یکشنبه 6 اسفند 1402 برابر با Sunday, 25 February , 2024

نقش دانشمندان شیعه در تحول علوم ریاضی

چکیده پایان نامه
نام :  محمد زکی سعیدی
مرکز آموزش عالی: جامعه المصطفی العالمیه – مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره) –
مدرسه تاریخ و ادیان
رشته :  تاریخ تمدن اسلامی                                    مقطع : کارشناسی ارشد
عنوان پایان نامه : نقش دانشمندان شیعه در تحول علوم ریاضی
استاد یا اساتید راهنما : دکتر غلامحسن حسین زاده شانه چی
استاد یا اساتید مشاور: محمد الله اکبری
تاریخ دفاع : اردیبهشت 1388                                تعداد صفحات : 122
کلید واژه ها: حساب- جبر- هندسه- مثلثات- فلکی- نجوم- عدد- دانشمندان شیعه

چکیده :
نویسنده در این نوشتار سعی در نشان دادن نقش دانشمندان مسلمان شیعه در تحول علوم ریاضی از قرن سوم تا پایان دوره صفویه دارد. نویسنده بر این باور است که در طول تاریخ قید و بندهای مذهبی، تأثیر مستقیمی در رشد یا رکود علمی آن مذهب و جهان اسلام داشته است. در این بین دانشمندان شیعی با استفاده از تساهل فکری این مذهب، در یک جنبش علمی توانسته اند علاوه بر فهم میراث علمی بشر قبل از اسلام به خلاقیت های بزرگی دست بزنند که هنوز برای بشر امروز طراوت و تازگی دارد و با ابتکارات و نوآوری های خود گام های مؤثر و مفیدی در تحول علوم ریاضی برداشته اند که آمار به دست آمده به خوبی نمایانگر این موضوع است.
پرسش اصلی این تحقیق اقدامات علمای ریاضی دان شیعه از قرن سوم تا پایان دوره صفویه در راستای دگرگونی علوم ریاضی و نظرات و آثار آن ها است.نویسنده برای یافتن پاسخ مناسب، خود را ناگزیر از بررسی زندگی علمی آنان می داند و یادآور می شود که به دلیل برخی حوادث تأسف بار تاریخی و تخریب و به یغما بردن آثار تمدنی مسلمانان، تحقیق در این باره مشکل است.به لحاظ روش تحقیق، این پژوهش به روش کتابخانه ای و تحلیلی به بررسی زندگی علمی، تألیفات و نوآوری های علمی دانشمندان شیعی در ریاضیات پرداخته است و هدف پژوهشی آن تبیین و نقش علمای شیعه در علوم ریاضی و اصلاح دیدگاه های منفی در مورد علم پژوهی شیعه است.
پایان نامه در یک مقدمه و پنج فصل تدوین شده است. در فصل اول به مفاهیم و پیشینه دانش

ریاضی در تمدن های مهم جهان پرداخته است.فصل دوم و سوم به ترتیب به آغاز و اوج شکوفایی دانش ریاضی توسط ریاضی دانان اسلامی در قرون سوم و چهارم و پنجم می پردازد. در فصل چهارم نیز به ریاضی دانان قرن ششم تا یازدهم پرداخته شده و این دوره زمانی طولانی به عنوان دوره ثبات این علم معرفی گردیده است و در فصل آخر نیر به جمع بندی از مباحث مطرح شده در فصول قبل دست زده است.
قلمرو تحقیق به لحاظ زمانی و مکانی به نقش دانشمندان شیعه در تحول و شکوفایی علم ریاضی از قرن سوم تا یازدهم هجری در قلمرو اسلامی اختصاص دارد.
منابع تحقیق  بیشتر کتب تراجم، رساله های دانشمندان و کتب تاریخ علوم اسلامی بوده است.
در فصل اول، بعد از ارائه طرح نامه به معرفی برخی مفاهیم چون علوم ریاضی، شیعه و تحول پرداخته است. در بخش مفاهیم ریاضی تاریخچه ای مختصر از این علم و تقسیم بندی آن نزد دانشمندان یونانی و سپس دانشمندان مسلمان ذکر شده است. در این قسمت از کندی، فارابی،طوسی، بیضاوی به  عنوان مهم ترین دانشمندان مسلمان در تقسیم بندی علوم خصوصا علم ریاضی یاد شده و به نظرات آنان اشاره شده است. سپس به مفهوم شیعه و تعریف آن با رویکردهای مختلف توجه شده است.
در ادامه فصل به اختصار به پیشینه دانش ریاضی در تمدن های کهن مصر، بین النهرین، یونان، هند و ایران و پس از آن به تمدن اسلامی پرداخته شده است که از بین آن ها، تمدن مصر و یونان برجستگی خاصی در علم ریاضی داشته و خصوصا یونان توانسته بود با دانشمندان به نام خود چون طالس، فیثاغورس، اقلیدس، ارشمیدس گوی سبقت را از دیگر هم قطاران تمدنی خود برباید و پیشرفت فراوانی را نصیب علم ریاضی نماید. در ادامه نویسنده یادآور شده که در تمدن اسلامی تا دو قرن اول، شاهد پیشرفت چندانی نیستیم ولی با توجه به تعالیم جاودانه و تحریف ناپذیر و شیوه های علمی و آموزشی و وارد شدن علوم مختلف چون ریاضی  در پی فتوحات و ترجمه به دنیای اسلام، دانشمندان مسلمانان با نبوغ  خود توانستند در اندک زمانی، علاوه بر تسلط بر علوم دیگر تمدن ها، به سبک و مکتب علمی جدیدی دست یایند و حتی در علم ریاضی، در تمامی نظرات ریاضی دانان یونانی دخل و تصرف نمایند.
فصل دوم با عنوان « اقبال و شکوفایی» به معرفی مشهورترین ریاضی دانان شیعی قرن سوم و چهارم چون ابن ترک، ابوحنیفه دینوری، ابوکامل مصری، ابوالوفاءبوزجانی، ابونصر فارابی، کوشیار جبلی… و آثار و نظرات ابداعی هر کدام از آن ها می پردازد. آغاز شکوفایی تمدن اسلامی و به تبع آن علوم ریاضی با انتقال علوم یونانی و هندی به سرزمین اسلامی همراه بوده است، اما
نکته در خور توجه که باعث سربلندی دانشمندان اسلامی شده، گذر سریع از مرحله ترجمه و تقلید بود، به گونه ای که در اندک زمانی شاهد بالندگی و آغاز استقلال علمی بزرگان این دانش هستیم. در این محدوده زمانی، دانشمندان به نام علم ریاضی به زودی دست به خلق آثار بدیع زده و نظریات بکری را در حل مسائل جدید مطرح نمودند. هر یک از آنان در شاخه های مختلف این علم چون هندسه و مثلثات و … به ابتکار و نوآوری های جدید پرداختند که هر کدام به نحوی نقش به سزایی در متحول کردن این علم داشتند و آثار و نظریات آنان حتی تا به امروز نیز، مورد توجه همگان است و به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده و مورد استفاده قرا ر می گیرد.
فصل سوم با عنوان« اوج شکوفایی» به معرفی و شناسایی مشهورترین و نام آورترین دانشمندان علم ریاضی در قرن پنجم چون کرجی، جزری، ابونصر عراق، ابن سینا، ابن هیثم، ابوریحان بیرونی…و آثار و نظریات و مکشوفات علمی آنان می پردازد.این قرن بنا به دلایل سیاسی- مذهبی نقطه عطفی برای تمدن اسلامی به شمار می رود، زیرا در این دوره تاریخی شاهد دگرگونی های مهمی به نفع گسترش علم و دانش به ویژه علوم عقلی هستیم، زیرا آل بویه شیعی در این زمان قدرت سیاسی را در بغداد به دست داشتند و با دانش پروری خود فضای نسبتا آرامی را برای علاقه مندان به علوم مختلف فراهم آورده بودند. از سوی دیگر،فاطمیان شیعه مذهب نیز با تأسیس مراکز علمی و توجه به دانشمندان، زمینه رشد و شکوفایی این علم و دانشمندان آن را باعث شدند و این دوره تاریخی چهره های علمی بسیار شاخصی را به خود دیده است. علمای این دوره در شاخه های مختلف ریاضی، چون ریاضیات محض، هندسه و نجوم، دارای آثار و اکتشافات بسیاری هستند و ابتکارات علمی آنان به مراتب بیش از یک کشف علمی دارای ارزش بودند.
فصل چهارم با عنوان « آغاز ثبات» به معرفی علما و دانشمندان مشهور ریاضی در طی قرون ششم تا یازدهم پرداخته است.در این دوره زمانی طولانی، با تحولات سیاسی و نظامی در محدوده جهان اسلام، بلندپروازی و شکوفایی تمدن اسلامی و به تبع آن دانش ریاضی نیز دستخوش تغییرات شده و به مرور، دوران ثبات و سپس دوران رکود خود را آغاز می نماید. با سقوط آل بویه توسط ترکان سلجوقی و اتحاد آنان با خلافت عباسی، اولین جرقه های مخالفت با علم گرایی با غارت و نابودی دارالعلم های اسلامی زده شد. سسپس با موضع گیری های تند افرادی چون غزالی و دیگران بر ضد علوم عقلی به اوج خود رسید. خیام آخرین بازمانده دوران عطف شکوفایی، با میراثی که از نیمه دوم قرن پنجم با خود آورده بود، برای مدتی خاطرات دوران اوج را زنده نگه داشت، پس از وی، کسانی چون جمشید کاشانی، خواجه نصیرالدین طوسی و شیخ بهایی با تلاش های خستگی ناپذیر خود در علوم مختلف خصوصا ریاضی، باعث ثبات نسبی این
علم شدند. آنان علی رغم شرایط نامناسب سیاسی و مذهبی برای رشد و گسترش علوم عقلی، توانستند علاوه بر نوآوری های خود در این علم، با تدوین و بازنگری دست مایه های دانشمندان گذشته، آن ها را به آیندگان منتقل نمایند.
در فصل پنجم با عنوان« جمع بندی و خاتمه» یک جمع بندی کلی از مباحث مطرح شده در فصول قبلی ارائه شده است. در این بخش با تغییر زاویه دید از شخص به موضوع، ابتکارات و دست آوردهای دانشمندان مسلمان که با ابتدایی ترین امکانات، پایه های اولیه علوم پایه، خصوصا ریاضی را بنا نهادند، معرفی شده است. دانشمندان مسلمان علی رغم این که وامدار ریاضیات یونان و هند بودند، اما به زودی علاوه بر چیرگی بر دانش های ریاضی قبل از اسلام، ابتکارات جدیدی را در رشته های مختلف این علم به دست دادند.آن ها موفق شدند برای اولین بار صفر را در محاسبات به کار ببرند، استخراج ریشه پنجم، تعریف اعداد اصم، استفاده از اعداد گنگ، اختراع پرگار تام، پایه گذاری هندسه نااقلیدسی، اختراع جبر، محاسبه دقیق عدد  ، طرح مثلثات کروی و مباحث فراوان دیگر در رشته های مختلف این علم توسط دانشمندانی نامی علم ریاضی چون کوشیار و خیام، خواجه نصیر و بیرونی و دیگران در تاریخ این علم به ثبت رسیده است و ریاضیات در حال حاضر هر چه دارد، به نوآوری های این دانشمندان در محاسبات عظیم شان بر می گردد.

لینک کوتاه مطلب: https://tarikhi.com/?p=14359

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 20 =

آخرین مطالب