دوشنبه 26 اردیبهشت 1401 برابر با Monday, 16 May , 2022

نگاهی به کتاب «اندرآب در ادوار تاریخ»

نورمحمد دهاتی؛ اندرآب در ادوار تاریخ؛ بی‏جا: مؤلف، چاپ: اول، 1392ه.ش.، 175ص، مصور.

محتوای کتاب  

«اندرآب در ادوار تاریخ» کتابی است 175 صفحه ‏ای که در قطع پالتویی و در شمارگان یک هزار نسخه در سال 1392 برای نخستین بار چاپ شده و در سه فصل ساماندهی گردیده است. نویسنده در پیش‏گفتار کتاب یادآور می ‏شود که «این کتاب به تعبیر مختصر، یادواره ‏ی زندگی شخصی من و خانواده ‏ام است و برداشت‏ها و دریافت‏های من از تاریخ و اوضاع جاری روزگارم.»

فصل اول کتاب «معرفی اندرآب» نام دارد و به بیان «واحدهای اداری اندرآب»، «موقعیت جغرافیایی و احصاییه‏ی اندرآب»، «دریاها»، «پیداوار زراعتی اندرآب»، «وضع اجتماعی اندرآب»، «وضع اقتصادی»، «فرهنگ مردم اندرآب» و «اندرآب و سیاست» می‏ پردازد.

فصل دوم «مروری مختصر به تاریخ افغانستان» نام دارد و به «حکومت احمدشاه ابدالی»، «تیمورشاه ابدالی»، «امیرشیرعلی خان و محمدیعقوب خان»، «عبدالرحمان خان»، «حبیب الله خان»، «شاه امان الله خان»، «حبیب الله خان کلکانی»، «نادرخان»، «ظاهرخان»، «جمهوری داودخان»، «نورمحمد تره کی»، «حفیظ الله امین»، «ببرک کارمل»، «دکتر نجیب الله»، «صبغت الله مجددی»، «گلبدین حکمتیار»، «برهان الدین ربانی»، «امارت طالبان» و «افغانستان بعد از سال 2001 میلادی» می‏ پردازد.

فصل سوم هم «دشواری ‏های ناتمام زندگی ما» نام گرفته و به «خلص زندگی ‏نامه محمدجان»، «محمداسحاق جان»، «خدایدادجان» و «نورالله جان» می ‏پردازد.

 فصل اول کتاب با بررسی زبان ‏شناسانه ‏ی واژه‏ ی «اندرآب» آغاز می ‏شود و با بیان برخی از مناطق اندرآب در زیر عنوان «واحدهای اداری اندرآب» ادامه می ‏یابد. نویسنده در این بخش مناطق زیر را معرفی می‏ کند: «رباط خانه»، «چونی(چهاونی)»، «دره جر»، «کمر شاه و عروس»، «قاصان»، «قریه قلعهلنگ»، «قریه گدالی»، «قریه صیاد»، «قریه داودی»، «پیران سامعه»، «خواجه کان شیر»، «پشته لین»، «سنگبران»، «خانقا»، «بنو»، «قلعه کافر» و «کشن آباد».

او «اندرآب» کنونی را شامل سه واحد اداری «ولسوالی بنو»، «ولسوالی ده صلاح» و «ولسوالی پل‏حصار» معرفی می‏ کند و در مجموع، اندرآب را دارای 221 قریه و 136695 نفر جمعیت، 5 باب کلینیک صحی با 51 نفر پرسنل، 16 باب لیسه ذکور، 4 باب لیسه اناث، 2 باب مدرسه دینی، 19 باب متوسطه ذکور، 9 باب متوسطه اناث، 2 باب مدرسه ابتدائیه اناث که جمعا به تعداد 8634 شاگرد اناث و 16848 دانش آموز ذکور را مصروف آموزش کرده و 811 نفر مربی و معلم در آنها تدریس نموده و اضافه بر آن، 303 نفر کارمند در سه واحد اداری ولسوالی ‏های مذکور ایفای وظیفه می‏ کنند.

او ساختار جغرافیایی اندرآب را تشکیل یافته از «کوه ‏های بلند پوشیده از برف، تپه ‏های خاکی، زمین هموار آبی و للمی به خاطر بذر نباتات، دریاها و چشمه ‏ها، جنگلات طبیعی و دره های پر خم و پیچ» معرفی می‏ کند و دریاهای اندرآب را «دریای کلان»، «دریای قاصان»، «دریای شهشهان»، «دریای آرزو»، «دریای کشن آباد»، «دریای باجگاه»، «دریای خنجان» و «دریای والیان» ذکر می‏ کند.

«پیداوار زراعتی اندرآب» در کتاب به سه گروه تقسیم می‏شود: «الف. نباتات و حبوبات»، «ب. میوه جات» و «ج. معادن». حیوانات اهلی و وحشی و پرندگان اهلی و وحشی اندرآب نیز معرفی می ‏شوند و کتاب با قوم شناسی ساکنان اندرآب پی گرفته می ‏شود. نویسنده ابتدا اقوام «پشه‏یی»، «لرخوابی»، «قوزی»، «هزاره‏ ها»، «هزاره دره ‏گی»، «هزاره اگری»، «هزاره ساکه»، «هزاره هنو»، «دهله»، «هزاره پسکندی»، «هزاره گاوی»، «هزاره ابکه»، «هزاره کوتل مرغ»، «اوغان‏ ها(پشتون ‏ها)»، «سردارها»، «سادات»، «میرها» و «نایب ‏ها» را معرفی نموده، سپس اقشار جامعه ‏ی اندرآب را به «علمای دین(ملاها)»، «روشنفکران»، «دهقانان و زحمت ‏کشان»، «معامله گران وابسته(لومپن ‏ها)» و «قومندان ‏ها» تقسیم می ‏کند.

کتاب نیم نگاهی هم به «وضعیت زنان در اندرآب» و «فرهنگ مردم اندرآب» دارد و آگاهی‏های درخور توجهی در این زمینه‏ ها ارائه می ‏کند و سپس به مهمترین بخش یعنی «اندراب در ادوار تاریخ» می ‏رسد که با عنوان «اندرآب و سیاست» بررسی و بیان می ‏شود. نویسنده بررسی وضعیت اندرآب را از زمان زرتشت آغاز می ‏کند و با بررسی بسیار کوتاه و گذرا به روزگار حاضر می‏ رسد و با جنرال هلال الدین هلال آن را به پایان می ‏رساند.

فصل دوم همان طور که بیان شد، به مرور مختصر تاریخ افغانستان می‏ پردازد و می ‏کوشد تا تصویر روشنی از تاریخ افغانستان ارائه دهد و در این بین حتی به دوره ‏ی حکومت مجاهدین و شخصیت ‏هایی نظیر «صبغت الله مجددی»، «گلبدین حکمتیار»، «برهان الدین ربانی»، «عبدالعلی مزاری»، «احمدشاه مسعود»، «سیدمنصور نادری»، «عبدالرشید دوستم»، «محمدقسیم فهیم» و «عطامحمد نور» نیز می ‏پردازد.

فصل سوم با عنوان «دشواری‏ های ناتمام زندگی ما» یک «اتوبیوگرافی» است که زندگی فردی مولف و نیز معرفی کوتاه و اجمالی شهدای خویشاوند و نزدیک او را دربر می ‏گیرد، شهیدانی که یا برادر، یا برادرزاده یا خواهرزاده و یکی از اقوام نزدیک اویند.

درنگ در کتاب

در این بخش نوشتار تلاش می‏ کنم کتاب «اندرآب در ادوار تاریخ» را در دو محور «ساختار» و «روش» به صورت بسیار کوتاه و مختصر به نقد و بررسی بنشینم تا شاید مورد استفاده‏ ی مؤلف کتاب و دیگر نویسندگانی که قصد نگارش چنین کتاب‏هایی دارند قرار بگیرد.

1. درنگی ساختاری   

کتاب «اندرآب در ادوار تاریخ» طراحی جلد نسبتاً خوبی دارد، به خصوص اینکه از همان نخستین مواجهه چشم مخاطب را با اندرآب آشنا می ‏کند و اضافه بر آن با ارائه بیوگرافی مختصر نویسنده در پشت کتاب، آگاهی ‏های خوبی در رابطه با شخصیت علمی و فرهنگی او ارائه می ‏دهد. با این حال، صفحه آرایی کتاب به خوبی صورت نگرفته و صفحه شناسنه اثر فاقد استانداردهای بین المللی لازم است. در انتخاب نوع قلم و اندازه ی قلم در عنوان‏ های اصلی و فرعی مطالب کتاب دقت کمی صرف شده و این کم دقتی گاهی به دریافت مخاطب از نوشته ی حاضر آسیب می زند و او را دچار سردرگمی می ‏کند.     

فصل دوم در ساختار کلی کتاب کم کارد و اضافی است و گنجاندن آن پس از فصل «معرفی اندرآب» اثر را با یک گسست ساختاری و محتوایی روبرو می ‏کند. بهتر بود نویسنده کتاب این فصل را در عنوان فرعی «اندرآب و سیاست» حل و هضم کند یا از بیان و نگارش آن چشم پوشی نماید.

کج‏ تابی ‏های املایی و نگارشی در جای جای کتاب دیده می ‏شود و ضرورت به ویراستاری و ویرایش متن را گوش زد می‏ کند. اضافه بر آن، هم در فصل اول و هم در فصل سوم، مطالب مطرح شده بسیار گذرا و کوتاه پرداخته شده و به سرعت از کنارشان گذر شده است، بهتر بود به جای نگارش فصل دوم، مطالب این دو فصل با تفصیل و جزئیات بیشتری بیان می ‏شدند.           

2. درنگی روشی

کتاب «اندرآب در ادوار تاریخ» با تمام تلاش‏ نگارنده ‏اش در ارائه ‏ی آگاهی ‏های کمتر انعکاس‏ یافته از تاریخ معاصر افغانستان، دچار فقر روشی است و نقل‏ های بدون استناد و استنادهای ناقص  سطح علمی کتاب را کاسته و به اثری غیرتخصصی نزدیک کرده است. پیش از نگارش کتاب «اندرآب در ادوار تاریخ» به قلم «نورمحمد دهاتی» کتاب «اندرآب در آیینه تاریخ» به قلم عبدالحفیظ بهروز نگارش یافته که مورد استفاده و استناد نگارنده ی کتاب «اندرآب در ادوار تاریخ» قرار گرفته است، ولی یادآوری نشده است که تفاوت‏های کتاب حاضر با نگاشته ‏ی آقای «عبدالحفیظ بهروز» در کجاست و چرا با وجود آن کتاب این اثر نگارش یافته است. عنوان اثر و محتوای آن با یکدیگر همخوانی لازم را ندارند و بخش درخور توجهی از اثر که فصل دوم کتاب است ربط مستقیمی به موضوع کتاب ندارد.

نویسنده‏ ی کتاب تلاش کرده با ترکیب و درهم آمیختن تاریخ شفاهی و تاریخ مکتوب اثری درخور توجه و ماندگار در تاریخ اندراب ارائه کند، اما وسیع گرفتن گستره ی موضوع کتاب و نیز عدم تسلط نویسنده بر روش‏ های پژوهش تاریخی اثر را با چالش مواجه می کند. توانمندی و قوت کتاب «اندرآب در ادوار تاریخ» در آگاهی هایی است که از اندراب امروز و وضعیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی امروز اندراب می ‏دهد. دیده ها، شنیده ها و گزارش های نگارنده ی کتاب از وضعیت معاصر اندراب مطالب ارزشمندی است که می تواند برای محققان و پژوهشگران تاریخ معاصر اندراب کارآمد و سودمند باشد.

نتیجه

کتاب «اندرآب در ادوار تاریخ» تلاشی است در گستره ی «تاریخ محلی» و جغرافیای فرهنگی و تاریخی اندراب. در این راستا تلاش می کند با پرداختن به تاریخ اندراب از پیش از اسلام تا روزگار حاضر تصویری روشن از سیر تحولات تاریخی و سیاسی اندراب ارائه دهد و برخی از جنبه های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی اندراب معاصر را بررسی کند.

«اندرآب در ادوار تاریخ» ویژگی ها و قوت های خوبی هم دارد که تحلیل های نگارنده و شهامت او در بازگویی برخی واقعیت ها و تحلیل های تاریخی ازجمله ی این ویژگی هاست. توجه نویسنده به پوشش جانوری و گیاهی اندراب و نیز فرهنگ و عنعنات اندراب از دیگر ویژگی های ستودنی کتاب است. 

«اندرآب در ادوار تاریخ» گرچه به لحاظ روشی با مشکل و چالش روبروست، کتابی خواندنی و کارآمد برای محققان تاریخ افغانستان و تاریخ اندراب است و ناگفته هایی را ثبت و ضبط می کند که ضرورت بازگویی و ثبت شان انکارناپذیر است. نگارش کتاب «اندرآب در ادوار تاریخ» و کتاب هایی نظیر آن در تاریخ افغانستان یک ضرورت است، حتی اگر با فقر روشی و ساختاری همراه باشند. تاریخ شفاهی و سینه به سینه ی مردمی باید از سینه ها به کاغذ و رسانه های مکتوب انتقال یابد تا در حافظه ی تاریخ افغانستان ماندگار شود و امکان تدوین و نگارش تاریخ قربانیان و تاریخ مردمی را فراهم آورد.

/پایان/

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین مطالب