییم. شرط دیگر این که ما را از نماز معاف بدارد.

این هیات وارد مدینه شدند ولی رسول خدا حاضر نشد مستقیما با آن ها وارد مذاکره نشد و یک نفر به نام خالد بن سعید بن عاص مامور کرد مطالب طرفین را منتقل می کرد. رسول خدا (ص) شرط های آن ها را نپذیرفت. گفتند پس سه سال بت های ما باشد. حضرت قبول نکرد. و همین طور کمتر گفتند و با حضرت نپذیرفت. حضرت فرمود: تنها کاری که می توانیم قبول کنیم این است که ما خودشان را مامور خراب کردن بت و بتخانه شان نمی کنیم بلکه اشخاصی را برای این کار می فرستیم. اما در مورد نماز، لا خیر فی دین لا صلوه فیه، هر دینی که نماز نداشته باشد خیری در آن نیست.

بنابراین قبیله ثقیف و از جمله پدر مختار، دیر مسلمان شدند و می گویند که پدر مختار، روز اول خلافت عمر وارد مدینه شد. عمر آن روزها می خواست قوایی به ایران امروز بفرستد و گفت: چه کسی آماده است که فرماندهی این سپاه را بر عهده بگیرد؟ اولین کسی که اعلام آمادگی کرد پدر مختار بود. دو نفر از مهاجرین و انصار اعلام آمادگی کرد. نهایتا عمر اعلام کرد که چون این فرد زودتر داوطلب شده، او فرمانده باشد. البته توصیه کرد که با آن دو نفر نیز مشورت کند.

آنها در عراق امروز جایی که می بایست از دجله عبور کنند جنگی رخ داد و پلی زدند و از آن پل عبور کردند. آن طرف پل با سپاه ایران جنگیدند . تازه با یک وضع جدیدی روبرو شدند و مشاهده کردند که ایرانی ها فیل های جنگی دارند؛ در حالی که فیل جنگی برای عرب نا آشنا بود و تنها در خرابی مکه توسط ابرهه دیده بودند و فیل تنها مخصوص دولت های بزرگ بوده است. این فیل ها انسان ها را له می کردند. اسب های جنگی آن ها چیزی مانند زره انسان داشتند و اسب های عرب ها که این وضعیت را می بینند رم می کنند. این وضعیت به گونه ای شد که مسلمانان شکست خوردند.

ابوعبید مسلمانان را تشویق به ادامه جنگ کرد و خودش پیاده به جنگ یکی از فیل سواران رفت و چشم فیل را کور کرد. فیل جنگی عصبانی شد و با پایش ابوعبید را له کرد و بر زمین مالید؛ به حدی که مسلمانان به زحمت جسد او را از زیر پای او بیرون کشیدند.

10-    اگر حضرت مسلم زن و فرزند را به کوفه نبردند، پس بچه هایش چگونه اسیر شدند؟

ظاهرا خانواده حضرت مسلم همراه امام حسین (ع) بوده اند. روانه شدن حضرت مسلم و همراهان او در تاریخ ثبت شده است و نامی از خانواده او دیده نمی شود. در مورد طفلان حضرت مسلم نیز دو قول است: یک قول این است که در کوفه آن ها را اسیر کرده اند که معنایش این است که حضرت مسلم آن ها را همراه خود برده بوده است. قول دیگر این است که مرحوم شیخ صدوق در کتاب امالی وقتی می خواهد قضیه این دو طفل را نقل کند می گوید: این ها از اردوگاه اسرای کربلا اسیر شدند. اگر این نقل را بپذیریم قرینه ای است بر این که خانواده حضرت مسلم همراه امام حسین (ع) بودند.

11-    چه کسانی در مسیر حرکت امام حسین (ع) به سوی کوفه به ایشان پیوستند؟

تعداد کمی ثبت شده است. و عمدتا بعد از شنیدن خبر شهادت حضرت مسلم پراکنده شدند. یعنی یاران امام در بدو حرکت، بیشتر بود.
از ملحق شدگان، زهیر بن قین است، گروه چهار نفری بودند که یکی از آنها مجمع بن عبدالله بوده است که در راه خدمت امام رسیدند و حضرت وضع کوفه و عراق را از آن ها پرسید. مجمع بن عبدالله جوابی جامعه شناسانه به امام داد و گفت: دل های مردم کوفه با شما است ولی جیب و خورجین های اشراف کوفه را درهم و دینار پرکرده است.

شخصی بنام ضحاک بن عبدالله مشرفی بود. حضرت چند نفر را دعوت به یاری کرد و ضحاک گفت که من شما را یاری می کنم تا زمانی که یاری من به شما فایده داشته باشد. این همان کسی است که با امام حسین (ع) تنها ماند اجازه گرفت و میدان را ترک کرد. در مقاطعی بصورت سربسته از آن ها یاد شده است و گفته شده که سی نفر از سپاه امام شب عاشورا به اردوی ایشان پیوستند ولی متاسفانه اسم و مشخصات آن ها در شهدای کربلا نیست.

 

متن برنامه های تاریخی رادیو معارف

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب